خلاصه کتاب مناظرههایی در باب علم دینی
امکان علم دینی؛ نقد و بررسی مبانی
درباره کتاب
تصور کن یک استاد دانشگاه ساعتی درباره نظریه داروین و تکامل صحبت میکند. بعد از کلاس، دانشجویی میآید پیشش و میگوید: «استاد، من به این حرفها شک دارم. قرآن میگوید خداوند انسان را از گل آفرید». استاد جواب میدهد: «علم کارش این است که واقعیت را کشف کند، نه این که خودش را با کتابهای آسمانی هماهنگ کند». این گفتگو سالهاست که در دانشگاههای ما تکرار میشود. کتاب «مناظرههایی در باب علم دینی» میخواهد نشان بدهد که این دو طرف اصلاً چه میگویند و آیا میشود بینشان آشتی برقرار کرد یا نه.
این کتاب را دکتر خسرو باقری، استاد دانشگاه تهران، گردآوری و ویراسته است. اسم کتاب شاید در ابتدا کمی تخصصی و سنگین به نظر برسد، اما محتوایش پر از گفتگوهای زنده و جذاب بین هشت تن از صاحبنظران این حوزه است. آدمهایی مثل دکتر مهدی گلشنی، استاد مصطفی ملکیان، دکتر علی پایا، دکتر احمد واعظی و حجه الاسلام سید مهدی میرباقری. هرکدام از یک زاویه به موضوع نگاه میکنند. بعضی از آنها علم دینی را کاملاً رد میکنند، بعضی با تمام وجود از آن دفاع میکنند، و بعضی هم راه میانهای را پیشنهاد میدهند.
کتاب شامل چهار مناظره است. مناظره اول با عنوان «دانشگاه اسلامی» بحث را از اینجا شروع میکند که اصلاً معنی «اسلامی کردن دانشگاه» چیست و چه تفاوتی با «علم دینی» دارد. نظر جالب دکتر باقری این است که اسلامی کردن دانشگاه یک کار خطرناک و بخشنامهای است، اما علم دینی یک پروژه علمیِ کند و تدریجی است که باید قطره قطره پیش برود.
مناظره دوم، گفتگویی است بین دکتر باقری و دکتر گلشنی. اینجا بحث سر این است که علم دینی چه معنایی میتواند داشته باشد و آیا اصولاً چنین چیزی ممکن است یا نه. گلشنی معتقد است علم دینی علمی است که جهانبینی الهی بر آن حاکم باشد. باقری اما تعریف دقیقتری ارائه میدهد: علمی که پیشفرضهایش را از آموزههای دینی میگیرد، اما در مقام آزمون، مثل هر علم دیگری باید با تجربه محک بخورد.
مناظره سوم، مفصلترین بخش کتاب است. اینجا جمعی از اساتید به نقد و بررسی کتاب «هویت علم دینی» نوشته دکتر باقری مینشینند. بحث به جایی میرسد که دکتر علی پایا تفاوت مهمی بین «علم» و «تکنولوژی» میگذارد. از نظر او، علم دینی امکان ندارد، اما تکنولوژی دینی هم ممکن است و هم مطلوب. چون تکنولوژی حامل ارزشهاست، اما علم فقط به دنبال کشف واقعیت است و واقعیت برای همه یکی است. در مقابل، برخی دیگر معتقدند خود علم هم از ارزشها جدا نیست و مثال میآورند که چرا روانشناسی رفتارگرایی در آمریکا زاده شد و روانشناسی گشتالت در آلمان.
مناظره چهارم، پرچالشترین گفتگوی کتاب است. دکتر باقری و حجه الاسلام میرباقری درباره اینکه «آیا علم میتواند مؤمنانه یا کافرانه باشد» بحث میکنند. میرباقری معتقد است اختیار انسان در فهم جهان نقش دارد. اگر مؤمنانه اختیار کنی، فهمت مؤمنانه میشود. باقری اما میگوید این حرف به نسبیتگرایی میانجامد. اگر نظام مؤمنانه و نظام کافرانه کاملاً از هم جدا باشند، دیگر هیچ منطق مشترکی برای گفتگو نداریم.
در چه صورتی از این کتاب لذت میبری؟
• اگه برات سؤال شده که آیا میشود هم دانشمند بود هم دیندار.
• اگه از بحثهای کلیشهای «تعارض علم و دین» خسته شدهای.
• اگه میخوای بدانی اندیشمندان مسلمان درباره رابطه دین و علم چه نظریههایی دارند.
• اگه اهل مطالعه در حوزه فلسفه علم و معرفتشناسی هستی.
• اگه دوست داری با هشت دیدگاه متفاوت در یک کتاب آشنا بشوی و خودت قضاوت کنی.
اگر میخواهید موجود شود، درخواست خود را ثبت کنید.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!