بسم الله الرحمن الرحیم
امامت فقط یک عنوان تشریفاتی نیست؛ امام یعنی پیشرو و الگو، و شیعه واقعی کسی است که راه امام را بشناسد و از او پیروی کند.
بحث درباره امامت را از ابعاد گوناگونی میشود بررسی کرد. یک بُعد آن ضرورت امامت است؛ اینکه چرا بعد از پیامبر باید امامی باشد. این بحثی است کلامی و فلسفی که در جای خود لازم است. بُعد دیگر مشخص کردن جانشین پیامبر است. شیعه در طول تاریخ بیشترین بحثش را در این باره کرده که امام بعد از پیامبر کیست. در عالم تشیع، امیرالمؤمنین علیهالسلام به عنوان امام بلافاصله بعد از پیامبر شناخته میشود و برای ما که در محیط شیعی زندگی میکنیم، جای هیچ تردیدی در این باره نیست. بُعد سوم بحث درباره شرط و اوصاف امام است؛ مثل علم امام، عصمت، قدرت معنوی و مانند آن. این بحثها هرچند مهم هستند و علمای گذشته در کتابهای مفصل به آنها پرداختهاند، اما در این گفتار مورد نظر ما نیستند.
آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، بحث درباره نقش امامان و موضعشان در انقلاب اسلامی است. سؤال این است که این دوازده امام که ما به امامتشان معتقدیم، در جامعه اسلامی چه کاره بودند؟ فلسفه وجودی آنان چه بود؟ و مهمتر این که آیا بر اساس آن فلسفه عمل هم میکردند یا نه؟
باید توجه داشت که برخی از اعتقادات در زندگی انسان تأثیر مستقیم دارد و جهتبخش است. مثل ایمان به قیامت و حساب و کتاب. این اعتقاد در نوع زندگی انسان تأثیر میگذارد. اما برخی مسائل جزئی، مثل اینکه فرشتگان شب اول قبر به چه شکلی میآیند یا قدشان بلند است یا کوتاه، هرچند دانستنش بهتر از ندانستن است، اما در عمق زندگی انسان تأثیر تعیینکنندهای ندارد. امروز ما با انبوهی از مجهولات و تحریفهای فرهنگی روبروییم و هنوز بسیاری از حقایق ضروری زندگی برایمان ناشناخته مانده است. بنابراین، بهتر است به جای پرداختن به مسائل حاشیهای و کماثر، سراغ مسائل اساسی و سرنوشتساز برویم.
نکته بسیار مهم این است که اگر امام را به عنوان پیشوا قبول داریم، باید راهش را هم بشناسیم. «امام» یعنی پیشرو، یعنی کسی که باید از او پیروی کرد. اگر انسان نداند امامش به کدام جهت میرفته، چگونه میتواند از او پیروی کند؟ متأسفانه در فرهنگ رایج شیعه، مسئله پیشروی و الگو بودن امامان کمرنگ شده است. وقتی از عملی از امام صادق علیهالسلام سخن میگوییم، برخی میگویند «او امام بود» یعنی فقط مقامش بالاست و احترام دارد، اما از این نتیجه نمیگیرند که باید از او پیروی کرد. این خطای بزرگی است. وقتی ما امام را به امامت شناختیم، باید راه امام را هم بشناسیم تا بتوانیم دنبال آن راه را بگیریم.
خود امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: هر مأمومی امامی دارد که به او اقتدا میکند، دنبالهرو اوست و باید دنبال او برود. والا امامِ او نیست و او هم مأموم او نیست. اقتدا یعنی دنبالهروی. مثال نماز جماعت را در نظر بگیرید. اگر امام در حال سجده است و مأموم ناگهان بلند شود و بایستد، نمازش باطل است. در زندگی هم همین طور است. اگر کسی خود را پیرو امام حسین علیهالسلام میداند، باید بداند آن حضرت چه کرد، چرا قیام کرد، و هدفش چه بود. اشک بیمعرفت فایده ندارد، زیارت بیمعرفت اثر ندارد. اگر خود امام زنده هم بود و کسی بدون معرفت به حضورش میرفت، هیچ اثری نمیگرفت.
بنابراین، باید بدانیم امامت برای چه چیزی در اسلام قرار داده شده است. نبوّت آمد و ما میدانیم نبوّت برای چه آمد. حالا باید بدانیم امامت برای چه آمده است. دو هدف اصلی برای امامت میتوان برشمرد: یکی تبیین و تفسیر و نگهبانی از مکتب، و دیگری ادامه راه پیامبر در پیشبرد جامعه و تشکیل حکومت اسلامی. سپس باید روش زندگی امامان، مخصوصاً امامان هشتگانه از امام سجاد تا امام عسکری علیهمالسلام را بررسی کنیم. رابطه آنان با پیروانشان (شیعیان) چگونه بود؟ با دشمنانشان و خلفای زمان چه مناسباتی داشتند؟ با علما وابسته به دستگاه خلافت مثل زهری و ابویوسف چگونه برخورد میکردند؟
متأسفانه دست تحریف از همان روزگار خود امامان بر زندگی آنان سایه انداخته است. ربیع (غلام منصور) وقتی میخواست از برخورد امام صادق با منصور گزارش دهد، آن چنان روایتی جعل کرد که امام صادق را در مقابل منصور ذلیل و خاضع نشان میداد. این تحریفها باعث شده چهره واقعی امامان از ما پنهان بماند. خلفای بنیامیه و بنیعباس از دو راه با امامان مبارزه میکردند: یا نامشان را از یادها میبردند (روش معاویه که نقل حدیث درباره علی را ممنوع کرد)، یا چهره آنان را تحریف میکردند (روشی مؤثرتر و خطرناکتر). متأسفانه این روش دوم تا حد زیادی موفق بود و امروز بسیاری از شیعیان، امام سجاد را یک بیمار ضعیف تصور میکنند، در حالی که او بنیانگذار نهضت مخفی شیعه و متزلزلکننده بنیان امویان بود.
ما باید با تأمل در تاریخ و مقایسه روایات متناقض، حقیقت را از لابلای این تحریفها بیرون بکشیم. این گفتار مقدمهای است برای بحثهای بعدی که در آنها به تفصیل روشن خواهد شد که امامان معصوم علیهمالسلام همه مجاهد و مبارز بودهاند و زندگی آنان سراسر پیکار در راه خدا بوده است، نه سازش و سکوت.