خلاصه کتاب سلوک عاشورایی منزل اول(تعاون و همیاری)
از مدینه تا کربلا؛ تعاون به بر، نه به اثم
درباره کتاب
چند بار شده توی دلت بگی «به من چه؟ خودش میدونه دیگه!» یا شاید برعکس، کسی به کمکت احتیاج داشت و تو رفتی، اما بعدش ته دلت شک کردی که نکند کار اشتباهی کردم؟ اصلاً ببینیم اصل «کمک کردن» در اسلام چه حکمی دارد؟ آیا هر کمکی پسندیده است؟ یا کمکی هست که حرام باشد؟
این کتاب جواب این سؤالها را میدهد. حضرت آیتالله مجتبی تهرانی (ره) در این مجموعه که دوازده جلسه از درسهای اخلاقی ایشان است، با زبانی صمیمی اما عمیق، یکی از اصول اساسی و لایتغیر اسلام را بررسی میکند: اصل تعاون و همیاری. اما نه هر تعاونی؛ تعاون در راه «بر و تقوا». یعنی کمک به کسی که میخواهد کار خیری انجام دهد یا میخواهد گناهی را ترک کند، واجب است. اما کمک به کسی که میخواهد گناه کند یا به دیگران ظلم کند، حرام.
کتاب با یک مقدمه تاریخی جذاب شروع میشود: ماجرای ملاقات معاویه با امام حسین (ع) و درخواست بیعت برای یزید. امام حسین (ع) صریحاً میفرماید: من یزید را تأیید نمیکنم؛ چون تأیید او کمک به اثم و عدوان است. بعد از مرگ معاویه، یزید از والی مدینه میخواهد از امام حسین (ع) بیعت بگیرد. حضرت نمیپذیرد و با شجاعت تمام، از مدینه خارج میشود. در وصیتنامهای که به برادرش محمد بن حنفیه میدهد، صراحتاً هدف از خروج را «طلب اصلاح در امت جدم» و «امر به معروف و نهی از منکر» اعلام میکند. این دو هدف، دو رکن اصلی قیام عاشورا هستند.
اما آیه شریفه «تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ» (سوره مائده، آیه ۲) به تعبیر علامه طباطبایی، یک اصل اساسی و یک سنت اسلامی در روابط اجتماعی است. «تعاون» یعنی کمک و مساعدت. «بر» یعنی نیکی و کار خیری که مورد رضای خداست. «تقوا» یعنی پرهیز از گناه. «اثم» یعنی گناه فردی (مثل شراب خواری) و «عدوان» یعنی ستم و تجاوز به دیگران (مثل دزدی). آیه میگوید: در راه نیکی و پرهیز از گناه به هم کمک کنید، و در راه گناه و ستم به هم کمک نکنید.
این کتاب فقط یک بحث اخلاقی نیست. یک بحث فقهیِ پایهدار است. نویسنده با استناد به دلایل عقلی (عقل مستقل)، بنای عقلا (خرد جمعی)، آیات قرآن و روایات، اثبات میکند که اعانه به اثم و عدوان حرام است. حتی کمک به ظالم، حتی اگر فقط قلمی برایش تراشیده باشی. حتی اگر قصد کمک نداشته باشی، اما بدانی او میخواهد گناه کند. حتی اگر کمک تو هیچ تأثیری در انجام گناه نداشته باشد (مثلاً اگر تو ندهی، از جای دیگر میگیرد). همه این موارد حرام است.
امام خمینی (ره) در این کتاب یک مثال جالب میزند: فروش کاغذ به کسی که میدانی میخواهد در آن علیه اسلام و قرآن بنویسد، حرام است. نه فقط فروش کاغذ، بلکه هر نوع اعانهای برای اضلال مردم حرام است. نگهداری، نسخهبرداری، خواندن و تدریس کتابهای گمراهکننده هم حرام است. اینها با آزادی بیان منافات ندارد؛ چون آزادی بیان مطلق را هیچ عاقلی قبول ندارد. در جامعه اسلامی، این شارع است که حدود آزادی بیان را مشخص میکند.
