بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند عدم را شکافت و موجودات را از دل آن بیرون کشید؛ آسمان و زمین که یکپارچه و به هم چسبیده بودند از یکدیگر جدا شدند و خلقت در شش دوره زمانی انجام گرفت.
کلمه «فاطر» در اصل به معنای پاره کردن از درازاست. در قرآن هر جا این ماده به خدا نسبت داده شده، به معنای ایجاد است، اما ایجاد به نوعی عنایت که عالم عدم را شکافته و از شکم آن موجودات را بیرون کشیده است. موجودات مادامی موجودند که خدا دو طرف عدم را باز نگه داشته باشد؛ اگر رها کند که به هم وصل شوند، باز موجودات معدوم میشوند. خداوند عدم را پاره کرده و از درون آن آسمانها و زمین را بیرون آورده است. «فاطر» همان معنایی را میدهد که «بدیع» و «مبدع» میدهند، با این تفاوت که در ابداع عنایت بر نبودن الگوی قبلی است و در فاطر عنایت بر طرد عدم و ایجاد چیز از اصل.
خدا به آسمان و زمین فرمان داد: «چه بخواهید و چه نخواهید، بیایید!» این فرمان، فرمان تکوینی است. آسمان و زمین پاسخ دادند: «ما با میل و رغبت آمدیم.» معنای «طوع و کراهت» این است که آسمان و زمین موجود شوند، چه قبلاً استعداد آن را داشته باشند و چه نداشته باشند. این جمله کنایه از این است که چارهای جز هستی پذیرفتن ندارند.
آیه «آیا کسانی که کفر ورزیدند ندیدند که آسمانها و زمین یکپارچه و به هم چسبیده بودند و ما آنها را از هم جدا کردیم؟» نظرها را معطوف به موجوداتی کرده که میان خلقت و تدبیر آنها جدایی تصور ندارد. آسمان و زمین ابتدا یکپارچه بودهاند و بعد از یکدیگر جدا شدهاند. ما لايزال جداسازی مرکبات زمینی و آسمانی را از هم مشاهده میکنیم؛ انواع نباتات از زمین و حيوانات و انسانها جدا میشوند و بعد از جدا شدن، صورتی دیگر میگیرند و آثاری بروز میدهند که در زمان اتصال هیچ خبری از آنها نبود. این آثار در زمان اتصال به طور قوه در آنها به وديعت سپرده شده بود. قوه همان رتق و اتصال است و فعلیتها همان فتق و جدایی.
در این که آسمان جلوتر خلق شد یا زمین، میان آيات قرآنی اختلاف ظاهری دیده میشود. در سوره فصلت، کلمه «ثمَّ» (سپس) ظهور در این دارد که خلقت آسمانها بعد از زمین بوده. اما در سوره نازعات، کلمه «بعد ذلک» ظهور دارد که خلقت زمین بعد از آسمانها بوده. ظهور جمله «بعد ذلک» روشنتر و قویتر از ظهور «ثمَّ» در بعدیت است.
آیه «اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر آب بود» را باید چنین فهمید: مراد از «سماء» طبقاتی از یک مخلوق جهانی مشهود است که بالای زمین ما قرار گرفته. زمین کروی شکل است و آسمان اول همان است که کواکب و نجوم آن را زینت دادهاند. خلقت آسمانها در دو روز (دو دوره زمانی) پایان یافت. لازم نیست «روز» در هر ظرف و موقعی همان روز زمین باشد. زمین نیز در دو روز (دو دوره) آفریده شد. از این آیات چند نکته به دست میآید: اولاً خلقت آسمانها و زمین با این وصف و شکلی که امروز دارند از «عدم صرف» نبوده، بلکه وجود آنها مسبوق به یک ماده متشابه متراکم و گرد هم آمدهای بوده که خدا اجزای آن را از هم جدا کرده است. ثانیاً همه موجودات زنده از آب به وجود آمدهاند.
«عرش خدا روزی که آسمانها و زمین را آفرید بر آب بود» تعبیری کنایی است از این که ملک خدا در آن روز بر این آب که ماده حیات است قرار گرفته بود. مراد از «ماء» در این جمله غیر آن آبی است که ما آن را آب مینامیم. سلطنت خدا قبل از خلقت آسمانها و زمین نیز مستقر بود و بر روی آب مستقر بود.
در سوره نازعات، تفصیل خلقت آسمان چنین آمده: خدا سقف آسمان را بلند کرد و نقطه مرتفع آن را. شبش را تاریک و روزش را روشن کرد. مسئله شب و روز اختصاص به کره زمین ندارد؛ دیگر اجرام آسمانی نیز تاریکی و روشنی و شب و روز دارند. بعد از آن که آسمان بنا شد، زمین گسترده گردید. از زمین آب و چراگاهش بیرون آمد. کوهها بر زمین استوار شد تا زمین نوسان و اضطراب نکند. همه اینها برای بهرهمندی شما و چارپایانتان آفریده شد. این خلقت از خلقت شما انسانها شدیدتر است. پس شما نبايد از خلقت بار دوم خود استبعاد كنيد.