خلاصه کتاب استاد مطهری و چپ های ایرانی
جدالِ اصالت و التقاط در ترازویِ اندیشه نبوی
درباره کتاب
در دهههایی از تاریخ معاصر ایران، بهویژه سالهای منتهی به انقلاب ۵۷، فضای فکری و دانشگاهی ما شبیه به یک کوره داغ بود؛ جایی که جوانها تشنهی عدالت، آزادی و تغییر بودند. اما پاسخ به این عطش همیشه یکسان نبود. برخی به سراغ اسلام رفتند، بعضی جذب مارکسیسم و تفکرات چپ شدند، و عدهای هم کوشیدند این دو را به زور با هم آشتی بدهند. کتاب «استاد مطهری و چپهای ایرانی» درست در قلب همین فضای پرتنش و غبارآلود ایستاده است. این اثر فقط یک گزارش تاریخی خشک نیست؛ بلکه بازخوانی جدالهای فکری فیلسوفی است که معتقد بود اگر مرزهای اندیشه شفاف نباشد، حتی زیباترین شعارها مثل عدالت و آزادی هم ممکن است به بیراهه بروند.
راستش را بخواهید، این کتاب دست روی یک زخم قدیمی و البته همیشه تازه میگذارد: «التقاط». شاید بپرسید التقاط یعنی چه؟ به زبان ساده یعنی اینکه ما بیاییم مفاهیم و حرفهای جذابِ مکتبهای دیگر (مثل مارکسیسم) را برداریم و با کمی چاشنیِ آیات و روایات، به اسمِ «اسلام پیشرو» یا «اسلام انقلابی» به خوردِ مخاطب بدهیم. مهدی جمشیدی در این کتاب با واکاوی اندیشههای شهید مطهری نشان میدهد که چرا ایشان اینقدر روی این موضوع حساس بود و چرا معتقد بود که این نوع نگاه، در نهایت دین را از درون تهی میکند و آن را به ابزاری برای سیاست تقلیل میدهد.
کتاب با دقت عجیبی ریشههای گرایش به مادیگرایی و چپگرایی را بررسی میکند. نکته جالب و صمیمانه کتاب اینجاست که نویسنده همهی تقصیرها را گردنِ «دشمن» یا «جوانان فریبخورده» نمیاندازد. اتفاقاً شهید مطهری معتقد بود بخشی از این اقبال به مارکسیسم، نتیجهی عملکردِ بدِ ما دینداران بوده است! وقتی ما از دین چهرهای ضدمردمی، بیتحرک و بیتفاوت نسبت به ظلم بسازیم، طبیعی است که جوانِ عدالتخواه به سراغ مکتبی برود که شعارِ مبارزه سر میدهد. این کتاب به ما یادآوری میکند که برای حفظ اسلام، باید چهرهی درست، عقلانی و البته عدالتخواهانه آن را عرضه کنیم، نه اینکه به خاطر جذبِ مخاطب، مفاهیم بیگانه را وارد دستگاه فکریمان کنیم.
بخش مهمی از کتاب به نقد جریانهایی مثل سازمان مجاهدین خلق و حتی برخی دیدگاههای دکتر شریعتی اختصاص دارد. اما اشتباه نکنید؛ اینجا بحث بر سرِ دعوای شخصی یا مچگیری نیست. مسئله بر سرِ «روش فهمِ دین» است. آیا باید اسلام را با روشهای اصیل اجتهادی و بر مبنای توحید فهمید، یا اینکه باید آن را با عینکِ جامعهشناسیِ غربی و مبارزهی طبقاتی بازنویسی کرد؟ کتاب توضیح میدهد که چگونه «اصالت مبارزه» گاهی جای «اصالت اسلام» را گرفت و باعث شد برخی جریانها سرانجام به نفی کاملِ معنویت و خدا برسند.
این کتاب برای دنیای امروز ما هم حرفهای زیادی دارد. در عصری که هر روز با قرائتهای مختلف و گاه متناقض از دین روبرو هستیم، مطالعهی این اثر به ما کمک میکند تا «استقلال فرهنگی» خودمان را حفظ کنیم. کتاب به ما یاد میدهد که چطور میتوان هم یک فردِ مذهبی و معتقد بود و هم یک منتقدِ جدیِ ظلم و بیعدالتی، بدون اینکه در دامِ ایدئولوژیهای وارداتی بیفتیم. «استاد مطهری و چپهای ایرانی» در واقع دعوتی است به بازگشت به عقلانیت و معنویتی که فدایِ هیجاناتِ زودگذرِ سیاسی نمیشود.
کتاب استاد مطهری و چپ های ایرانی اثر مهدی جمشیدی توسط پلتفرم آیه تهیه و منتشر شده است.
در چه صورتی از این کتاب لذت میبری؟
• اگه همیشه براتون سوال بوده که چرا بعضی گروههای مذهبیِ انقلابی، آخرش سر از مارکسیسم و نفی دین درآوردند.
• اگه به مباحثِ تاریخ معاصر ایران و جدالهای فکریِ دهههای ۴۰ و ۵۰ علاقه دارید.
• اگه دوست دارید بدونید مرز دقیقِ «اسلام ناب» با قرائتهای التقاطی و شبهروشنفکری کجاست.
• اگه اهلِ تحلیلهای عمیق درباره نسبتِ دین، سیاست و عدالت اجتماعی هستید.
• اگه به شخصیت و شیوهی استدلالِ فیلسوفانهی شهید مطهری در برابر مخالفانش علاقه دارید.
اگر میخواهید موجود شود، درخواست خود را ثبت کنید.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!