خلاصه کتاب سلوک عاشورایی منزل پنجم(استقامت و پایداری)

دینداری یعنی شروع کردن و استقامت یعنی تمام نکردن؛ و این دو، هیچکدام بدون دیگری معنا ندارد.

درباره کتاب

چند وقت پیش توی یک جلسه مذهبی، کسی گفت: «من نماز میخوانم، روزه میگیرم، حجاب هم دارم. دیگر چه چیزی کم دارم؟» یکی از دوستان پاسخ داد: «شاید استقامت. یعنی وقتی وسط راه به مشکل برمیخوری، دست از دین برنمیداری؟» آنجا بود که تازه فهمیدیم دینداری فقط شروع کردن نیست، ماندن و ایستادن است.

کتاب «سلوک عاشورایی - منزل پنجم: استقامت و پایداری» نوشته آیتالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی، یکی از درخشانترین بحثهای اخلاقی و معرفتی درباره مفهوم «استقامت» در دین است. این کتاب، تقریر جلسات اخلاق ایشان در دهه اول محرم سال ۱۳۸۵ شمسی است که به مناسبت تحلیل ابعاد قیام امام حسین(ع) ایراد شده است.

نکته مهمی که استاد تهرانی در ابتدای کتاب به آن اشاره میکند، تفاوت میان «صبر» و «استقامت» است. صبر یعنی توقف و خودداری؛ مثل وقتی که مصیبتی میآید و انسان زبان به شکایت باز نمیکند. اما استقامت یعنی حرکت. استقامت یعنی پافشاری بر ادامه راه تا رسیدن به هدف. امام علی(ع) در نهجالبلاغه این دو را از هم جدا کرده و فرمودهاند: «الاستقامة ثم الصبر»؛ اول استقامت، بعد صبر.

استاد تهرانی میفرمایند که حرکت امام حسین(ع) از مدینه، دو بعد داشت: یکی پایداری در راه رسیدن به حق (لقای الهی) و دیگری پایداری در راه اقامه حق (دین خدا). حضرت در وصیتنامه خود به محمد بن حنفیه مینویسد: «من نه برای تکبر و فساد قیام کردهام، بلکه برای اصلاح امت جدم و امر به معروف و نهی از منکر حرکت میکنم.»

یکی از بحثهای بسیار عمیق کتاب، درباره «اعتراف به ربوبیت خدا» است. استاد میفرمایند که انسانها از نظر اعتقاد به ربوبیت چهار دستهاند: زبانی، برهانی، ایمانی و شهودی. تنها کسانی که ربوبیت خدا برایشان واردات قلبی شده و به آن ایمان آوردهاند، میتوانند در راه حق استقامت کنند. کسانی که فقط زبانی یا برهانی اعتراف دارند، در میانه راه میمانند و دست از دین میکشند. نمونهاش طلحه و زبیر که روایت پیامبر(ص) درباره حق بودن علی(ع) را شنیده بودند، اما در مقابل ایشان ایستادند؛ چون پایداری نداشتند.

کتاب به موانع استقامت هم میپردازد. استاد میفرمایند که «تعلقات نفسانی» یعنی دل بستگی به مال، مقام، اشخاص و اشیا، مهمترین مانع پایداری است. انسانهایی که به اینها دل بستهاند، وقتی بر سر دو راهی دنیا و آخرت قرار میگیرند، نمیتوانند راه درست را انتخاب کنند. درمان این مشکل، «تقویت ایمان به معاد» و «اعتقاد به وعده و وعیدهای الهی» است.

اما اوج بحث، جایی است که استاد تهرانی از «روحیه تعبد و تنسک» حرف میزند. تعبد یعنی بدون چون و چرا دستور خدا را بپذیرد و اجرا کند. ایشان ماجرای سهل بن حسن خراسانی و هارون مکی را مثال میزنند. سهل از امام صادق(ع) میپرسد چرا با وجود صد هزار نفر در خراسان قیام نمیکنید؟ امام به هارون مکی میگوید داخل تنور برود. هارون بدون چون و چرا میرود و سالم برمیگردد. اما سهل حتی حاضر نمیشود نزدیک تنور برود. امام میفرماید: اگر پنج نفر مثل هارون داشتم، قیام میکردم.

استاد تهرانی تأکید میکند که دشمنان اسلام این مطلب را خوب فهمیدهاند. میدانند که تا روحیه تعبد در مسلمین هست، نمیتوانند کاری کنند. به همین دلیل از راه «ترویج لاابالیگری» وارد شدهاند تا این روحیه را از بین ببرند.

نکته پایانی و بسیار مهم کتاب، مسئولیت حاکمان و سرپرستان جامعه است. خداوند در قرآن به پیامبر(ص) میفرماید: «فاستقم کما امرت و من تاب معک»؛ هم خودت استقامت کن و هم کسانی که با تو هستند. پیامبر(ص) میفرماید: این آیه مرا پیر کرد. چرا؟ چون خداوند میگوید تو مسئول پایداری امت هم هستی. استاد تهرانی نتیجه میگیرند که هر کسی مسئولیتی دارد، نباید به ابلاغ بسنده کند؛ باید بستر را برای عمل به دستورات الهی فراهم سازد. یزید حکومت را غصب کرده بود و مردم را به فساد میکشاند. امام حسین(ع) دید اگر این روند ادامه پیدا کند، اسلام از بین میرود. پس قیام کرد و فرمود: اگر مثل یزید سر کار باشد، «و علی الاسلام السلام»؛ باید فاتحه اسلام را خواند.

امروز هم وظیفه ما حفظ روحیه تعبد و پایداری در برابر هجمههای لاابالیگری است.

در چه صورتی از این کتاب لذت می‌بری؟

• اگر میخواهی تفاوت صبر و استقامت را بفهمی.
• اگر میدانی چرا بعضی آدمها در میانه راه دین را رها میکنند.
• اگر به دنبال ریشهیابی موانع پایداری در خودت هستی.
• اگر دلت میخواهد بدانی امام حسین(ع) چرا قیام کرد و چه هدفی داشت.
• اگر طلبه یا دانشجوی معارف هستی و به مبانی اعتقادی عمیق نیاز داری.

نظرات خوانندگان

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!