خلاصه کتاب خلق جدید پایان ناپذیر (رساله قوه و فعل)
تحلیل تشکیکی حرکت جوهری و زمان
درباره کتاب
تا حالا شده نگاه کنی به دست خودت، به انگشتهات، به خطهای کف دستت؟ بعد فکر کنی که این دست روزی از یه ذره خاک شروع شده؟ همین دستی که الآن با آن داری گوشی موبایل رو لمس میکنی، روزی یک مشت خاک بیشتر نبوده. یک نطفه بود، بعد یه تکه گوشت شد، بعد استخوان بست، بعد پیچیده شد به این شکل. و بعد از سالها دوباره برمیگرده به خاک. اما تهش همینه؟ یا یه چیزی بعدش هست؟ این کتاب میگوید نه، تهش اینجا نیست. یه آفرینش جدیدی در کار است که تا بینهایت ادامه دارد.
«خلق جدید پایان ناپذیر» ترجمه رساله «قوه و فعل» اثر علامه سید محمد حسین طباطبایی است. این کتاب از آن دسته آثار فلسفی سنگین و غیرقابلفهم نیست. علامه در اینجا با نگاهی عمیق و در عین حال قابل درک، از یکی از بنیادیترین پرسشهای فلسفه و دین حرف میزند: آیا جهان ایستاست یا در حرکت است؟ آیا آفرینش یک بار انجام شده و تمام شده، یا همیشه تازه و نو است؟
جواب علامه این است: جهان طبیعت لحظهای از حرکت و دگرگونی باز نمیایستد. نه فقط مکان ما عوض میشود، نه فقط رنگ و اندازهمان تغییر میکند، بلکه خودِ «جوهر» وجودمان در هر آنی تازه میشود. این همان «خلق جدید»ی است که قرآن از آن سخن گفته و هشت بار در سورههای مختلف به آن اشاره کرده است.
کتاب با تقسیم موجودات به دو دسته «بالفعل» و «بالقوه» شروع میشود. موجود بالفعل، آنی است که آثارش بر آن مترتب است. موجود بالقوه، آنی است که هنوز آثارش بروز نکرده، اما قابلیت دارد. این قابلیت، یک امر اعتباری و ذهنی نیست؛ بلکه واقعیتی عینی و خارجی دارد. نطفه قبل از این که انسان شود، انسان بالقوه است. این «انسان بالقوه» بودن، وجودی واقعی است، هرچند ضعیفتر از وجودِ بالفعلِ انسان.
اما نکته شگفتانگیز این است که این وجود دو مرتبهای (مرتبه قوه و مرتبه فعل) در واقع یک وجود واحد است. نطفه و انسان، دو وجود جدا از هم نیستند؛ آنها دو مرتبه از یک وجود واحد و سیال هستند. این یعنی دگرگونی جهان، از میان رفتن یک چیز و آمدن چیز دیگر نیست. این یعنی خودِ همان چیز دارد به مرتبه بالاتری از وجودش ارتقا مییابد. این همان معنای «حرکت جوهری» است که صدرالمتألهین بنیان گذاشت و علامه طباطبایی در این کتاب به بهترین شکل آن را تبیین کرده است.
حرکت جوهری، بر خلاف حرکت عرضی (که فقط در مکان، کیفیت یا کمیت است)، در خودِ ذات و جوهر اشیاء رخ میدهد. شما نه فقط به جای دیگری میروید، بلکه خودِ «شما» دارید به چیز دیگری تبدیل میشوید. هر لحظه، خلق جدیدی هستید. این نگاه، همه چیز را عوض میکند. اگر جهان در حرکت است و ما نیز جزئی از این جهان، پس ما نیز در حرکتیم. اما به سوی کجا؟
علامه در ادامه کتاب نشان میدهد که این حرکت اشتدادی و تصاعدی است. یعنی از ضعف به سوی قوت، از نقص به سوی کمال. ماده اولی، قوه محض است و غایت نهایی حرکت، رسیدن به فعلیت بدون قوه و تجرد از ماده است. به عبارت دیگر، این حرکت به سوی مجردات و عالم معناست. این یعنی همان چیزی که قرآن از آن به «معاد» تعبیر میکند. معاد نه یک رویداد ناگهانی در پایان دنیا، بلکه ادامه طبیعی و اجتنابناپذیر حرکت جوهری جهان است.
این کتاب همچنین به مباحثی چون زمان، سرعت و بطء، سکون، حرکات طبیعی و قسری و نفسانی پرداخته و نشان میدهد که حتی حرکت ارادی و نفسانی انسان نیز از همین قانون کلی تبعیت میکند. حرکت انسان به سوی خدا، حرکتی اشتدادی است که هر لحظه او را به کمال نزدیکتر میکند.
در چه صورتی از این کتاب لذت میبری؟
• اگه همیشه برات سؤال بوده که «ما بعد از مرگ چه میشویم» و جوابهای سطحی قانعت نمیکند.
• اگه میخواهی با زبان فلسفی و عمیق، معنای «خلق جدید» در قرآن را بفهمی.
• اگه به مبانی فلسفی حرکت جوهری و دیدگاه صدرالمتألهین علاقه داری.
• اگه میخواهی بدانی چرا جهان همواره در حال دگرگونی است و هیچ چیز روی سکون ندارد.
• اگه دنبال کتابی هستی که نگاهت را به زندگی، مرگ و معاد تغییر بدهد.
اگر میخواهید موجود شود، درخواست خود را ثبت کنید.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!