مشت

خلاصه کتاب سلوک عاشورایی منزل ششم(حق و باطل)

از مدینه تا کربلا؛ چهار انگشت فاصله بین شنیدن و دیدن

امام حسین،عاشورا و اربعین ۵۵ دقیقه ۹ صفحه ۵.۰ صوتی
خلاصه متنی
سلوک عاشورایی منزل ششم(حق و باطل)
مجتبی طهرانی
۰:۰۰ --:--
سلوک عاشورایی منزل ششم(حق و باطل)
مجتبی طهرانی
۰:۰۰ --:--

درباره کتاب

چند بار شده توی دلت بگی من حق رو می‌دونم، اما نمی‌تونم بگم؟ یا شاید گاهی فکر کردی چرا بعضی آدم‌های عاقل و درس‌خوانده، با اینکه می‌دونن چی درسته، خلافش رو انجام می‌دن؟ یا بدتر از همه، گاهی شنیدی کسی بگه «من نه با اینم نه با اون، خودم می‌دونم چیکار کنم» و تو هم با خودت گفتی شاید راست می‌گه؟

این کتاب جواب این سؤال‌هاست. حضرت آیت‌الله مجتبی تهرانی (ره) در این مجموعه که بیست و دو جلسه از درس‌های اخلاقی ایشان است، با زبانی صمیمی اما عمیق، می‌گوید که «حق» چیزی نیست که آدم نتواند بفهمد. خدا هم عقل سلیم را در وجود آدم قرار داده (حجت باطنی) و هم پیامبران و کتاب‌های آسمانی را فرستاده (حجت ظاهری). پس هیچ کس عذری ندارد که حق را نشناسد. مشکل جای دیگر است.

کتاب با یک واقعیت تلخ شروع می‌شود: حق دو خاصیت دارد؛ سنگین و تلخ. باطل هم سبک و شیرین. نفس انسان از حق گریزان است، چون حق با شهوت و غضب او همسو نیست. به همین دلیل، بسیاری حق را می‌شناسند اما به آن عمل نمی‌کنند. مثل کوفیان که به امام حسین (ع) نامه نوشتند بیا، اما وقتی کار به خطر افتاد، تنها گذاشتندش. مثل قاریان قرآن در سپاه عمر سعد که قرآن را نزد خود امام حسین (ع) یاد گرفته بودند، اما با او جنگیدند.

اما این همه ماجرا نیست. دشمنان حق دو کار می‌کنند: اول حق را می‌پوشانند (اضلال)، بعد باطل را آرایش می‌کنند (اغوا). در کربلا، گفتند حسین خارجی است و یزید خلیفه خوبی است. پول دادند، وعده دادند، امنیت جاده‌ها را تضمین کردند. مردم فریب خوردند. اما کسی که تقوا دارد و شعور دینی پیدا کرده، هیچ اضلال و اغوایی او را فریب نمی‌دهد. چون تقوا به او «فرقان» می‌دهد؛ یعنی قدرت تشخیص حق از باطل.

نکته شگفت‌انگیز کتاب این است که می‌گوید فاصله حق و باطل فقط چهار انگشت است؛ فاصله چشم و گوش. باطل آن است که بگویی «شنیدم»، حق آن است که بگویی «دیدم». یعنی انسان باید به یقین برسد، نه به حدس و گمان. دین از شهود شروع می‌شود و به شهود ختم می‌شود. پیامبر (ص) فرمود: خدا را چنان عبادت کن که گویی او را می‌بینی. و امام علی (ع) فرمود: خواب با یقین بهتر از نماز با شک است.

اما مهم‌تر از همه، نوع تقابل حق و باطل است. این دو مثل شب و روز جمع نمی‌شوند. یا با حق هستی یا با باطل. راه سومی وجود ندارد. قرآن می‌فرماید: «بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست». بعضی خیال می‌کنند می‌توانند بین حق و باطل جمع کنند؛ مثلاً هم نمازشان را پشت سر امام علی (ع) بخوانند و هم سر سفره معاویه بنشینند. این اشتباه است. کوچکترین انحراف از حق، خودش باطل است.

امام حسین (ع) در روز عاشورا فرمود: «هیهات منا الذلة». ذلت را تسلیم شدن در برابر باطل می‌دانست، نه کشته شدن در راه حق. فرمود: اگر دین محمد جز با کشته شدن من پایدار نمی‌ماند، ای شمشیرها مرا در برگیرید. این شد که عزت حقیقی را به دست آورد. امروز میلیون‌ها نفر برای او گریه می‌کنند، اما یزید در لعنت‌هاست.

