خلاصه کتاب نهج الولایه
امام زمان؛ انسان کامل و واسطه فیض الهی
درباره کتاب
تا حالا فکر کردی حرکت تاریخ به چه سمتی میرود؟ آیا این حرکت منظم و حسابشده است یا فقط تصادفی و بیهدف؟ آیا انتهایی برای آن میتوان تصور کرد، یا مانند زندگی بعضی از حیوانات فقط به انقراض تصادفی ختم میشود؟ و بالاخره… تا حالا شده به این فکر کنی که چطور ممکن است یک انسان قرنها با همین بدن خاکی زنده بماند؟ یا اینکه ته دلت احساس کنی این دنیای پر از ظلم و دروغ و بیعدالتی، نمیتواند بیهدف و بدون ناجی رها شده باشد؟
این دقیقاً همان سؤالاتی است که خیلی از ما در خلوت خودمان با آن دستوپنجه نرم میکنیم. مخصوصاً وقتی اخبار ناامیدکننده را میبینیم یا وقتی حس میکنیم در این شلوغیِ زندگی، یک جایی یک نخ نجات باید باشد، یک دست غیبی که دارد کارها را پیش میبرد. کتاب «نهج الولایة» نوشته علامه حسن حسنزاده آملی، دقیقاً سراغ همین نقطه حساس رفته است.
نویسنده در این کتاب قرار نیست فقط یک روایت تاریخی از امام زمان (عج) برایمان تعریف کند. نه، از این فراتر میرود. او میخواهد اول بپرسد: «آدم کامل چه کسی است؟ چرا اصلاً باید همیشه یک حجت الهی روی زمین باشد؟ مگر زمین بدون واسطه فیض چه بلایی سرش میآید؟» و بعد با بیانی که هم فلسفی است و هم عرفانی، جواب میدهد.
نکته جذاب کتاب این است که نویسنده صرفاً به روایتهای نقلی اکتفا نمیکند، بلکه سراغ برهانهای عقلی محکم هم میرود. او از حرکت جوهری نفس حرف میزند، از اینکه چطور روح میتواند بر بدن غلبه کند و آن را برای هزاران سال پایدار نگاه دارد. جالبتر اینکه مثالهایی میزند از کیمیاگری که نقره ناپایدار را به طلای پایدار تبدیل میکند. بعد میگوید: اگر یک کیمیاگر بتواند با علمش این کار را بکند، چطور انسان کامل نمیتواند با قدرت الهی که دارد، بدن خود را همرنگ روح کند و باقی بماند؟
کتاب فقط به این مباحث فلسفی خلاصه نمیشود. نویسنده در ادامه سراغ منابع معتبر روایی میرود و نشان میدهد که ایمان به مهدی موعود از صدر اسلام تا امروز در میان مسلمانان ریشه داشته. او از کتابهایی مثل «کافی» کلینی، «غیبت» نعمانی، «کمال الدین» صدوق، «بحارالانوار» مجلسی و حتی منابع اهل سنت مثل «کتاب البیان» حافظ کنجی شافعی استفاده کرده تا نشان بدهد این اعتقاد فقط مختص شیعه نیست و در معتبرترین جوامع روایی فریقین به آن اشاره شده است. حتی یک فصل از کتاب به این اختصاص دارد که چطور انسان کامل میتواند در دو صورت و با دو شأن مختلف ظاهر شود، مانند داستان ادریس و الیاس که در قرآن به آن اشاره شده و در عرفان اسلامی جایگاه ویژهای دارد.
برای کسی که امروز با هجمه سؤالات و شبهات مواجه است، این کتاب مثل یک نیروگاه فکری عمل میکند. ذهن را از بنبست شکهای سطحی بیرون میآورد و نشان میدهد که اعتقاد به امام زمان (عج) چیزی نیست که فقط در کتابهای قدیم به عنوان یک باور احساسی گفته شده باشد. این اعتقاد ریشه در عمیقترین معارف فلسفی و عرفانی دارد و در عین حال به سادهترین سؤال آدمها جواب میدهد: «آیا کسی هست که هوای این عالم را داشته باشد؟»
و نکته قابل تأمل دیگر این است که نویسنده چندان اهل تعصب خشک و متعصبانه نیست. بارها در کتابش به صحاح و سنن اهل سنت استناد میکند و میگوید: «اگر منصفانه نگاه کنید، همین منابع خود اهل سنت هم برای اثبات وجود مهدی موعود کافی است.» این وسعت دید و احترام به دیگر مذاهب، در کتابهای همدوره خودش کم پیدا میشود.
«نهج الولایة» در واقع یک سفر است. از شناخت نفس شروع میشود، به اثبات انسان کامل میرسد و در نهایت شما را به معرفت و شناخت حجت زنده خدا در زمان خودتان میرساند.
در چه صورتی از این کتاب لذت میبری؟
• اگر از تکرار مطالب تکراری درباره امام زمان خسته شدهای و دنبال نگاه تازهای هستی.
• اگر در ارتباط با امام زمان احساس سردرگمی میکنی و نمیدانی از کجا شروع کنی.
• اگر ربط وجود امام زمان با عصر حاضر و زندگی امروزی را متوجه نمیشوی.
• اگر به فلسفه و عرفان علاقه داری و میخواهی مهدویت را عمیقتر بفهمی.
• اگر اهل سؤال و تحلیل هستی و نمیخواهی از روی عادت به چیزی ایمان بیاوری.
• اگر میخواهی بدانی چطور ممکن است یک انسان قرنها زنده بماند بدون اینکه درگیر تعارضات علمی بشوی.
اگر میخواهید موجود شود، درخواست خود را ثبت کنید.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!