بسم الله الرحمن الرحیم
سیره حسین بن علی (ع) همان سیره جدش رسول خدا (ص) است؛ چون آنان یک نورند.
بهترین تفسیر نهضت حسینی را خود آن حضرت در وصیتنامه رسمیاش بیان کرده است. او فرمود: «من به سیره جدّم و پدرم علی بن ابیطالب عمل میکنم.» سیره حضرت علی (ع) همان سیره رسول خدا (ص) بود، نه جدای از آن. چون آن انسان کاملی که به منزله جان رسول خداست، روش او نیز همان سیره رسول خدا خواهد بود. برای تحلیل سیره علی بن ابیطالب باید سیره رسول اکرم را تحلیل کنیم و سیره رسول اکرم را نیز پیش از هر چیز باید قرآن تبیین کند؛ چون رسول خدا هم مفسر علمی قرآن است و هم مفسر عملی آن.
هر که به مقام انسانیّت کامل بار یابد، همه شؤون حیات او را برنامه الهی رهبری میکند. چون خدای سبحان کارش بر صراط مستقیم است، سیره رسول الله که به هدایت جامعه بشری عنایت دارد، بر صراط مستقیم است. قرآن کریم هدف نهایی رسالت را نورانی شدن جامعه و خروج مردم از هر تیرگی و تباهی معرفی کرده است: «الر کتاب أنزلناه إلیک لتخرج الناس من الظلمات إلی النور». سیره رسول خدا همین هدف والاست که خداوند او را به آن سمت سامی آشنا کرد.
قرآن که کتابی بیّن و روشن است، هم هدف عالی و هم راه رسیدن به آن را معین و مبیّن میکند. برای نورانی شدن مردم و جامعه، چارهای جز تشکیل حکومت اسلامی نیست. از این رو، قرآن به دنبال آیه قبل میفرماید: «و لقد أرسلنا موسی بایاتنا أن أخرج قومک من الظلمات إلی النور». در سرزمین مصر فرعونها حکومت ظالمانه داشتند. ما به موسی کلیم دستور دادیم قیام کند و حکومت دینی تشکیل دهد و فراعنه را به کام دریا فرستادیم و نظام اسلامی در مصر تشکیل شد. بر پایه این آیات، راه نورانی کردن جامعه، همان راه موسی کلیم است؛ یعنی نبرد با فرعونیان و ستیز با تفکر سامریان گوسالهپرست.
یقیناً نورانی کردن جامعه نیازمند رهبری الهی، پایداری و شکر فراوان توده مردم است. خداوند به موسی کلیم فرمود: وقتی میتوانی آل فرعون و سامری را از میان برداری که امتی آگاه و صابر و شکور داشته باشی و به همین منظور آنان را به ایام خدا متذکر کن. گاهی خداوند قدرتش را از پرده غیب بیرون میآورد و حکومت اسلامی به دست صالحان بر زمین استوار میشود؛ به این شرط که مردم آن عصر در متن مبارزه صابر باشند و پس از پیروزی شکور. اگر کسی در زمان نبرد استواری را از دست دهد، پیروز نمیشود و اگر پس از پیروزی، آن را غنیمت جنگی بداند و ظفر را پدیده مادی تلقّی کند و خود را طلبکار انقلاب بداند، شاکر نمیشود. در بقا و نگهداری نظام اسلامی نیز سپاس فراوان لازم است و کیفیت سپاسگزاری آن است که انسان تمام نعمتها را از خدا بداند و از نعمت خدادادی بیشترین بهره صحیح را ببرد و هرگز مغرور تنعّم نگردد.
خداوند در چند مورد از قرآن فرمود: ما عدهای را از بین بردیم و شما را روی کار آوردیم تا دریابیم چگونه رفتار میکنید. هرگز ممکن نیست نعمتی به کسی برسد، مگر این که در کنار آن نعمت، آزمون الهی مطرح است. اگر قدرتی به شما دادیم از شما شکرگزاری میطلبیم تا دریابیم آن را چگونه مصرف میکنید. اگر دریافتیم که خود را طلبکار میدانید و از قدرت سوء استفاده میکنید، شما را به دیار عدم میفرستیم و مردان صالح را به جای شما قرار میدهیم. پس بقای حکومت اسلامی نیز منوط به شکرگزاری فراوان مردم ظفرمند پس از پیروزی است.
در بعضی از امور، وجود قائم به قسط لازم است و در برخی امور، قوّام به قسط مورد نیاز است. قوّام انسانی است که قدرت قیامش بیش از دیگران است و هیچ حادثه توانفرسایی نمیتواند او را از پا درآورد. نیز برای تشکیل نظام اسلامی، صابر بودن کافی نیست؛ بلکه صبّار شدن لازم است. در نبرد با آل فرعون و نیفتادن به دام نیرنگ سامریان، صبّار بودن لازم است و برای حفظ حکومت بهدستآورده، شاکر بودن کافی نیست؛ بلکه شکور بودن شرط است.
نتیجه آن که سخن رسمی سالار شهیدان این بود: میخواهم سیره جد و پدرم را ادامه دهم. سیره پدر ایشان، حضرت علی (ع)، همان سیره جد او رسول خدا بود. سیره جد او طبق سخن خدای سبحان در قرآن، نورانی کردن مردم است. اگر مردم نورانی شدند، قسط و عدل هم دارند. این حسن فعلی یعنی گسترش عدل و داد به استناد آن حسن فاعلی یعنی شرح صدر و معرفت خدا و انبیا و ائمه به نورانیت است. مردم نورانی و روشن، حتماً اهل قسط و عدل هستند و راه روشن شدن جامعه نیز تشکیل حکومتی است که همه امورش بر محور دین باشد. از این رو، سیره حسین بن علی (ع) و هدف اصلی ایشان، تشکیل نظام اسلامی بوده است که عناصر محوری آن معرفت صائب و محبت صحیح و رفتار مهربانانه و مطابق دستورهای وحی است.