مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند بنی‌اسرائیل را در جایگاه صدق منزل داد و از هر نعمتی بهره‌مندشان کرد، اما آنان کفران کردند و تفرقه انداختند.

خداوند بنی‌اسرائیل را در سرزمین پاک و مبارکی جای داد که آب و هوای خوب، زمین پربرکت و آرامش کامل داشت. همان نواحی بیت‌المقدس و شام بود. اما آنان پس از مدتی که از اسارت قبطیان نجات یافتند و روزی‌های پاکیزه به آنان داده شد، ناسپاسی کردند و در کلمه واحدی که داشتند تفرقه انداختند. اختلافشان از روی نادانی نبود، بلکه از روی علم بود. خداوند در قرآن نعمت‌های زیادی را برای آنان برمی‌شمارد: نجات از شر فرعون، وعده‌گاه در طرف راست طور، نزول «مَنّ و سَلوی» (ترنجبین و مرغ بریان)، و فرمان خوردن از روزی‌های پاکیزه. اما آنان طغیان کردند و خداوند به آنان هشدار داد که هر کس غضب الهی شاملش شود، سقوط کرده است. راه نجات فقط توبه، ایمان، کار شایسته و استواری بر هدایت است.

یکی از نخستین تخلفات بنی‌اسرائیل بعد از نجات از دریا، زمانی بود که به قومی بت‌پرست رسیدند. از موسی خواستند برایشان خدایی بسازد مانند آن قوم! این رفتار ریشه در تاریخ آنان داشت. بنی‌اسرائیل مردمانی مادی و حس‌گرا بودند و سال‌ها زیر دست فرعونیان بت‌پرست زندگی کرده بودند. آنان خدا را جز به صورت جسم تصور نمی‌کردند. موسی برای تغییر ذهنیت آنان، توحید را تا حد فهمشان تنزل داد و به آنان یادآوری کرد که پروردگارشان همان کسی است که آنان را از فرعون نجات داد و بر عالمیان برتری بخشید.

خداوند با موسی وعده گذاشت که سی شب در طور بماند، سپس آن را با ده شب دیگر تکمیل کرد تا چهل شب شود. انتخاب شب به جای روز برای ميقات، به خاطر خلوت بیشتر و آمادگی نفس برای مناجات بود. موسی هنگام رفتن، برادرش هارون را جانشین خود کرد و سفارش کرد که مردم را اصلاح کند و راه مفسدان را دنبال نکند. در ميقات، موسی از خدا درخواست کرد که خود را به او نشان دهد. خداوند فرمود: هرگز مرا نخواهی دید، اما به این کوه نگاه کن. وقتی خداوند بر کوه تجلی کرد، کوه متلاشی شد و موسی بیهوش افتاد. وقتی به هوش آمد، توبه کرد و گفت من نخستین کسی هستم که به نادیدنی بودن تو ایمان آوردم. این ماجرا نشان می‌دهد که درخواست دیدن خدا، درخواست دیدن با چشم ظاهر نبود، بلکه مقصود چیز دیگری بود.

هفتاد نفر از بنی‌اسرائیل را موسی برای نظارت بر نزول تورات انتخاب کرد. آنان گفتند: هرگز ایمان نمی‌آوریم تا خدا را آشکارا ببینیم. صاعقه آنان را گرفت و همگی مردند. موسی دعا کرد و خداوند آنان را زنده کرد، اما رحمت خود را مشروط به تقوا، زكات، ایمان به آیات و پیروی از پیامبری که نشانه‌هایش در تورات و انجيل نوشته شده، قرار داد.

در الواحی که به موسی داده شد، از هر چیزی موعظه و تفصیلی نوشته شده بود، اما تورات نسبت به نیازهای بشر کتاب کاملی نبود. خداوند به موسی فرمود آن را محکم بگیر و به قومت بگو بهترین‌هایش را انتخاب کنند. کسانی که در زمین به ناحق بزرگ‌نمایی می‌کنند، از آیات خدا منصرف می‌شوند و راه کمال را نمی‌بینند. این سنت الهی است که اعمال خود انسان، گاهی به صورت حبط و بی‌اجری، خودش کیفر می‌شود.