مشت

خلاصه کتاب رسائل توحیدی

توحید اطلاقی، عوالم اربعه و امر بین الامرین

اصول عقاید و کلام ۶۰ دقیقه ۱۲ صفحه

درباره کتاب

تا حالا شده وسط نماز، یک لحظه حس کنی واقعاً جلوی خدایی؟ نه فقط با زبونت بگویی «الله اکبر» که با تمام وجودت احساسش کنی؟ انگار نه اینکه داری با خدا حرف می‌زنی، که انگار داری به او نگاه می‌کنی. یا شاید هم هیچوقت این حس را نداشته‌ای. شاید برات سؤال شده که اصلاً مگر می‌شود خدا را دید؟ مگر خدا با چشم دیده می‌شود؟ این کتاب از دیدن خدا حرف می‌زند. نه با چشم سر، با چشم دل. و می‌گوید این حس نه فقط برای انبیا، که برای همه ممکن است. فقط باید راهش را بلد باشی.

«رسائل توحیدی» مجموعه چهار رساله از علامه سید محمد حسین طباطبایی است؛ همان کسی که تفسیر عظیم «المیزان» را نوشت. اما این کتاب با آن تفاسیر سنگین خیلی فرق دارد. اینجا علامه با زبانی ساده و روان، از عمیق‌ترین مفاهیم فلسفه و عرفان اسلامی حرف می‌زند. از اینکه خدا چیست، اسم‌هایش کدامند، کارهایش چگونه است، و چه واسطه‌هایی بین او و این عالم مادی وجود دارد.

رساله اول، «توحید»، از وحدت حقه وجود حرف می‌زند. یعنی اینکه حقیقت وجود فقط یکی است و بس. هر چه غیر اوست، سایه‌ای از اوست. این یک حرف عرفانی نیست؛ یک برهان فلسفی است. علامه با استدلال عقلی نشان می‌دهد که وجود «واجبی» که صرف و خالص است، نه فقط یکتاست، بلکه فراتر از یکتایی هم هست. یکتاییِ عددی مال موجودات این عالم است، اما خدا «احد» است؛ فراتر از عدد و شمارش. بعد می‌رود سراغ نزاهت ذات خدا از همه قیود. اینجا حرف جالبی می‌زند: خدا حتی از اینکه بگویی «مطلق است» هم فراتر است، چون «مطلق» خودش یک مفهوم است و هر مفهومی محدودیت دارد.

رساله دوم، «اسماء الهی»، درباره نام‌های خداست. اسماء الهی یا ذاتی هستند (مثل عالم، قدیر) و یا فعلی (مثل خالق، رازق). اسماء ذاتی از خود ذات انتزاع می‌شوند، بدون اینکه چیزی غیر از ذات در نظر گرفته شود. اما اسماء فعلی نیاز به تحقق فعل در خارج دارند. علامه بیش از صد اسم از قرآن جمع‌آوری کرده و نشان می‌دهد که همه این نام‌ها مفاهیمی متفاوت اما یک مصداق دارند: خود ذات خدا. بعد از اسم اعظم حرف می‌زند؛ اسمی که هفتاد و سه حرف دارد و یک حرفش در گنجینه غیب الهی است. ائمه معصومین هفتاد و دو حرف آن را دارند و با آن هر کاری می‌توانند بکنند.

رساله سوم، «افعال الهی»، از این حرف می‌زند که فاعل حقیقی همه کارها خداست. اما این جبر نیست. بین جبر و تفویض، یک راه میانه هست. انسان اختیار دارد، اما اختیارش هم از خداست. این بحث قضاء و قدر و سعادت و شقاوت ذاتی را پیش می‌کشد. علامه نشان می‌دهد که سعادت و شقاوت بعضی انسانها از همان عالم ذر تعیین شده، اما این با اختیارشان منافاتی ندارد.

رساله چهارم، «وسائط»، از عوالم چهارگانه حرف می‌زند: لاهوت (عالم اسماء و صفات)، جبروت (عالم عقل و روح)، ملکوت (عالم مثال) و ناسوت (عالم ماده). و بعد از حجابها، قلم، لوح، عرش، کرسی، فرشتگان و شیاطین بحث می‌کند. جایی که می‌گوید خود وجود ما حجاب ما از خداست. اگر این حجاب کنار برود، همه چیز را طور دیگری می‌بینیم.

در چه صورتی از این کتاب لذت می‌بری؟

• اگه همیشه برات سؤال بوده که «خدا را چطور بشناسم» و جواب‌های سطحی قانعت نمی‌کند.
• اگه می‌خواهی بدانی اسم اعظم چیست و چه خاصیتی دارد.
• اگه به بحث جبر و اختیار و قضاء و قدر علاقه داری.
• اگه می‌خواهی بدانی فرشته و شیطان چطور در درون ما عمل می‌کنند.
• اگه آماده‌ای با فلسفه اسلامی، عمیق‌ترین مفاهیم توحید را درک کنی.

نسخه چاپی این کتاب فعلاً در دسترس نیست

اگر می‌خواهید موجود شود، درخواست خود را ثبت کنید.

نظرات خوانندگان

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!