درباره کتاب
چند روز پیش، یکی از دوستانم گفت: «من نماز میخوانم ولی هیچ حسی ندارم. انگار دارم یک حرکت مکانیکی انجام میدهم». راستش خودمان هم گاهی همین حس را داریم. دست و پا و سر را حرکت میدهیم، اما دل جای دیگری است. کتاب «تفسیر نماز» نوشته محسن قرائتی، دقیقاً برای همین مشکل نوشته شده. کتابی که هر کلمه از نماز را تفسیر کرده؛ از «اللّه اکبر» تا «السلام علیکم». میگوید وقتی میگویی «اللّه اکبر» یعنی چه؟ چرا سرت را به خاک میمالی؟ چرا بعد از نماز سه بار سلام میدهی؟ این کتاب، زبان نماز را به ما یاد میدهد.
نویسنده، حجت الاسلام محسن قرائتی، سالهاست که پای منبرها و در تلویزیون از نماز میگوید. اما این کتاب حاصل یک عمر تأمل و تحقیق اوست. او در مقدمه میگوید که این جزوه را در کنار مرقد امام رضا (ع) و پس از تحویل سال نو شروع به نوشتن کرده. انگار که میخواسته این کتاب را با برکت حرم امام رضا آغاز کند. و راستش این کتاب واقعاً پربرکت است.
کتاب «تفسیر نماز» بر خلاف خیلی از کتابهای نماز که فقط به فضیلتخوانی میپردازند، سراغ اصل مطلب میرود: معنای کلماتی که هر روز دهها بار تکرار میکنیم. آیا میدانیم «اللّه اکبر» یعنی چه؟ یعنی خدا از هر چیزی بزرگتر است. از مشکلاتت بزرگتر، از نگرانیهایت بزرگتر، از هر غمی که دلت را فشرده بزرگتر. امام صادق (ع) میفرماید: وقتی تکبیر میگویی، باید همه چیز نزد تو کوچک شود جز خدا.
کتاب در ده فصل منظم، تمام ارکان نماز را تفسیر میکند. از نیّت و اخلاص شروع میکند. میگوید ارزش هر کاری به نیّت آن است. بلال حبشی در گفتن «اشهد ان لا اله الا الله» سین میگفت، اما پیامبر فرمود: سین بلال در نزد خدا شین است. چون نیّتش خالص بود. بعد میرود سراغ تکبیر، سوره حمد، سوره توحید، رکوع، سجده، تسبیح، قنوت، تشهد، صلوات و سلام. هر کلمه را معنا میکند، هر حرکتی را تفسیر مینماید.
یکی از جذابترین بخشهای کتاب، جایی است که درجات عبادت را توضیح میدهد. بعضی خدا را به خاطر نعمتهایش عبادت میکنند. بعضی به خاطر ترس از جهنم. بعضی از روی عشق و انس با خدا. اما بالاترین درجه، جایی است که انسان فقط به خاطر شایستگی خدا برای بندگی، او را عبادت میکند. امام سجاد در مناجاتش میگوید: «خداوندا! عبادت من نه از ترس دوزخ و نه به طمع بهشت، بلکه تو را شایسته عبادت یافتم، پس تو را عبادت کردم.»
کتاب پر است از داستانهای کوتاه و خاطرات جذاب. از امام خمینی میگوید که در اوج انقلاب، وسط سخنرانی، نمازش را اول وقت قطع کرد. از امام رضا (ع) میگوید که در مجلس مناظره با رهبر صابئان، صدای اذان که بلند شد، بحث را رها کرد و رفت نماز. میگوید نماز اول وقت مهمتر از بحث است. از بلال حبشی میگوید، از سعد بن معاذ، از میثم تمار که در لحظه شهادت تکبیر میگفت و از دهانش خون میآمد.
در چه صورتی از این کتاب لذت میبری؟
• اگه نماز میخوانی اما حس میکنی بیحال و بیروح است.
• اگه میخوای بدانی هر کلمهای که در نماز میگویی دقیقاً چه معنی دارد.
• اگه دنبال راهی برای افزایش حضور قلب در نماز هستی.
• اگه از کتابهای خشک و فلسفی خسته شدهای و یک متن روان و صمیمی میخواهی.
• اگه میخواهی نمازت را از یک عادت روزمره به یک گفتگوی عاشقانه تبدیل کنی.
اگر میخواهید موجود شود، درخواست خود را ثبت کنید.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!