مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
وجود هر چیزی در جهان از شش مبدأ اصلی سرچشمه می‌گیرد که بالاترین آنها ذات خداوند و پایین‌ترین آنها ماده اولی است.

جهان هستی از شش مرتبه بنیادی ساخته شده. بالاترین و نخستین مرتبه، ذات خداست که سبب اول نام دارد. او یکتاست و هیچ چیز دیگری در مرتبه او نیست. هیچ وجودی کاملتر از او نیست و هیچ چیزی بر او مقدم نمی‌باشد. او نه ضدی دارد و نه قابل تقسیم به جزءهایی است که او را بسازند. ذات او عین عقل و عین علم است؛ خودش را کاملاً درک می‌کند و نیازی به هیچ چیز بیرون از خود ندارد. محبوب و معشوقِ خودش است و لذتی که از درک ذات خود می‌برد، بزرگترین لذتی است که می‌توان تصور کرد.

مرتبه دوم، اسباب ثانیه هستند. اینها موجوداتی مجرد و غیرجسمانی‌اند که از ذات خدا صادر شده‌اند. از هر یک از اسباب ثانیه، یک جسم آسمانی به وجود آمده. به این ترتیب از بالاترین عقل، آسمان اول و از پایین‌ترین آنها، کره ماه پدید آمده. تعداد اسباب ثانیه به اندازه تعداد اجسام آسمانی است. این اسباب ثانیه همان روحانیان و فرشتگانند که در زبان شرعی به آنها ملائکه مقرب می‌گویند. هر یک از آنها هم ذات خود را درک می‌کند و هم ذات خدا را. لذت و کمال آنها در همین درک کردن است.

مرتبه سوم، عقل فعال است. او هم ذات خود را درک می‌کند، هم ذات خدا را و هم ذات همه عقول دیگر را. عقل فعال از یک سو به انسانها عنایت دارد و از سوی دیگر نظارت بر عالم طبیعت می‌کند. عقل فعال مانند خورشیدی است که هم سبب روشنایی می‌شود و هم خودش دیده می‌شود. کار اصلی او این است که انسانها را از قوه به فعل برساند و آنها را به سعادت نهائی برساند. اوست که معقولات اولیه را به انسانها می‌آموزد. هر گاه کسی به عقل فعال بپیوندد و از ماده جدا شود، به کمال نهایی خود رسیده و سعادت برای او حاصل شده.

مرتبه چهارم، نفس است. نفس شامل سه دسته می‌شود: نفوس اجسام آسمانی که کاملترین نفوسند و از آغاز آفرینش همه کمالات را دارند؛ نفوس انسانی که در ابتدا فقط استعداد کمال را دارند و باید تدریجاً آن را به دست آورند؛ و نفوس حیوانات غیرناطق که در حد خودشان هستند. نفوس آسمانی بر خلاف نفوس انسانی، نیازی به حرکت و کوشش ندارند؛ همه کمالاتشان از همان اول به آنها داده شده.

مرتبه پنجم، صورت است. صورت همان چیزی است که به یک جسم، هویت و شکل مشخص می‌دهد. مثلاً شکل تخت در چوب، صورت آن است. تخت از آن جهت که چوب است، بالقوه تخت به حساب می‌آید. وقتی شکل تخت در آن ایجاد شد، بالفعل تخت می‌شود. صورت همیشه نیاز به ماده دارد و نمی‌تواند بدون ماده وجود داشته باشد. ماده برای حمل صورت آفریده شده، نه صورت برای ماده.

مرتبه ششم، ماده است. ماده اولی در آغاز هیچ صورتی ندارد و فقط استعداد پذیرش هر صورتی را دارد. ماده اولی می‌تواند صور متضاد را بپذیرد؛ یعنی یک ماده می‌تواند گاه گرم باشد و گاه سرد، گاه تر و گاه خشک. همین قابلیت پذیرش اضداد است که مبدأ همه تضادها در عالم طبیعت شده. هیچ ماده‌ای در عالم طبیعت بدون صورت وجود ندارد. وجود ماده برای صورت است و صورت هم بدون ماده نمی‌تواند بماند. هر چیزی در این جهان ترکیبی از ماده و صورت است. موجودات ممکنه که می‌توانستند نباشند اما هستند، همین ترکیب را دارند. پایین‌ترین مرتبه، ماده اولی است و بالاترین مرتبه، آن صورتی است که به عقل فعال رسیده و از ماده جدا شده. عدالت در عالم طبیعت یعنی هم حق ماده داده شود و هم حق صورت؛ ماده گاه یک صورت بگیرد و گاه صورت دیگر، و صورت هم مدتی پایدار بماند و سپس جای خود را بدهد.