خلاصه کتاب قرآن میزان شناخت قرآن
مراتب قرآن؛ از وحی تا جامعیت و جاودانگی
درباره کتاب
یک سؤال اساسی که ذهن خیلی از آدمها را مشغول کرده، این است: کتابهای آسمانی چه نسبتی با هم دارند؟ چرا یکی بعد از دیگری آمدند؟ آیا کتابی هست که برای همیشه جوابگو باشد و نیازی به تغییر و بازنویسی پیدا نکند؟ راستش را بخواهی، این سؤال فقط یک سؤال نظری نیست. خیلی از ما در دل خودمان میگوییم: «خب، قرآن چهارده قرن پیش نازل شده. آیا هنوز هم میتواند پاسخگوی مشکلات امروز ما باشد؟ آیا برای اداره یک جامعه پیچیده مدرن حرفی دارد؟» این جا دقیقاً همان نقطهای است که آدم یا دچار تردید میشود، یا به دنبال یک جواب قاطع میگردد.
ببینیم قضیه از چه قرار است. خداوند در طول تاریخ، کتابهای آسمانی مختلفی را یکی پس از دیگری فرستاد. تورات، انجیل، زبور و صحف دیگر. هر کدام برای زمان خودشان و برای قوم خاصی نازل شدند. اما این سیر نزول کتابها، یک منطق مشخصی داشت. هر کتاب بعدی، کاملتر از کتاب قبلی بود، تا اینکه نوبت به کتابی رسید که قرار بود نقطه پایان باشد. کتابی که نه فقط برای یک قوم، که برای همه انسانها و نه فقط برای یک قرن، که برای تا همیشه کافی باشد. این کتاب همان قرآنی است که امروز در دست ماست. اما حرف اصلی این است: خود قرآن چطور این ادعا را ثابت میکند؟ مگر میشود کتابی این همه سال بماند و باز هم تازه باشد؟
کتاب «قرآن میزان شناخت قرآن» دقیقاً به همین سؤال اساسی پاسخ میدهد. این کتاب با زبانی ساده و صمیمی، اما پُر از استدلال، به سراغ خود قرآن میرود تا ببیند این کتاب آسمانی چه حرفی درباره خودش دارد. نه اینکه حرف دیگران را تکرار کند، نه اینکه برود سراغ تفسیر و فقه، نه. میخواهد معرفتنامه خود قرآن باشد. بگوید این «قرآن» که ما هر روز میخوانیم، از کجا آمده، چه طور نازل شده، چه مراتبی دارد، چرا به آن «نور» میگویند، چرا «فرقان» میگویند و چه ویژگیهایی دارد که از همه کتابهای آسمانی دیگر جدا و ممتاز میشود.
نویسنده در این کتاب، حرف را به خود خدا واگذار کرده است. با مراجعه به بیش از هفتصد آیه، نشان میدهد که خود قرآن چطور هویت و رسالتش را معرفی میکند. یکی از جذابترین بخشهای کتاب، بحث «جامعیّت» و «جهانشمولی» قرآن است. با دلیل و برهان نشان میدهد که قرآن به «زبان فطرت» با انسانها حرف میزند. فطرت همه انسانها، در هر کجای دنیا و در هر عصری یکی است؛ تشنه عدالت است، تشنه حقیقت است، تشنه معنا. پس قرآن تا ابد تازه میماند.
اما کتاب فقط به اینجا ختم نمیشود. بخش مهم دیگری از آن، درباره نسبت «عقل و دین» و نقش قرآن در «شکوفایی فرهنگی» است. خیلیها گمان میکنند دین و عقل دو راه جدایی هستند. اما این کتاب نشان میدهد قرآن ما را به تفکر و تدبر دعوت میکند و عقل را معیار تشخیص حق از باطل میداند. در واقع، قرآن به ما یاد میدهد که ایمان کورکورانه ارزشی ندارد؛ ایمانی ارزش دارد که با اندیشه و تعقل همراه باشد. از سوی دیگر، قرآن را نه فقط کتابی برای عبادت فردی، بلکه منشوری برای ساختن یک تمدن و فرهنگ متعالی معرفی میکند. یعنی قرآن میخواهد جامعهای بسازد که در آن عدالت، آزادی، امنیت، نظم و وحدت حرف اول را بزند. برای رسیدن به چنین جامعهای، باید قرآن را درست شناخت. و این کتاب، همان شناختنامه است.
اگر همیشه برای تو سؤال بوده که اصلاً قرآن چطور کتابی است، چه طور بر پیامبر نازل شده، چه ویژگیهایی دارد که آن را از دیگر کتابهای آسمانی جدا میکند، و مهمتر از همه، چطور میتواند تا ابد پاسخگوی نیازهای بشر باشد، این کتاب دقیقاً همان چیزی است که به دنبالش هستی. اگر دنبال جواب این سؤالی که اول پرسیدیم هستی، یعنی «آیا کتابی هست که برای همیشه جوابگو باشد؟»، این کتاب روشنکنندهترین جواب را برایت دارد.
در چه صورتی از این کتاب لذت میبری؟
• اگه همیشه برات سؤال بوده که کتابهای آسمانی چه نسبتی با هم دارند و چرا قرآن را «خاتم» مینامند.
• اگه میخواهی بدانی خود قرآن چه اوصافی برای خودش ذکر کرده و چرا به آن «فرقان» یا «نور» میگویند.
• اگه از آن دسته آدمهایی هستی که میخواهی دلیل بیاوری که قرآن برای همه زمانها و مکانها کافی است.
• اگه دنبال کتابی میگردی که با زبانی ساده، بدون پیچیدگی، تو را با مبانی قرآنشناسی آشنا کند.
• اگه میخواهی بدانی قرآن چه نقشی در شکوفایی عقل و ساختن یک فرهنگ قوی دارد.
اگر میخواهید موجود شود، درخواست خود را ثبت کنید.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!