خلاصه کتاب سلوک عاشورایی منزل نهم(بینش و نگرش)
امام حسین(ع) نه مغرور بود و نه کسی را فریب داد؛ او مصلحی غیور و انسانی ضد غرور بود
درباره کتاب
چند وقت پیش توی یک جلسه عزاداری، کسی گفت: «چهارده قرن از عاشورا میگذرد، هنوز هم گریه میکنیم. اما آیا واقعاً امام حسین(ع) را میشناسیم؟» این سؤال دقیقاً همان چیزی است که کتاب «بینش و نگرش» به آن پاسخ میدهد.
کتاب «سلوک عاشورایی - منزل نهم: بینش و نگرش» نوشته آیتالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی، یکی از عمیقترین بحثهای معرفتی درباره قیام امام حسین(ع) است. این کتاب تقریر جلسات اخلاق ایشان در دهه اول محرم سال ۱۳۸۹ شمسی است.
نکته کلیدی که استاد تهرانی در ابتدای کتاب مطرح میکند، تفاوت میان حکومتهای الهی و شیطانی است. حکومتهای شیطانی برای به دست گرفتن قدرت و حفظ آن، از سه ابزار استفاده میکنند: تطمیع (وعده مال و مقام)، تهدید (ترساندن از مرگ و ضرر) و تحمیق (سوءاستفاده از جهل و باورهای دینی مردم). اما امام حسین(ع) نه خودش مغرور شد و نه کسی را فریب داد. او مصلحی غیور و انسانی ضد غرور بود.
حضرت در اولین برخورد با ولید بن عتبه فرمود: «ما خاندان نبوّت و معدن رسالتیم. اما یزید مردی فاسق، شرابخوار و قاتل انسانهای بیگناه است. کسی مثل من با کسی مثل او بیعت نمیکند.» حضرت بحث صلاحیت را مطرح کرد، نه اینکه بگوید من میخواهم جای یزید بنشینم. او فرمود: «مثلی لایبایع مثله»؛ یعنی کسی مثل من با کسی مثل او بیعت نمیکند. این یعنی کسی مثل یزید اصلاً صلاحیت این جایگاه را ندارد.
استاد تهرانی میفرمایند که امام حسین(ع) از ابتدا پایان کار را میدانست. در گفتگو با امسلمه فرمود: «به خدا قسم میدانم مرا میکشند. نه تنها کشته میشوم، بلکه سرم را جدا میکنند، خانوادهام آواره میشوند و بچههایم به اسارت میروند.» حضرت در نامه به بنیهاشم نوشت: «هرکس به من ملحق شود شهید میشود و هرکس تخلف کند به فتح و پیروزی نمیرسد.» این نشان میدهد که حضرت نه تنها فریب نخورده بود، بلکه دیگران را نیز آگاه میکرد.
یکی از مباحث بسیار مهم کتاب، تفاوت میان «دینداران مدعی» و «دینداران حقیقی» است. استاد از امام علی(ع) نقل میکند: «مؤمن کسی است که دینش را به وسیله دنیایش حفظ کند و فاجر کسی است که دنیایش را به وسیله دینش حفظ کند.» عبدالله بن عمر که به ظاهر دیندار بود، به امام حسین(ع) گفت با یزید بیعت کن. او از سه ابزار تطمیع، تهدید و تحمیق استفاده کرد. اما امام حسین(ع) در جوابش فرمود: «آیا نمیدانی که سر یحیی بن زکریا را به یکی از بدکاران بنیاسرائیل هدیه دادند؟» یعنی بدان که سر من را هم برای یزید میبرند.
کتاب به مبحث «بصیرت» نیز میپردازد. استاد میفرمایند که امام حسین(ع) دنبال اصلاح امت بود؛ هم اصلاح ظاهری (امر به معروف و نهی از منکر) و هم اصلاح باطنی (بصیرت و بینش). اما اصلاح ظاهر مقدم بر اصلاح باطن است. انسان تا مؤدب به آداب شریعت نشود، نمیتواند حق را از باطل تشخیص دهد. امام حسین(ع) در خطبههایش مدام به مردم هشدار میداد که فریب دنیا را نخورید. فرمود: «اگر بنا بود دنیا برای کسی باقی بماند، انبیا سزاوارتر بودند. اما خدا دنیا را برای فنا آفریده است.»
یکی از شگفتانگیزترین بخشهای کتاب، پیشبینیهای امام حسین(ع) از سرنوشت دشمنان است. حضرت در پاسخ به مردی از اهل کوفه فرمود: «اینها مرا میکشند، بعد خدا کسی را بر آنان مسلط میکند که از کهنه پاره زنها هم پستتر شوند.» هفت سال بعد، مختار قیام کرد و سران کوفه را به قتل رساند. بعد از آن، حجاج بن یوسف ثقفی چنان بر اهل عراق مسلط شد که صد و بیست هزار نفر را کشت.
«بینش و نگرش» در نهایت به ما میآموزد که ریشه همه فریبخوردگیها، جهل است؛ آن هم جهل مرکب. انسانها فریب دنیا را میخورند چون به قیامت باور ندارند یا دل به جلوههای مادی بستهاند. امام حسین(ع) آمد تا این حجابها را کنار بزند و به مردم بگوید: «ای بندگان خدا، تقوا پیشه کنید و از دنیا برحذر باشید.»
در چه صورتی از این کتاب لذت میبری؟
• اگر میخواهی بدانی چرا امام حسین(ع) با یزید بیعت نکرد.
• اگر میخواهی تفاوت حکومت الهی و شیطانی را بفهمی.
• اگر دلت میخواهد بدانی امام حسین(ع) از ابتدا چه میدانست.
• اگر به دنبال ریشهیابی فریبخوردگی انسانها در طول تاریخ هستی.
• اگر طلبه یا دانشجوی معارف هستی و به تحلیل عمیق قیام عاشورا نیاز داری.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!