خلاصه کتاب انسان و سرنوشت

انسان و امکان انتخاب در جهان قانون‌مند

فلسفه،حکمت و عرفان ۴۴ دقیقه ۱۲ صفحه صوتی
خلاصه متنی
انسان و سرنوشت
مرتضی مطهری
۰:۰۰ --:--
انسان و سرنوشت
مرتضی مطهری
۰:۰۰ --:--

درباره کتاب

در این رساله کوشیدم روشن کنم که مسئله سرنوشت و قضا و قدر از هراس‌انگیزترین پرسش‌هایی است که ذهن انسان را درگیر می‌کند. از آن آغاز کردم که احساسِ مقهور بودن در برابر نیرویی نامرئی و شکست‌ناپذیر، روح مرا در تنگنا می‌گذارد و انسان را به این پرسش می‌کشاند که آیا مسیر زندگی او از پیش تعیین شده است یا می‌تواند با اراده خویش راه دیگری برگزیند.

سپس نشان دادم که حوادث جهان را می‌توان بر سه فرض نگریست: یا باید همه چیز را بی‌ارتباط با گذشته و بی‌نیاز از علت دانست، که در این صورت سرنوشت بی‌معنا می‌شود؛ یا باید همه چیز را وابسته به علل طبیعی دانست؛ یا علاوه بر علل طبیعی، علل معنوی را نیز مؤثر در جهان شناخت. این فرض سوم، جهان را به صورت مجموعه‌ای از اسباب مادی و معنوی نشان می‌دهد که در آن ایمان، عدالت، یاری حق و توکل نیز بخشی از نظام علّی عالم‌اند.

در ادامه یادآور شدم که مسئله سرنوشت از صدر اسلام در میان مسلمانان مطرح بوده و مفسرین، متکلمین، فلاسفه و عرفا درباره آن به بحث پرداخته‌اند؛ اما چون هر گروه تنها بخشی از حقیقت را دیده، اختلاف‌ها باقی مانده است. بیان کردم که اگر می‌فهمیدند قضا و قدر با جبر ملازمه ندارد و اختیار نیز نفی قضا و قدر نیست، نزاع پایان می‌یافت.

در بخش آیات قرآن توضیح دادم که قرآن از یک‌سو همه چیز را به مشیت، علم و قضا و قدر الهی نسبت می‌دهد و از سوی دیگر فساد، صلاح و تغییر سرنوشت را به اعمال انسان واگذار می‌کند. تأکید کردم که این دو دسته آیات در طول یکدیگرند، نه در تعارض؛ و نسبت دادن فعل به خدا منافاتی با نسبت دادن آن به انسان ندارد، زیرا اراده انسان یکی از اجزای همان نظام علّی الهی است.

سپس روشن کردم که آزادی انسان به این معنا نیست که از قانون علیت بیرون باشد، بلکه به این معناست که عمل او از میل، رضا، تشخیص و اراده خودش سرچشمه بگیرد. هیچ عاملی، نه قضا و نه غیر آن، انسان را بر کاری که برخلاف میل و شعورش باشد وادار نمی‌کند؛ و این است معنای اختیار در نظام آفرینش.

توضیح دادم که تصور نادرست از علم الهی سبب شده برخی بپندارند برای اینکه علم خداوند خطا نکند باید اختیار انسان سلب شود. بیان کردم که این تصور ناشی از قیاس علم الهی با علم ناقص انسان است؛ در حالی که علم خداوند به اشیاء، همان علم به نظام اسباب و علل است. جهان مطابق علم خدا کار نمی‌کند تا با آن هماهنگ شود؛ بلکه خود علم خداوند، حقیقتِ همان نظام علّی است.

در بخش آثار جبر، نشان دادم که برداشت غلط از قضا و قدر چگونه به ابزاری سیاسی برای توجیه ظلم تبدیل شد. در دوران بنی‌امیه، جبرگرایی رسمی برای مشروعیت‌بخشی به ستم به کار رفت و مخالفانی همچون معبد جهنی و غیلان دمشقی با آن به مبارزه برخاستند. این سوءبرداشت، مسئولیت را از انسان می‌گرفت و مردم را به پذیرش انفعال وامی‌داشت.

در پایان بیان کردم که جهان بر مجموعه‌ای از علل طبیعی و معنوی استوار است. حمایت از عدالت، ایمان، توکل و یاری حق، نیروهایی واقعی در نظام هستی‌اند و همان‌قدر در سرنوشت انسان مؤثرند که اسباب مادی. جهان نسبت به نیت‌ها و اعمال بی‌تفاوت نیست؛ و سرنوشت محصول هماهنگی میان اراده انسان و سنت‌های الهی است.

در نتیجه، سرنوشت من نه یک امر از پیش بسته و جبری است و نه امری رها از هر قانون؛ بلکه نتیجه تعامل اراده من با شبکه علت‌های جهان است که همه از مشیت الهی سرچشمه می‌گیرند.

در چه صورتی از این کتاب لذت می‌بری؟

• اگه دنبال درک عمیق مسئله سرنوشت و قضا و قدر هستی و می‌خوای بدونی اختیار انسان با تقدیر الهی چطور جمع می‌شود
• اگه می‌خوای بفهمی آزادی واقعی انسان یعنی انتخاب از دل میل، اراده و تشخیص خودش، نه خروج از قانون علیت
• اگه می‌خوای بدونی تصور نادرست از علم الهی یا جبر چطور باعث سلب مسئولیت و سوءاستفاده سیاسی شده
• اگه می‌خوای بفهمی ایمان، عدالت، توکل و یاری حق واقعاً نیروهای مؤثر در نظام جهان هستند
• اگه دوست داری سرنوشت رو نه امری بسته و جبری، بلکه محصول تعامل بین اراده انسان و سنت‌های الهی ببینی

نظرات خوانندگان

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!