یکی از بخشهای جذاب کتاب، بحث از «کارشناس دینی» است. تشخیص اینکه چه چیزی اضلال است و چه چیزی نیست، با کیست؟ باید به کارشناس دینی مراجعه کرد. اما کارشناس دینی باید سه ویژگی داشته باشد: علم، عدالت و تقوا، و «تارک هوای نفس» (حتی هواهای مشروع). چرا؟ چون اگر فقیه خودش به چیزی دل بسته باشد، ممکن است در اجتهادش کم بگذارد. مثلاً اگر خودش چاه آب دارد، ممکن است در احکام تطهیر چاه کم بگذارد تا کار خودش راحت شود. یا اگر دو نفر مستحق کمک از بیتالمال باشند، اما یکی با او موافق باشد و دیگری مخالف، هوای نفس اقتضا میکند آن که موافق است را بیشتر کمک کند. فقیه باید با این هوا مخالفت کند.
اما شاید مهمترین بخش کتاب، جایی است که نویسنده وجوب نهی از منکر را با حرمت اعانه به اثم مرتبط میکند. عقل میگوید: اگر میدانی کاری مبغوض مولا (خدا) است، باید از تحقق آن جلوگیری کنی. حتی اگر مولا نهی هم نکرده باشد. پس نهی از منکر در حقیقت «دفع منکر» است، نه «رفع منکر». یعنی باید جلوی گناه را بگیری، نه اینکه بعد از وقوع آن را برطرف کنی. حال اگر قرار باشد از طرف دیگر کمک به تحقق گناه جایز باشد، این دو با هم جمع نمیشوند. پس حتماً اعانه به اثم حرام است.
در پایان، کتاب به دیدگاه اهل معرفت درباره آیه تعاون اشاره میکند. از نظر تأویلی، «بر» اشاره به وجود مقدس پیامبر اکرم (ص) است و «تقوا» اشاره به وجود مقدس امام علی (ع). پس «تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» یعنی: ای مؤمنان، به پیامبر و علی کمک کنید. اگر میخواهید جامعه انسانی و الهی داشته باشید، جامعه باید هم نبوی باشد و هم علوی.
این کتاب فقط تئوری نیست. پر از داستانهای عاشورایی است که مفاهیم را عینی میکند. داستان طوعه، پیرزنی که به حضرت مسلم پناه داد. داستان وهب، جوان نصرانی تازه مسلمانی که مادر و همسرش در راه حق جان فشانی کردند. داستان زهیر که با یک نگاه به چهره امام حسین (ع) دگرگون شد. و داستان جانسوز حضرت ابوالفضل (ع) که در شریعه فرات، به یاد تشنگی برادر افتاد و آب را روی آب ریخت و گفت: به خدا قسم تا حسین تشنه است آب نمیخورم.
برای امروز ما، این کتاب یک جور راهنماست. به ما میگوید کمک به گناه حرام است، حتی اگر کوچک باشد. به ما میگوید در راه خیر به هم کمک کنید؛ چه در بعد مادی و چه در بعد معنوی. به ما میگوید مراقب باشیم شبهه در جامعه پخش نکنیم، چون روح مردم از جسمشان مهمتر است. و به ما میگوید که اگر از حق حمایت کنی، عزیز میشوی. امام حسین (ع) و یارانش امروز زندهتر از همیشهاند، چون از حق حمایت کردند.
در چه صورتی از این کتاب لذت میبری؟
• اگر میخواهی بدانی کمک به گناه چه حکمی دارد و چه فرقی بین «اثم» و «عدوان» است.
• اگر دوست داری بدانی امام حسین (ع) چه استعانههایی کرد و چرا بعضی پذیرفتند و بعضی نپذیرفتند.
• اگر برات سؤال است آزادی بیان تا کجاست و چرا القای شبهه حرام است.
• اگر میخواهی بدانی کارشناس دینی باید چه ویژگیهایی داشته باشد.
• اگر دوست داری بدانی اهل معرفت چطور آیه تعاون را تفسیر میکنند.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!