مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
معلمی شغل نیست، عبادت است. معلم با گران‌ترین گوهر هستی سروکار دارد و کارش ماندگارترین کارهاست.

ارزش هر کاری به انگیزه انجام آن است. جراح و چاقوکش هر دو شکم را پاره می‌کنند، اما چون انگیزه‌شان متفاوت است، ارزش کارشان نیز متفاوت می‌شود. معلمی از چنان قداستی برخوردار است که وصف «شغل» برای آن سبک می‌نماید. مادری شغل نیست، بلکه یک وظیفه الهی است. معلمی هم همین طور است؛ عبادتی چندمنظوره است.

معلمی انتقال علم و تجربه، نجات غریق، کلید عزت، بصیرت و مصونیت است. معلمی شغل خدا و جبرئیل است. در سوره الرحمن می‌خوانیم: خداوند رحمان، قرآن را تعلیم فرمود. در قرآن برای توصیف انبیا، آنچه بیش از همه استفاده شده، تعبیر «یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُزَکِّیهِمْ» است که نشان می‌دهد کار پیامبران، تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه بوده است. سیزده آیه در قرآن به سؤال‌های مردم از پیامبر اختصاص یافته که با کلمه «یَسْئَلُونَکَ» همراه است. این نشان می‌دهد که پیامبر معلم مردم بوده است.

کلمه «معلم» همانند «کربلا» بار معنایی بالایی دارد. تقلیل مفهوم معلمی به یک شغل ساده، کوته‌بینی است. هر انسانی یک شغل را انتخاب می‌کند، اما مهم این است که با چه چیزی سروکار دارد و تأثیر کارش تا کجاست. مهندس روی جمادات کار می‌کند، پزشک روی جسم انسان، اما معلم با روح و قلب و جان انسان سروکار دارد. اثری که معلم روی شاگرد می‌گذارد، گاهی تا قیامت ادامه پیدا می‌کند.

اهل بیت از مقام معلمی تجلیل فراوانی کرده‌اند. رسول خدا فرمود: «بالاترین صدقات آن است که انسان چیزی را یاد بگیرد و به دیگران بیاموزد.» و نیز فرمود: «راهنمایی کننده به راه خیر، مانند انجام‌دهنده آن است.» امام باقر فرمود: «تمام جنبندگان زمین و ماهیان دریا و هر موجود کوچک و بزرگی که در زمین و آسمان است، برای تعلیم‌دهنده امور نیک استغفار می‌کنند.»

معلم باید به تنهایی کار پنج گروه مهندس را انجام دهد: استعدادهای شاگرد را کشف کند، شاگرد را از انحراف‌ها خارج کند، با اخلاق و محبت شاگرد را به درس علاقه‌مند کند، با تدریس و تربیت شاگرد را بسازد و با سعه صدر، تربیت‌شدگان را به هم متصل کند و جامعه را تشکیل دهد. این کار را نه روی جمادات، بلکه روی «انسان» که صاحب روح است و کار با او ظرافت خاصی می‌طلبد.

اگر دیگران روی جمادات کار می‌کنند، کار معلم پرورش انسان‌هاست. رشد همه چیز محدود است، جز انسان. ارزش هر چیزی محدود است، جز انسان. اگر انسان درست تربیت شود، از فرشته برتر می‌شود و اگر منحرف گردد، از هر حیوانی پست‌تر خواهد شد. غفلت انواعی دارد: غفلت از خدا، غفلت از قیامت، غفلت از وظیفه، غفلت از محرومان، غفلت از توانمندی‌های خود و غفلت از ارزش عمر. کار معلم، زدودن غبار غفلت و بیدار کردن انسان خوابیده‌ای است که از گوهر عمر و زندگانی‌اش غافل است.

ماندگارترین کار، تعلیم و تربیت است؛ آن هم روی نسل جوان که تأثیرپذیری و ماندگاری آن بیشتر است. کلاس داری را ساده ننگریم. مدرسه و دانشگاه، کارخانه انسان‌سازی است. معلم ربّانی، هادی و ناجی بشر است. هنر معلم در آموزش مسائل علمی با نگاه توحیدی و تربیتی است. ثمره چنین آموزشی، شکوفایی علم، حلم، حیات قلب، استقامت، معرفت و انسانیت در متعلّمین خواهد بود.

اسلام برای آموزش هیچ محدودیتی قائل نیست: نه محدودیت زمانی (از گهواره تا گور)، نه محدودیت مکانی (اگر علم در ثریا باشد، مردانی از فارس به آن می‌رسند)، نه محدودیت جغرافیایی (دانش را بجویید، اگرچه در چین باشد)، نه محدودیت مقداری، نه محدودیت جانی، نه محدودیت انسانی و نه محدودیت مکتبی. ارزش علم بیش از هر چیزی است. در سوره الرحمن ابتدا به تعلیم قرآن اشاره می‌کند، سپس آفرینش انسان را مطرح می‌کند. این تعابیر بیانگر ارزش علم و معلم و تعلیم است.