خلاصه کتاب سلوک عاشورایی منزل سوم(هجرت و مجاهدت)

از مدینه تا کربلا؛ هجرتی بی‌نظیر در تاریخ بشریت

درباره کتاب

تا حالا شده توی دلت بگی «من که حرفم رو می‌زنم، حرف حق را می‌زنم، چرا کسی گوش نمیده؟» یا شاید گاهی فکر کردی «من که تو خونه‌ام نماز می‌خونم و روزه می‌گیرم، دیگه از من چه توقعی دارن؟» یا شاید بدتر از همه، گاهی با خودت گفتی «حالا که نمی‌تونم کاری بکنم، پس سکوت می‌کنم تا به خودم و خانواده‌ام ضربه نخوره.»

این کتاب جواب این سؤال‌هاست؛ اما نه جواب‌های شعاری و قشنگ. حضرت آیت‌الله مجتبی تهرانی (ره) در این مجموعه که پانزده جلسه از درس‌های اخلاقی ایشان است، با زبانی صمیمی اما عمیق، می‌گوید دینداری بدون هجرت معنا ندارد. نه هجرت به آن معنای قدیمی که همه از مکه به مدینه بروند. هجرت یعنی کوچ کردن از هر چیزی که تو را از خدا دور می‌کند. از محیط آلوده، از معصیت، از رذایل اخلاقی، از تعلقات نفسانی. مؤمن حقیقی کسی است که هم هجرت درونی کرده باشد (دلش از باطل به حق کوچ کرده باشد) و هم هجرت بیرونی (اگر نتواند دینش را در محیط آلوده حفظ کند، برود جای دیگر).

اما همین اول کار، یک سؤال بزرگ پیش می‌آید: مگر نه اینکه در قرآن، ایمان و هجرت و جهاد در کنار هم آمده‌اند؟ پس رابطه‌شان چیست؟ جواب این کتاب این است: هجرت و مجاهدت از لوازم وجودی ایمانند. یعنی محال است کسی واقعاً مؤمن باشد، اما هجرت و جهاد نداشته باشد. مثل این است که بگویی این عسل است اما شیرین نیست. عسل بدون شیرینی معنا ندارد. ایمان بدون هجرت هم معنا ندارد.

نکته جالب اینجاست که هجرت صغری (همون کوچ ظاهری) ارزش ذاتی ندارد. ارزشش به این است که یا هجرت کبری (همون سفر درونی به سوی خدا) را ایجاد می‌کند یا آن را حفظ می‌کند. یعنی اگر تو از نظر درونی به حق رسیده‌ای، باید جایی زندگی کنی که به این حق ضربه نخوری. اگر نتوانستی محیط را عوض کنی، باید خودت را از محیط بیرون بکشی. حتی به اندازه یک وجب. پیامبر (ص) فرمود هرکس برای حفظ دینش به اندازه یک وجب هجرت کند، بهشت بر او واجب می‌شود.

اما این همه ماجرا نیست. گاهی ماندن از هجرت بالاتر است. اگر می‌توانی بمانی و حرف حق را بزنی و باطلی را رد کنی، ماندنت از هجرت بهتر است. پیامبر (ص) فرمود: اگر بمانی و با سخن حق، باطلی را رد کنی یا حقی را یاری کنی، بالاتر از این است که با من هجرت کنی. مسئله اصلی حفظ دین است؛ چه با هجرت، چه بدون هجرت.

اما شاید مهم‌ترین بخش این کتاب، بحث جهاد اکبر است. جهاد اصغر همان جهاد با دشمن بیرونی است. اما جهاد اکبر، جهاد با نفس خودت است. پیامبر (ص) به کسی که از جنگ برگشته بود فرمود: «تو از جهاد اصغر به جهاد اکبر بازگشتی.» جهاد اکبر یعنی مهار کردن سه قوه اصلی در انسان: شهوت، غضب و وهم. این جهاد سخت‌تر از هر جنگی است. چون دشمنت را می‌بینی؟ هواهای نفسانی گاهی به صورت دوست خود را پنهان می‌کنند. اصلاً همین که به آن «جهاد اکبر» می‌گویند، نشان می‌دهد چقدر مهم و دشوار است.

در جهاد اصغر یک بار می‌میری. اما در جهاد اکبر، در هر روز هفتاد بار شهید می‌شوی. هر بار که یك خواهش نفس را سرکوب می‌کنی، یک بار شهید شده‌ای. و هر بار این شهادت، یک حجاب را از مقابل چشمت برمی‌دارد تا راه را بهتر ببینی. محصول این جهاد، تقواست و تقوا بهترین توشه راه مهاجر است.

اما نکته شگفت‌انگیز این کتاب، مقایسه هجرت امام حسین (ع) با هجرت دیگر انبیاست. ابراهیم (ع) رفت زن و بچه‌اش را در بیابان گذاشت، اما به آن ها وعده نصرت داده شد. موسی (ع) از مصر فرار کرد، اما در بیابان برایش من و سلوی آمد. اما امام حسین (ع) از اول می‌دانست شهید می‌شود و زن و بچه‌اش اسیر می‌گردند. هیچ وعده نصرتی در کار نبود. با این حال هجرت کرد. هجرتی که در تاریخ بشریت بی‌نظیر است. هجرتی که در آن، شیرخوار شش ماهه هم فدا شد.

این کتاب فقط تئوری نیست. پر از داستان‌های عاشورایی است که مفاهیم را عینی می‌کند. ماجرای حبیب بن مظاهر که همسرش او را تشویق به هجرت کرد. ماجرای زهیر که با یک نگاه به چهره امام حسین (ع) دگرگون شد و همه همراهانش را رها کرد. ماجرای حضرت ابوالفضل (ع) که در شریعه فرات، به یاد تشنگی برادر افتاد و آب را روی آب ریخت و گفت: «به خدا قسم تا حسین تشنه است آب نمی‌خورم.»

برای امروز ما، این کتاب یک جور دستورالعمل زندگی است. به ما می‌گوید اگر در محیط آلوده‌ای زندگی می‌کنی که نمی‌توانی دینت را حفظ کنی، هجرت کن. به ما می‌گوید اگر می‌توانی بمانی و حق را یاری کنی، بمان. به ما می‌گوید جنگ اصلی، جنگ با نفس خودت است. و به ما می‌گوید که دین به آسانی به دست ما نرسیده؛ انبیا و اولیا برای این دین رنج کشیدند و هجرت کردند. ما هم باید قدردان باشیم.

در چه صورتی از این کتاب لذت می‌بری؟

• اگر می‌خواهی بدانی فرق مؤمن واقعی با مسلمان معمولی چیست.
• اگر توی محیط آلوده زندگی می‌کنی و نمی‌دانی بمانی یا بروی.
• اگر فکر می‌کنی دینداری فقط نماز و روزه است و بس.
• اگر دوست داری بدانی چرا جهاد با نفس از جهاد با دشمن بزرگ‌تر است.
• اگر می‌خواهی بدانی امام حسین (ع) چه هجرتی کرد که با هجرت هیچ پیامبری قابل مقایسه نیست.

نظرات خوانندگان

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!