بسم الله الرحمن الرحیم
آیا بر انسان روزگاری گذشت که چیزی قابل ذکر نبود؟ انسان از خاک آفریده شد، سپس خدا از روح خود در او دمید و فرشتگان به او سجده کردند. این ماجرا درسهای بزرگی برای همه انسانها دارد.
روزی بر هر انسانی میگذرد که اصلاً وجود نداشته است. یاد کردن از این روزگار، غرور انسان را میشکند و او را تسلیم خدا میکند. انسان از هیچ به وجود نیامده و خودش هم خودش را نیافریده است. هر پدیدهای علتی دارد و انسان هم پدیدهای از پدیدههای خداست. اگر کسی فکر کند انسان بدون علت آفریده شده یا خودش خود را آفریده، هر دو فرض عقلاً محال است. انسانی که نبوده، چگونه علت بودن خود میشود؟ قرآن منشأ آفرینش انسان را چیزهای مختلفی میداند: خاک، گل، گِل بدبو، گِل خشکیده. این تعبیرها با هم تناقض ندارند، چون هر کدام به مرحلهای از آفرینش اشاره دارند. مثلاً اگر کسی بنویسد، میتوان گفت گچ نوشت، انگشتان من نوشت، بازوی من نوشت، خودم نوشتم، روحم نوشت. همه به لحاظی درست است. خلقت حضرت آدم با نسل او فرق دارد. آدم از خاک آفریده شد، اما نسل او از نطفهای پست و بیمقدار.
آفرینش انسان چند مرحله دارد: نطفه، سپس علقه (خون بسته)، سپس مضغه (پاره گوشت)، بعد استخوانها، بعد پوشاندن استخوانها با گوشت و بعد آفرینشی تازه. خدا در این کارها هنرنمایی کرده و خود را «بهترین آفرینندگان» نامیده است. بهترین بودن خدا یعنی: خالقیت او دائمی است، محدودیت به اشیای خاص ندارد، تنوع در آن نامحدود است، از سادهترین چیز مهمترین را میسازد، مواد اولیه از خودش است، در ساختن تقلید نمیکند، پشیمانی و تردید در او راه ندارد، بر اساس رحمت میآفریند و تمام ساختههایش هدفدار است.
همه انسانها از یک نفس آفریده شدهاند. پس هر نوع تبعیض نژادی و زبانی ممنوع است. همه انسانها در طول تاریخ از یک پدر و مادرند. همین طور صورتگری انسان در رحم مادر فقط به دست خداست. پس انسانها نباید یکدیگر را به خاطر شکل و قیافه سرزنش کنند. خداوند چشم و زبان و لب را برای انسان قرار داد. چشم مظهر عاطفه و غضب و تعجب و عشق است. زبان وسیله ارتباط با دیگران و بهترین و ارزانترین وسیله مبادلات علمی و فرهنگی است. انسان در بهترین قالب و نظام آفریده شده، اما بعداً ممکن است به پایینترین مرحله بازگردد. اگر انسان از فطرت اولیه دست بردارد، گرفتار شقاوت میشود.
خداوند انسان را با همه پیچیدگیهایش بر روی یک قطره آب طراحی کرده است. تفاوتهایی که میان مردم هست، به این معنا نیست که عدالت رعایت نشده است. عدالت یعنی به هر کس بر اساس استحقاقش بدهیم، نه اینکه همه را یکسان ببینیم. مثلاً پزشک اگر به همه مریضها یک نوع دارو بدهد، تساوی هست اما عدالت نیست. اگر همه یکسان بودند، جامعه تشکیل نمیشد و صفاتی مثل سخاوت، صبر، ایثار، شفقت و تواضع شکوفا نمیگشت. خداوند زن و مرد را از یک جنس آفرید تا همسران در کنار یکدیگر آرامش یابند. زن و مرد در رسیدن به کمالات معنوی برابرند.
خداوند تصمیم گرفت در زمین جانشینی قرار دهد. فرشتگان اعتراض کردند که آیا کسی را در زمین قرار میدهی که فساد کند و خون بریزد؟ خدا فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید. خداوند همه اسماء (اسرار هستی) را به آدم آموخت و آنها را بر فرشتگان عرضه کرد. فرشتگان گفتند: ما چیزی جز آنچه تو به ما آموختهای نمیدانیم. خداوند به آدم فرمود آنها را از نامها خبر بده. وقتی آدم خبر داد، خدا فرمود: نگفتم من غیب آسمانها و زمین را میدانم؟ برتری انسان بر فرشتگان به خاطر علم اوست. سپس خدا به فرشتگان دستور داد به آدم سجده کنند. همه سجده کردند، جز ابلیس که تکبر کرد و از کافران شد. ابلیس گفت: من از آتش آفریده شدهام و او از خاک، من برای بشری که از گل بدبو آفریدهای سجده نمیکنم.
خدا او را از صف فرشتگان بیرون کرد و تا روز جزا لعنتش نمود. ابلیس از خدا مهلت خواست تا روز قیامت. خدا به او مهلت داد، اما نه تا قیامت، بلکه تا روزی که وقت آن معلوم است. ابلیس قسم خورد که همه انسانها را گمراه کند، مگر بندگان مخلص خدا را. او از چهار طرف به انسان حمله میکند: از روبرو، پشت سر، راست و چپ. از روبرو، امر آخرت را برای انسان ساده جلوه میدهد. از پشت سر، ثروت اندوزی و بخل را تلقین میکند. از راست، با ایجاد شبهه دین را متزلزل میسازد. از چپ، لذات و شهوات را غالب میکند. اما خدا فرمود: تو بر بندگان برگزیده من تسلطی نداری.
خدا به آدم و همسرش گفت در بهشت ساکن شوید و از هر چه میخواهید بخورید، اما به این درخت نزدیک نشوید. شیطان آنها را وسوسه کرد و سوگند یاد کرد که خیرخواه آنهاست. شیطان برای فریب آنها گفت: اگر از این درخت بخورید، به زندگی جاودان و حکومتی فنا ناپذیر میرسید. آدم و حوا فریب خوردند و از آن درخت خوردند. لباسهایشان ریخت و شرمگاهشان آشکار شد. آنها شروع کردند به چسباندن برگ درختان بر خود. آدم نافرمانی کرد و به بیراهه رفت. خداوند فرمود: فرود آیید، بعضی از شما دشمن بعضی دیگرید و در زمین تا مدتی برای شما قرارگاه و بهرهای است. آدم از خدا کلماتی دریافت کرد و با آنها توبه نمود. توبه آدم با توسل به محمد و آل محمد پذیرفته شد. خدا توبه آدم را پذیرفت، اما اثر وضعی آن (هبوط به زمین) باقی ماند. این ماجرا به ما میآموزد که آزاد مطلق نیستیم، ابلیس دشمن ماست، اطاعت از شیطان عامل سقوط است و توبه وسیله جبران است.