بسم الله الرحمن الرحیم
شادى، عبارت است از هيجانات مثبت درونى كه انقباض روانى را از بين مىبرد و موجب انبساط خاطر و نشاط و پويايى مىگردد
اضطراب و نگرانى امروز به مهمترین مشکل بشر تبدیل شده و از دوران كنونى به «عصر اضطراب» یاد مىشود. فرد مضطرب احساس ناامنى، تپش قلب، تنگى نفس، بیخوابی و اختلال در تمرکز دارد. بیش از یک سوم بزرگسالان دچار این ناراحتیها هستند. در مقابل، پژوهشها نشان مىدهد كه شادى، تأثير مهمى بر طول عمر دارد. افراد شاد دو برابر افراد ناشاد توانایى كاركردى دارند، سیستم ایمنى قویتری دارند و بخت بیشترى براى داشتن جسمى سالم نصیبشان مىشود. شادى همچنین رابطه مستقیم با بهبود بیمارى و کاهش علائم استرس دارد.
دانمارک در پژوهشهاى مجله فوربس به عنوان شادترین کشور جهان معرفی شده است. معیارهای انتخاب شامل تولید ناخالص داخلی بالا، نرخ بیکاری پایین، ساعت کاری کم، خانوادههای محکم، خدمات اجتماعی گسترده، مدارس و دانشگاههای رایگان با کیفیت بالا، طبیعت بکر، آلودگی ناچیز و میزان پایین جرم است. اما نکته مهم این است که عوامل اقتصادى تنها حدود ده درصد از شادكامى را تبیین مىكنند. نظریه «شادكامى پایدار» نشان مىدهد كه ۵۰ درصد شادی به عوامل ژنتیک، ۱۰ درصد به شرایط زندگی و ۴۰ درصد به فعالیتهاى ارادى و قصدمند مربوط است. همان چیزهایی که در ادبیات اسلامى از آنها با عنوان مسائل «اخلاقى» و «اعتقادى» یاد مىكنیم.
اسلام، دینِ سرور و شادى است. در منابع اسلامى، شادى و سرور مورد ستايش قرار گرفته و غم و اندوه، نكوهش شده است. اولیاى الهى نه ترسى دارند و نه غمگین مىشوند. شادى از ويژگىهاى زندگى بهشتى است. پيامبر خدا مىفرمايد: جز با امنيت و شادى، خيرى در زندگى در وطن نيست.
تعریف دقيقى از شادى در دست نيست. آنچه به عنوان تعريف شادى گفته شده، اشارهای اجمالى به مفهوم آن یا بیان زمینهها و نشانههای آن است. افلاطون سه بعد برای روح قائل است: شهوت، خشم و خرد. او معتقد است لذت خردمندان در به دست آوردن دانش و علم، برترين نوع لذت و شادمانى است. ارسطو نیز سه نوع شادمانى را مطرح مىكند: پایینترین سطح که لذت است، سطح بالاتر که موفقیت است و نوع سوم که ناشى از معنويت است. او معتقد است شادكامى حقيقى از ارضاى اميال حاصل نمىشود، بلكه از انجام شدن چيزى كه فضيلت است به دست مىآید.
امام على عليهالسلام در تعريف شادى مىفرمايد: شادى دل را باز مىکند و موجب نشاط مىگردد. بر پایه اين سخن، شادى حالتى است كه در اثر آن دل و جان انسان باز مىشود و احساس گستردگى و آسايش مىكند و نیز موجب نشاط، سرزندگى و آمادگى روحى براى كار و تلاش بيشتر مىگردد. در مقابل، اندوه، تنگناى روانى ايجاد مىكند و انبساط خاطر را از بین مىبرد.
در بررسى متون اسلامى در زمينه شادى، به دو نوع شادى برخورد مىكنيم: شادى روا و پايدار یا شادى مثبت، و شادى ناروا و ناپايدار یا شادى منفى. اين تقسيمبندى، مبانى اسلام را در ارزشگذارى بر شادىها، از مبانىِ ديگر مكاتب جدا مىسازد. از ديدگاه اسلام، انواع شادىهايى كه مزاحم و مانع شادى پايدار انسان نباشند، شادىِ مثبت و روايند. قرآن درباره علت عذاب دشمنان انبيا مىفرمايد: اين عذابها به سبب آن است كه در زمين، به ناروا شادى و سرمستى مىكرديد.
نکته مهم دیگر این است که غصهها نیز مانند شادىها دو دستهاند: اندوههايى كه بيمارىاند و انواع مشكلات جسمى و روحى را به وجود مىآورند، و اندوههايى كه انسان را به تحرّك و تلاش بيشتر در جهت زندگى بهتر و شادمانىِ پايدار وادار مىنمايند. امام على عليهالسلام مىفرمايد: همّ و غمت را صرف آخرتت و اندوهت را صرف خود كن؛ زيرا چه بسا اندوهگينى كه اندوهش او را به شادمانى پاينده رساند و چه بسا غمزدهاى كه آرزوى خود را در يابد. از جمله غمهاى شادىآور مىتوان به اندوه بر خصلتهاى ناپسند، اندوه بر گناه، اندوه بر سستى در كارهاى نيكو، اندوه بر مصائب خاندان رسالت و اندوه بر مصائب اهل ايمان اشاره كرد.
چکیده سخن این كه اسلام، چيزى جز آسايش، آرامش و شادكامى انسان را نمىخواهد. از اين رو، در اين آيين، تنها غصّههاى شادى آفرين رواست. نكته قابل توجه اين كه برعكسِ غمهاى ناروا كه انسان را در تنگناى روانى و فشار روحى قرار مىدهند، غمهاى روا موجب باز شدن دل و نورانيت آن مىشود. پیامبر خدا مىفرمايد: بر شما باد به اندوه كه آن، كليد باز شدن دل است.