بسم الله الرحمن الرحیم
مردم گمان میکنند تشیع همانند دیگر فرقههای اسلامی، محصول درگیریهای سیاسی یا فکری بعد از رحلت پیامبر است، در حالی که گوهر این مذهب، امتداد حقیقی اندیشه اعتقادی اسلام است
خیلی از نویسندهها، چه قدیم و چه جدید، فکر میکنن تشیع هم مثل بقیه فرقههای اسلامی، یه پدیدهست که بعداً به خاطر درگیریهای سیاسی یا بحثهای فکری به وجود اومده. از نظر اونا، تشیع یه پدیده نوظهور تو جامعه اسلامیه که نتیجه رویدادهای سیاسی و اجتماعی و فکری بوده و به مرور زمان شکل گرفته و گسترش پیدا کرده.
این تصور غلط از مفهوم تشیع، باعث شده این پژوهشگرها نتونن حقیقت پیدایش این مذهب رو درست بفهمن. اگه اینا کارشون رو از مبانی فکری و اعتقادی تشیع شروع میکردن، به راحتی میفهمیدن که اصول و ارکان این مذهب، چیزی جز امتداد حقیقی اندیشه اعتقادی اسلام نیست.
بعضیا ریشه تشیع رو به جایی برمیگردونن که پیامبر، علی رو با فرمان خدا به خلافت و جانشینی خودش تعیین کرد تا امام و راهنمای مردم باشه، همون طور که خود پیامبر امام و راهنمای مردم بود. این اعتقاد، روشنترین مصداق برای حقیقت پیدایش تشیعه. تشیع با تبلور اندیشه بزرگ اسلامی پدید اومد؛ چون ناگزیر بعد از رحلت پیامبر باید کسی میبود که راه اون رو به طور حقیقی ادامه بده و بار سنگین این رسالت آسمونی رو به دوش بکشه.
اگه قبول کنیم که اساس تشیع بر استمرار رهبری به وسیله جانشین پیامبره، پس شیعه چیزی جز خود تاریخ اسلام و نصوصی که از رسول خدا در این باره رسیده، نداره.
نویسندههای کتابهای صحاح و سنن، روایتهای زیادی درباره جانشینی علی نقل کردن. این نصوص، حجیت خدشهناپذیری دارن و بیتردید، همون پایگاه اعتقاداتیست که پیامبر به دنبال پایهگذاری اون بود. این روایتها به طور قطع دلالت داره بر اینکه اقبالهایی که در دورههای بعد صورت گرفته، استمرار همون چیزی بوده که تو دوران خود پیامبر وجود داشته.
همه کسانی که دعوت پیامبر رو اجابت کردن و از روی صدق و حقیقت به فرمانش سر دادن، بدون شک پیشروان تشیع و حاملان بذرهای نخستین اون به حساب میان. شعیان همون مسلمانان مهاجر و انصار و کسانیان که در نسلهای بعد، راه اونان رو پیش گرفتن. اونا در همون مسیری موندن که پیامبر در موضوع رهبری داشت؛ نه تغییرش دادن و نه به دیگری سپردن. اونا مصالح خیالی رو برابر نصوص قرار ندادن و مصداق بارز سخن خدا شدن که میفرماید: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از خدا و رسول او پيشى مگيريد.»
حالا بریم سراغ سخنان خود پیامبر درباره شیعه. اخباری که از زبان پیامبر درباره شیعیان علی رسیده، نقاب از چهره حقیقت برمیداره. ابنمردویه از عایشه نقل میکنه که گفت: به پیامبر گفتم گرامیترین آفریدگان نزد خدا کیان؟ فرمود: اى عایشه! مگر این آیه رو نخوندی که میفرماید: «كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح كرده اند، اينان بهترين آفريدگانند»؟
ابنعساکر از جابر بن عبدالله نقل میکنه که گفت: ما نزد پیامبر بودیم که علی از راه رسید. پیامبر فرمود: «سوگند به آن که جانم به دست اوست، او و شيعيانش در روز رستخيز رستگارانند». و این آیه نازل شد: «كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح كردند، اينان بهترين مردم هستند». از آن پس، هرگاه یاران پیامبر علی رو میدیدن، میگفتن: «بهترین مردم آمد».
ابنعدی از ابن عباس نقل میکنه که هنگامى كه آیه «بهترین مردم» فرود آمد، رسول خدا به على فرمود: «بهترين مردم، تو و شيعيان تو هستيد و در روز رستخيز هم شما خشنوديد و هم خداوند از شما خشنود است».
ابنحجر در كتاب «صواعق» به نقل از امسلمه مىنويسد: شبى نوبت من بود و رسول خدا نزد من حضور داشت. آن گاه فاطمه و پس از او على به خانه من آمدند. رسول خدا فرمود: «اى على! تو و يارانت در بهشتيد. تو و شيعيانت در بهشتيد.»
این نصوص که همدیگر رو تأیید میکنن، نشان میدن که میان اصحاب پیامبر، تنها على متمايز بود به این که شیعه و پیروانی داره. اون شیعیان، اوصاف و نشانههایی داشتن که در دوران زندگی پیامبر و پس از ایشون هم به اون ویژگیها معروف بودن. پیامبر اونان رو میستود و رستگاریشون رو مژده میداد. به طور قطع، اون شیعیان راستین از خطی که رسول خدا برای اندیشه بزرگ اسلامی ترسیم کرده بود، ذرهای منحرف نشده بودن. این خط بر حقیقت تشیع و منشأ اون، که از پیدایش و استقرار دین جدا نبود، تأکید میکرد.