درباره کتاب
تا حالا شده شب که از خواب بیدار میشی، ناگهان ته دلت یک حس عجیب بگیرد؟ نه غم، نه ترس؛ چیزی شبیه پوچی. به خودت فکر میکنی، به این همه دویدن و کار کردن و خستگی... برای چه؟ قرار است کجا برویم؟ مگر میشود همین یک روز یکدفعه بمیریم و تمام؟ بعضیها میگویند همین است؛ هیچی دیگر. اما چرا آنقدر این جواب بیچاره و سرد، دلمان را آرام نمیکند؟ یک جای کار میلنگد.
یا اینکه حتما به گوشتان خورده است که بعضی میگویند: «مگر نمیشود آدم بعد از مرگ دوباره برگردد به همین دنیا؟ یک بار دیگر زندگی کند، شاید جبران کند، شاید این بار آدم بهتری بشود؟» توی فیلمها و سریالها هم زیاد دیدیم کسی میمیرد و دوباره در قالب یک نفر دیگر برمیگردد. اسم این فکر را گذاشتهاند «تناسخ». یعنی روح آدم از این بدن بیرون میآید و میرود توی یک بدن تازه. راستش را بخواهی، این فکر یک جورایی قشنگ هم هست. آدم خیال میکند همیشه فرصت دارد، همیشه میشود برگشت و درست کرد. اما ببینیم واقعاً چه خبر است.
تناسخ یعنی چه؟ یعنی کسی بمیرد، بدون اینکه حسابی در کار باشد، بدون اینکه جزا و پاداشی ببیند، دوباره برگردد به همین دنیا، یک زندگی دیگر از سر بگیرد. شاید در یک خانواده ثروتمندتر، شاید با ظاهر زیباتر، شاید با استعدادهای جدید. انگار مرگ را پاککن زدن و ریاستارت کردن بازی. اما اگر این درست باشد، پس عدالت الهی چه میشود؟ اگر هر کسی هر چقدر بدی کند، باز هم برگردد و فرصت تازه داشته باشد، دیگر ترسی از گناه نمیماند. دیگر حساب و کتابی در کار نیست. این همان جایی است که کتاب «معاد» پرده از روی این اشتباه بزرگ برمیدارد.
کتاب «معاد» نوشته حجتالاسلام محسن قرائتی، با زبانی ساده و خودمانی، اما پُر از استدلال، نشان میدهد که آفرینش این عالم، یک بازیِ بینتیجه یا یک چرخه تکراری نیست. این کتاب با تکیه بر قرآن و روایات، پله پله اثبات میکند راه درست، همان «معاد» است، نه «تناسخ». یعنی بعد از مرگ، آدم برنمیگردد به همین دنیا، بلکه میرود به یک جای تازه، به یک خانه جدید، به یک زندگی که هیچ سنخیتی با اینجا ندارد. یک جایی که اگر خوب باشی، پاداش واقعی را میبینی و اگر بد باشی، جزای واقعی را. انگار برگشتن به این دنیا، مثل این است که یک دانشجو را بعد از امتحان دوباره بفرستی سر کلاس اول ابتدایی. هم ظلم به خودش است، هم بیمعنی.
95 درصد این کتاب را قرآن و حدیث تشکیل میدهد؛ یعنی حرف اصلی را خود خدا و پیامبرش میزنند و نویسنده فقط نقش یک راهنمای دلسوز را دارد. او با مثالهای ساده از خواب و بیداری، از بهار و پاییز، از دانهای که میپوسد و تبدیل به خوشه میشود، قیامت را برایت ملموس میکند. طوری که دیگر «معاد» یک مفهوم انتزاعی و ترسناک نیست؛ تبدیل میشود به یک مقصد عاشقانه، به یک جایی که آدم مشتاق دیدارش است.
این کتاب فقط برای بعد از مرگ تو برنامه ندارد، برای همین امروز تو هم برنامه دارد. نشان میدهد اگر بدانی برای یک روز بزرگ باید جوابگو باشی، دیگر در کسب و کار کمفروشی نمیکنی، در جامعه به فقرا بیتفاوت نیستی، در میدان جنگ فرار نمیکنی و در برخورد با زورگویان، مثل ساحران فرعون محکم میایستی. اخلاق و اقتصاد و سیاست و تربیت، همه زیر یک سقف جمع میشوند: سقف ایمان به معاد.
در چه صورتی از این کتاب لذت میبری؟
• اگه شبها به این فکر میکنی که «آخرش کجا میرویم؟» و هنوز جواب قانعکنندهای پیدا نکردی.
• اگه تا حالا به تناسخ فکر کردهای و میخواهی بدانی چرا اشتباه است.
• اگه از کتابهای مذهبی خشک و سنگین خسته شدهای و متنی میخواهی که باهات حرف بزند.
• اگه دوست داری ببینی ایمان به آخرت چطور یک جامعه را متحول میکند.
• اگه عاشق داستانهای قرآنی هستی و میخواهی لابه لای بحث جدی از آنها هم یاد بگیری.
اگر میخواهید موجود شود، درخواست خود را ثبت کنید.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!