کتاب پر است از داستان‌های عاشورایی که این مفاهیم را عینی می‌کند. ماجرای حُرّ که با هزار سوار آمد جلوی راه امام حسین (ع) را بگیرد، اما در نهایت به سوی خیام حضرت رفت و گفت: خدایا! به سوی تو بازمی‌گردم. ماجرای وهب، جوان نصرانی تازه‌مسلمانی که مادرش او را تشویق به جهاد کرد و همسرش مانع شد، اما در نهایت همه جان فدا کردند. ماجرای حضرت ابوالفضل (ع) که دست زیر آب برد، اما به یاد تشنگی برادر افتاد و آب را روی آب ریخت و گفت: به خدا قسم تا حسین تشنه است آب نمی‌خورم.

برای امروز ما، این کتاب یک جور راهنماست. به ما می‌گوید فقر فرهنگی از فقر اقتصادی بدتر است. بی‌شعوری ریشه همه بدبختی‌هاست. به ما می‌گوید کسانی که با ظاهر دینی دنیا را می‌گیرند، لباس میش به تن می‌کنند اما دل‌هایشان مثل دل گرگ است. به ما می‌گوید پای حق بایست، هر چند تلخ باشد. حق را بگو، هر چند به ضررت باشد.

در پایان، امام علی (ع) مردم را سه دسته می‌داند: عالم ربانی (کسی که حق را می‌شناسد، راهش را تشخیص می‌دهد و در آن حرکت می‌کند)، متعلم بر سبیل نجات (کسی که دنبال یادگیری حق است)، و همج رعاع (مگس‌های سرگردانی که دنبال هر صدایی می‌روند و با هر بادی تغییر جهت می‌دهند). کدام یکی هستی؟

در چه صورتی از این کتاب لذت می‌بری؟

• اگر می‌خواهی بدانی چرا گاهی حق را می‌دانی اما نمی‌توانی عمل کنی.
• اگر حس می‌کنی جامعه پر از شعارهای متناقض است و نمی‌دانی به کدام اعتماد کنی.
• اگر برات سؤال است چطور آدم‌های باسواد و مذهبی گاهی راه غلط می‌روند.
• اگر می‌خواهی بدانی فاصله حق و باطل چقدر است و چطور حق را از باطل تشخیص بدهی.
• اگر دوست داری بدانی امام حسین (ع) چطور با ایستادن در برابر باطل، عزت حقیقی را به دست آورد.

خرید نسخه اصلی کتاب

برای خرید از طریق این لینک اقدام کنید.

خرید کتاب
پویش آیه

با توجه به کتابی که خوندی نظرت درباره این جمله چیه؟ «ممکن است بزرگ‌ترین دشمن حق، دشمنانش نباشند، بلکه کسانی باشند که آن را می‌شناسند اما به آن عمل نمی‌کنند »

برای شرکت در پویش، پاسخت رو به‌صورت کامل در بخش نظرات بنویس. بهترین پاسخ‌ها انتخاب می‌شن!

نظرات خوانندگان

۵.۰ از ۵ — ۳ نظر
محمدرضا رجبی

خیلی جمله عمیق و خاصیه. مدت ها میشه بهش فکرکرد و کاوش کرد. به نظرم واقعا ممکنه دشمنان واقعی حق اهلش باشن. با درست به کار نبردن اون.

محمدرضا رجبی

خداوند رحمت کنه این عالم و انسان شریف. این کتاب که از مجموعه سخنرانی های ایشان تهیه شده ما رو یاده جلسات خاصو پربار ایشون میندازه.

علی عبداله‌زاده

مشکل اصلی ناآگاهی نیست؛ بلکه عمل نکردن به حق است. بسیاری از مردم کوفه و حتی برخی از سپاه عمر سعد، امام حسین(ع) را می‌شناختند، اما دنیاطلبی، ترس و دلبستگی‌های نفسانی مانع همراهی آنان شد. همین نکته را رهبر شهید نیز در کتاب چهار گفتار بیان می‌کند؛ اینکه ریشه عمل نکردن به حقیقت، اسارت در شهوات و دوری از معنویت است. از این رو، بزرگ‌ترین دشمن حق، کسی است که حقیقت را می‌شناسد، اما در لحظه عمل، آن را فدای خواسته‌های نفس می‌کند.