خلاصه کتاب ما و تاریخ فلسفه
میان میراث گذشته و جهان جدید؛ ما کجای تاریخ ایستادهایم؟
درباره کتاب
ما امروز دقیقاً کجای تاریخ ایستادهایم؟ از یک طرف وارث بیش از هزار سال فلسفه اسلامی هستیم و از طرف دیگر در جهانی زندگی میکنیم که علم، تکنولوژی، دانشگاه، سیاست و بسیاری از شیوههای زندگیاش محصول تاریخ جدید غرب است. آیا باید یکی را انتخاب کنیم؟ گذشته را حفظ کنیم یا کاملاً «مدرن» شویم؟ شاید مسئله اصلی اصلاً انتخاب میان این دو نباشد؛ شاید قبل از هر انتخابی باید بفهمیم ما چه نسبتی با هر دو داریم.
کتاب «ما و تاریخ فلسفه» اثر رضا داوری اردکانی از همین پرسش آغاز میشود؛ کتابی که در ظاهر درباره تاریخ فلسفه است، اما در عمق خود درباره «ما» و موقعیتی است که امروز در آن قرار گرفتهایم. داوری نمیخواهد فقط بگوید فارابی، ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا چه گفتهاند؛ میخواهد نشان دهد فلسفه چگونه در تاریخ ما شکل گرفته، تغییر کرده و امروز چه نسبتی میتواند با زندگی فکری ما داشته باشد.
یکی از ایدههای مهم کتاب این است که فلسفه با آموختن آغاز نمیشود؛ با پرسش آغاز میشود. دانستن آرای دهها فیلسوف لزوماً به معنای فلسفی اندیشیدن نیست. فلسفه زمانی زنده است که چیزی برای ما به مسئله تبدیل شود و پاسخ آن را از قبل در جیبمان نداشته باشیم. اگر همه جوابها از پیش معلوم باشند و فقط بخواهیم برای آنها استدلال پیدا کنیم، مجال پرسش فلسفی محدود میشود.
با همین نگاه، داوری سراغ فلسفه اسلامی میرود. آیا فلسفه اسلامی فقط نسخهای از فلسفه یونانی بود که مسلمانان ترجمه کردند و چند مفهوم دینی هم به آن افزودند؟ پاسخ کتاب منفی است. انتقال فلسفه مثل جابهجایی یک شیء از جایی به جای دیگر نیست. وقتی فلسفه یونانی وارد جهان اسلام شد، با زبان، دین، سیاست و پرسشهای تازهای روبهرو شد و در همین مواجهه تغییر کرد.
فارابی در این روایت جایگاه مهمی دارد. اهمیت او فقط در شناخت افلاطون و ارسطو نیست؛ بلکه در این است که میراث آنان را وارد طرحی تازه کرد. مسئله سعادت، مدینه فاضله، نبوت، شریعت و نسبت فلسفه با زندگی اجتماعی در دستگاه او به یکدیگر پیوند میخورند. فلسفه دیگر فقط میراثی وارداتی نیست؛ در عالم اسلامی جایگاه تازهای پیدا میکند.
همین مسیر در ابنسینا، سهروردی و بعدتر ملاصدرا ادامه پیدا میکند. ابنسینا صرفاً شارح گذشتگان نیست، سهروردی با وجود نقدهایی که به فلسفه مشاء دارد کاملاً از آن جدا نمیشود و حکمت متعالیه ملاصدرا هم فقط کنار هم گذاشتن مشاء، اشراق، کلام و عرفان نیست. هرکدام میراثی را تحویل میگیرند، اما آن را در افقی تازه قرار میدهند. از این زاویه، تاریخ فلسفه مجموعهای از اسمها و نظریهها نیست؛ تاریخِ باز شدن راههای تازه برای تفکر است.
اما شاید بخش امروزیتر بحث از جایی شروع شود که پای تجدد و فلسفه جدید غرب به میان میآید. ما با جهانی روبهرو شدهایم که علم جدید، تکنولوژی، دانشگاه، سیاست و حتی بسیاری از مفاهیم زندگی روزمرهمان با تاریخ آن پیوند دارند. نمیتوانیم وانمود کنیم این جهان به ما ارتباطی ندارد؛ همانطور که نمیتوانیم گذشته خودمان را پاک کنیم و از نقطه صفر شروع کنیم.
اینجاست که دو راه ساده زیر سؤال میروند: نه پناه بردن به گذشته کافی است و نه تقلید از جهان جدید. حتی ترجمه آثار غربی یا تدریس متون فلسفه اسلامی، بهتنهایی به معنای زنده بودن تفکر نیست. ممکن است صدها کتاب فلسفی ترجمه کنیم و سالها ابنسینا و ملاصدرا بخوانیم، اما هنوز پرسش اساسی خودمان را پیدا نکرده باشیم.
به همین دلیل داوری بر شناخت هر دو سنت تأکید دارد. پژوهشگر فلسفه اسلامی نمیتواند از فلسفه غرب و تفکر معاصر بیخبر باشد؛ همانطور که شناخت فلسفه غرب بدون آگاهی جدی از سابقه فلسفی خودمان، فهم موقعیت فکری ما را ناقص میکند. البته مقصود این نیست که چند مفهوم از ملاصدرا را با چند اصطلاح از کانت یا هیدگر ترکیب کنیم و نامش را فلسفه تازه بگذاریم. مسئله مهمتر، فهم جایگاهی است که خودمان در آن ایستادهایم.
از این منظر، حتی سؤال قدیمی «فلسفه به چه درد میخورد؟» معنای دیگری پیدا میکند. فلسفه شاید مستقیماً کارخانه نسازد یا یک مسئله اجرایی را حل نکند؛ اما میتواند از خودِ معنای پیشرفت، سود، علم، توسعه، انسان و آینده سؤال کند. پیش از اینکه تصمیم بگیریم با چه سرعتی حرکت کنیم، باید بدانیم کجا ایستادهایم و به کدام سمت میخواهیم برویم.
«ما و تاریخ فلسفه» در نهایت کتابی درباره گذشته نیست؛ گذشته را میخواند تا مسئله امروز را روشنتر کند. نه بازگشت کامل به جهان گذشتگان ممکن است و نه بیرون رفتن از عالم جدید. مسئله این است که نسبت خودمان را با هر دو بفهمیم و به نوعی خودآگاهی تاریخی برسیم. شاید به همین دلیل مهمترین پیام کتاب را بتوان در یک جمله خلاصه کرد: فلسفه زمانی زنده است که دوباره قدرت پرسیدن را در ما زنده کند.
در چه صورتی از این کتاب لذت میبری؟
• اگه درباره نسبت سنت فکری ما با جهان مدرن سؤال دارید.
• اگه میخواهید فلسفه اسلامی را فراتر از فهرست آرای فیلسوفان بشناسید.
• اگه برایتان جالب است بدانید چرا فارابی، ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا صرفاً تکرارکننده گذشتگان نبودند.
• اگه به مسئله تجدد، فلسفه غرب و مواجهه فکری ما با دنیای جدید علاقه دارید.
• اگه فکر میکنید قبل از پاسخ دادن به مسائل امروز، باید دقیقتر بفهمیم «ما کجای تاریخ ایستادهایم».
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!