خلاصه کتاب سلوک عاشورایی منزل چهارم(دین و دین داری)

از کوفه تا کربلا؛ مسلمانان بی‌دین و مؤمنان واقعی

درباره کتاب

چند بار شده توی دلت بگویی من مسلمانم، اما ته دلت شک داری که واقعاً دین داری یا نه؟ اصلاً فرق بین مسلم بودن و مؤمن بودن چیست؟ چطور ممکن است کسی نماز بخواند، روزه بگیرد، اما وقتی کار به خطر می‌افتد، دست از دین بکشد؟ و از همه عجیب‌تر: چطور ممکن است دو گروه که هر دو مسلمانند، در کربلا به جان هم بیفتند و یکی از آنها پسر پیامبر را بکشد؟

این کتاب دقیقاً به همین سؤال‌ها جواب می‌دهد. حضرت آیت‌الله مجتبی تهرانی (ره) در این مجموعه که سیزده جلسه از درس‌های اخلاقی ایشان است، با زبانی ساده اما عمیق، فرق میان «اسلام ظاهری» و «اسلام حقیقی» را توضیح می‌دهد. ایشان نشان می‌دهد که دین فقط یک لقلقه زبانی نیست؛ دین یعنی باورهایی که در دل جا گرفته باشند و اعضا و جوارح را هم به دنبال خود بکشند.

کتاب با یک واقعیت تلخ شروع می‌شود: در کربلا، کسانی با امام حسین (ع) جنگیدند که مسلمان بودند. مسلمان نمازخوان بودند. اما بی‌دین. چطور؟ چون دینشان وارد دلشان نشده بود. در قرآن، خداوند به اعراب می‌فرماید: «نگویید ایمان آوردیم، بگویید اسلام آوردیم، چون هنوز ایمان وارد قلب‌هایتان نشده است.» این تفاوت اساسی است: مسلمان کسی است که شهادتین بگوید، اما مؤمن کسی است که دین در دلش ریشه دوانده باشد.

اما نکته مهم‌تر اینکه دین فقط باور قلبی نیست. دین مرکب است از اصول (باورها) و فروع (اعمال). مثل درختی که ریشه‌اش ایمان است و میوه‌اش عمل. نه می‌توان گفت ایمان بدون عمل کافی است، و نه می‌توان عمل بدون ایمان را پذیرفت. کسی که دین دارد، دلش بسته شده است. و وقتی دل بسته شد، دست و پا و زبان هم دنبالش می‌روند. به همین دلیل، امام حسین (ع) جمله فرزدق را قبول نکرد که گفت «دل‌های کوفیان با تو است و شمشیرهایشان علیه تو». چون محبت پیروساز است. نمی‌شود دل با کسی باشد و شمشیر علیه او.

این کتاب فقط تئوری نیست. پر است از داستان‌های عاشورایی که این مفاهیم را عینی می‌کند. داستان وهب، جوان نصرانی تازه‌مسلمانی که همسرش مانع میدان رفتنش می‌شود و در نهایت هر دو ایثار می‌کنند. داستان زهیر که با یک نگاه به چهره امام حسین (ع) دگرگون می‌شود و همه همراهانش را رها می‌کند. داستان حضرت ابوالفضل (ع) که دستش را قطع می‌کنند، اما از دینش دست نمی‌کشد. و بالاخره داستان حضرت علی‌اصغر (ع) که شش ماه بیشتر نداشت، اما برای حفظ دین فدا شد.

اما برای ما امروز چه فایده‌ای دارد؟ این کتاب به ما می‌گوید دینداری فقط به مسجد رفتن و نماز خواندن نیست. دینداری یعنی وقتی سر دو راهی دین و دنیا قرار می‌گیری، بدانی چه انتخابی باید بکنی. یعنی بدانی حب دنیا با حب خدا در یک دل جمع نمی‌شود. یعنی بدانی لاابالی‌گری (بی‌باکی در گناه) و طمع (زیاده‌خواهی) دو عاملی هستند که ایمان را از ریشه می‌خشکاند. و یعنی بدانی برای اینکه ایمانت خالص شود، باید خدا از خودت، پدرت، مادرت، فرزندت، خانواده‌ات و همه مردم برایت محبوب‌تر باشد.

در پایان کتاب، امام صادق (ع) جمله‌ای می‌فرماید که شاید بهترین جمع‌بندی برای این کتاب باشد: «سراغ دین مردم را نگیر، وگرنه هیچ دوستی پیدا نمی‌کنی. اگر دین‌دار واقعی دیدی، سلام مرا به او برسان.»

در چه صورتی از این کتاب لذت می‌بری؟

• اگر می‌خواهی بدانی فرق مسلمون معمولی با مؤمن واقعی چیست.
• اگر حس می‌کنی دینت سطحی است و می‌خواهی ریشه‌دارش کنی.
• اگر برات سؤال است چطور آدم‌های مذهبی خطاهای بزرگ می‌کنند.
• اگر داستان‌های عاشورایی را دوست داری، اما نه فقط برای گریه، برای فهمیدن.
• اگر می‌خواهی بدانی حب دنیا چطور ایمان را نابود می‌کند.

نظرات خوانندگان

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!