بسم الله الرحمن الرحیم
کوفیان آفریده شده‌اند تا خطاهایشان مایه عبرت دیگران باشد

وقتی معاویه مرد، پسرش یزید نامه نوشت که از امام حسین و چند نفر دیگر بیعت بگیرد. امام نپذیرفت. از اینجا بود که شخصیت امام حسین(ع) ظاهراً ظهور و بروز پیدا کرد. حضرت دو تولد دارد: تولد شخصی در سوم شعبان و تولد شخصیتی در همان روز، وقتی از مدینه به سمت مکه حرکت کرد.

در حرکت امام حسین دو نوع پایداری وجود دارد: پایداری در حرکت به سوی حق (لقای الهی) و پایداری در اقامه حق (دین الهی). این دو با هم در حرکت حضرت جمع شده بود.

تفاوت صبر و استقامت در این است که صبر یک نوع توقف و خودداری است، اما استقامت در متن آن حرکت نهفته است. امام علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «العمل العمل ثم النهایة النهایة و الاستقامة الاستقامة ثم الصبر الصبر»؛ اول کار و تلاش، سپس تمام کردن، بعد پایداری، بعد صبر.

در اسلام مسائل اجتماعی آمیخته به مسائل معرفتی است. حرکت امام حسین از مدینه به مکه و از مکه به کوفه، هم یک حرکت به سوی حق بود و هم یک حرکت برای اقامه حق. در وصیت‌نامه حضرت به برادرش محمد بن حنفیه می‌فرماید: «من نه به قصد تکبر و فساد و ظلم قیام کردم، بلکه برای اصلاح امت جدم، امر به معروف و نهی از منکر و عمل به سیره جدم و پدرم علی بن ابی‌طالب از مدینه خارج شدم.»

در مناجات حضرت در کنار قبر پیامبر، بعد از نماز و گریه، خوابش برد و رسول خدا را در میان ملائکه دید. پیامبر فرمود: گویا به زودی تو را در خون خود می‌غلطم، در حالی که تشنه‌ای و کسی به تو آب نمی‌دهد. امام حسین عرض کرد: مرا با خود ببر. پیامبر فرمود: نه، باید برگردی و پایداری کنی تا به شهادت برسی و به آن ثواب بزرگی که خدا برایت مقرر کرده دست یابی.

حمزه بن حمران از امام صادق(ع) نقل می‌کند که امام حسین وقتی از مدینه حرکت کرد، نوشت: «هرکس به من بپیوندد شهید می‌شود و هرکس تخلف کند به فتح و پیروزی نمی‌رسد.» این نشان می‌دهد که حضرت از همان ابتدا می‌دانست چه اتفاقی خواهد افتاد.

برای رسیدن به حق یا اقامه حق، چهار چیز لازم است: تشخیص حق از باطل، شناخت راه رسیدن به حق، حرکت در مسیر حق و پایداری تا رسیدن به هدف. اگر یکی نباشد، به مقصد نمی‌رسی. استقامت از همه مهم‌تر است، چون اگر پایداری نباشد، به هدف نمی‌رسی.

پیامبر(ص) به امام علی(ع) فرمود: «بگو پروردگار من خدا است، سپس استقامت کن.» امام علی(ع) نیز فرمودند: «هرکس استقامت کند به بهشت می‌رود و هرکس بلغزد به سوی آتش است.»

در حرکت امام حسین، بعضی از همراهان که حق را شناخته و راه را فهمیده و حرکت کرده بودند، چون پایداری نداشتند، در منزل زباله برگشتند و رفتند. اما در مقابل، زهیر که از امام حسین فرار می‌کرد، در همان منزل با حضرت مواجه شد، حق را شناخت و تا آخر ایستاد. همسرش گفت: «منشأ سعادت تو شدم. حالا کجا بروم؟» و خودش هم تا کربلا با حضرت ماند.