مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
همه پیامبران الهی یک هدف داشتند: رساندن بشر به کمال و سعادت، فقط هر کدام متناسب با زمان خود.

اصول و پایه‌های دین در تمام شرایع آسمانی یکی است. آنچه به نوح سفارش شده بود، همان به پیامبر اسلام هم رسید. دین حقیقی در نزد خدا فقط یک چیز بوده و آن «تسلیم بودن در برابر خدا» است. ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه مسلمان بود؛ یعنی تسلیم محض خدا. هر پیامبری که می‌آمد، پیامبر و شریعت قبلی را تأیید می‌کرد. عیسی تورات را تصدیق می‌کرد و قرآن هم کتاب‌های پیشین را. تفاوت شرایع فقط در احکام فرعی بود به خاطر تفاوت ظرفیت و وضعیت مردم هر دوره. در دورانی که بشر تازه قدم به دنیا گذاشته بود، برنامه‌ها ساده و کم بود. هرچه تمدن و عقل بشر جلوتر رفت، برنامه‌ها گسترده‌تر شد. بالاخره وقتی بشر به درجه‌ای رسید که می‌توانست کامل‌ترین شریعت را بپذیرد، خدا دین خود را با فرستادن آخرین پیامبر کامل کرد.

اسلام نیامد تا همه چیز را از نو بسازد، بلکه آمد تا همان راه قبلی را به پایان برساند. مثل درختی که از یک دانه شروع می‌شود و آرام آرام تنومند می‌شود تا میوه دهد. دین آدم مثل همان دانه بود، و دین محمد مثل درخت پرباری که دیگر نیازی به درخت دیگری نیست. احتیاج بشر به پیامبران پشت سر هم برای این بود که هر بار برنامه تازه‌ای متناسب با وضع جدید بیاورند. اما وقتی کامل‌ترین برنامه برای همیشه ارائه شد، دیگر نیازی به پیامبر جدید نیست. اساس همه ادیان توحید و خداپرستی است. قرآن به صراحت می‌گوید که همه پیامبران مردم را به یک اصل مشترک دعوت می‌کردند: غیر خدا را نپرستید، کسی را شریک او ندانید، بعضی از شما بعضی دیگر را به خدایی نپذیرید. این همان محور اصلی همه شرایع است. پس یهودی، مسیحی و مسلمان در اصل دعوت، فرقی ندارند. فقط اسلام کامل‌ترین و آخرین مرحله این دعوت است.

هیچ مسلمانی در طول چهارده قرن در خاتمیت پیامبر شک نکرده است. این موضوع به اندازه نماز و روزه بدیهی و مسلم بوده. مشکل از جایی شروع شد که یک حزب سیاسی با رنگ مذهبی، برای تضعیف اسلام و کمک به استعمارگران، شبهاتی را درباره خاتمیت مطرح کرد. همان الگویی که در ایران با یک حزب دست‌نشانده شروع شد، در هند هم با «غلام احمد قادیانی» تکرار گردید. آنان مطلب را از مهدویت شروع کردند و کم کم خود را پیامبر نامیدند. اما حقیقت این است که اساس همه شرایع یکی است و اسلام آخرین و کامل‌ترین آنهاست. پیامبران قبلی هر کدام برای دوره خود برنامه داشتند، اما محمد برای همه دوره‌ها تا قیامت. شریعت او نسخ نمی‌شود و پس از او شریعت دیگری نخواهد آمد. قرآن می‌گوید: «برای هر یک از شما راهی ویژه قرار دادیم» یعنی راه‌ها مختلف ولی هدف یکی است. اما این معنی آن نیست که حالا هر کسی از هر آیینی بخواهد پیروی کند. وقتی اسلام کامل آمد، راه پیروی از ادیان قبلی بسته شد. خاتمیت هم می‌گوید پیامبر جدیدی نمی‌آید و هم می‌گوید پیروی از دین‌های قبلی باطل است. مسلمانان جهان در گذشته و حال اتفاق نظر دارند که پیامبر اسلام آخرین پیامبر است. خداوند اساس ترقی و سعادت جاودانی بشر را در همین دین پایه‌ریزی کرده. درست است که در برنامه‌های پیامبران تغییراتی رخ داده، اما معنی تغییرات این نیست که ادیان آسمانی با هم تفاوت اساسی داشته‌اند. بلکه با بودن قدر مشترک وسیع میان تمام ادیان، برنامه‌ها به تناسب امکانات مردم هر زمان تشریع می‌گردیده. هدف نهایی همه، رساندن بشر به مدارج کمال و سعادت بوده. این رسالت از آدم شروع شد و تا پیامبر اسلام ادامه یافت و با قرآن به آخرین مرحله تکامل خود رسید. از این به بعد، امت اسلام از آمدن پیامبر و کتاب و شریعت دیگری بی‌نیاز شده‌اند.