مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
اعجاز یعنی انجام کاری یا ارائه کلامی که هیچ‌کس نتواند مانند آن را بیاورد

اعجاز در لغت به معنای عاجز کردن و ناتوان ساختن است. در اصطلاح، به کارها یا کلامی معجزه می‌گویند که کسی نتواند نظیر آن را انجام دهد یا بیاورد. معجزه باید امری خارق عادت باشد، جزء شرور نباشد، به علل غیرعادی شکست‌ناپذیری مستند گردد، و با تحدّی و دعوی پیامبری همراه باشد. تفاوت اساسی معجزه پیامبر اسلام با دیگر پیامبران در جاودانه ماندن و قابل طرح بودن آن در همه مکان‌ها و زمان‌هاست.

برخی از مفسران و دانشمندان علوم قرآنی، مانند شیخ طوسی و شیخ طبرسی، مدار بحث پیرامون اعجاز قرآن را علم اصول دانسته‌اند. برخی مانند ملا فتح الله کاشی آن را جزو مباحث علم کلام شمرده‌اند، و برخی دیگر مانند مؤلف نفایس الفنون در حیطه علم تفسیر از اعجاز سخن گفته‌اند. علت این وجوه سه‌گانه آن است که هر یک از این علوم از جهتی با کتاب خدا ارتباط پیدا می‌کند. چون قرآن معجزه پیامبر است و به نبوت اختصاص دارد، اعجاز قرآن در حوزه مباحث کلامی قرار می‌گیرد. از آنجا که قرآن یکی از اصول چهارگانه (قرآن، سنت، اجماع و عقل) در استنباط احکام شرعی است، تحقیق در خصوص اعجاز جزو علم اصول به شمار می‌رود. و نیز چون قرآن موضوع اصلی علم تفسیر است، طبعاً مدار همه مباحث قرآنی از جمله اعجاز، علم تفسیر می‌باشد.

علمای سده‌های پیشین غالباً به اعجاز قرآن از جنبه فصاحت و بلاغت و اسلوب عالی و راقی آن می‌نگریستند. برخی از آنان معتقد به «صرفه» بودند و می‌گفتند عجز اعراب از آوردن سخنانی نظیر قرآن بدان جهت بود که خدا اراده و تصمیم بر معارضه را از آنان سلب کرده بود. علامه طباطبائی این دیدگاه را غیرمنطقی و نامقبول می‌داند.

بعضی از مفسران وجوه بسیاری برای اعجاز قرآن برشمرده‌اند: فصاحت و بلاغت، سلامت از اختلاف و تناقض، اسلوب مخصوص و نظم بدیع، برهان بر توحید، کثرت معانی، تأثیر آن در نفوس، ثبات و پایداری، جامعیت اخلاق و فضیلت، احکام معتدل برای نظام و مصالح اجتماع که مقتضی با هر زمان است، ارشاد به حقایق معارف الهیه، اخبار از گذشته و آینده و امور غیبی.

صاحب کتاب جواهر الادب این وجوه را در قالبی منظم بیان داشته است: اغراض و مقاصد قرآنی مانند غایت روشنی، کمال تأثیر در نفوس، جامعیت احکام، تشریع جاودانه، تهذیب کامل، تعلیم جامع، ادب رسا، ارشاد و هدایت همه‌جانبه و فراگیر، قصص و مواعظ و مثل، حکمت متعالی، وعد و وعید و اخبار غیبی. الفاظ و اسالیب قرآنی شامل محسنات لفظی و معنوی و ترکیبات جذاب و اعجاب‌انگیز به دور از تنافر و ناهماهنگی. معانی و مفاهیم قرآنی که بیانگر ابتکاری خاص و بی‌نظیر است و سرشار از دلایل روشن، براهین قاطع، احکام مسلم، و تشبیهات بدیع.

صاحب نفایس الفنون برای اعجاز قرآن دو وجه ذکر کرده: اول آنکه عرب با فرط عناد و کمال انکار با فصاحت و بلاغتشان از معارضه عاجز شدند. دوم آنکه قرآن مشتمل است بر همه معارف و حکم و محاسن شیم و قصص اولین و آخرین و اخبار از مغیبات، آنچه در تکمیل نفوس بشری و وصول به سعادت ابدی بدان احتیاج افتد، با متانت لفظ و رزانت نظم و ترتیب.

نظر دقیق و صائب علامه طباطبائی در این باره از مزیتی چشمگیر نسبت به نظرات پیشین برخوردار است. وی با بیانی ساده و شیوا و در عین حال مختصر و مفید می‌فرماید: قرآن کریم تنها از راه فصاحت و بلاغت تحدی نمی‌کند و به معارضه نمی‌طلبد، بلکه گاهی از جهت معنی نیز پیشنهاد معارضه می‌نماید و به نیروی فکری همه جن و انس تحدی می‌کند.

علامه با استفاده از آیه شریفه «أفلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً» به یک نکته ظریف اشاره کرده که هم بر اعجاز قرآن دلالت دارد و هم بر عدم تناقض و تضاد و تحریف آیات آن در طول تاریخ اسلام. ایشان می‌فرماید: قرآن کریم تدریجاً با شرایطی کاملاً مختلف و گوناگون در مدت بیست و سه سال نازل شده است. اگر از جانب خدا نبود و ساخته پرداخته بشر بود، تناقض و تضاد بسیاری در آن پدید می‌آمد و ناگزیر آخرش از اولش بهتر و مترقی‌تر بود، چنانکه لازمه تکامل تدریجی بشر همین است. حال آنکه آیات مکی این کتاب با آیات مدنی آن یکنواخت است و آخرش از اولش متفاوت نیست.

علامه در ادامه می‌فرماید: هر چند قرآن کریم به زبان قوم عرب نازل شد، لیکن اسلوب عالی و راقی آن از یک سو و معانی بلند و ممتاز آن از سوی دیگر، چنان توجه سخنوران و زبان‌آوران عرب را به خود جلب کرد و آنان را تحت تأثیر قرار داد که بکلی طبیعت و قریحه آنان را دگرگون ساخت و ابتدا زبان و سپس حیاتشان را از توحش بی‌حد و مرز جاهلی آزاد نمود.

اسلام تنها دینی است که معجزه اش از سنخ علم و معرفت قرار داده شده است. معجزات دیگر پیامبران مانند اژدها شدن عصای موسی یا زنده کردن مردگان به دست عیسی، موجوداتی طبیعی و پدیده‌هایی مادی هستند که محکوم به قوانین طبیعت و محدود به زمان و مکان مشخص می‌باشند. اما آنچه از سنخ علم و معرفت باشد می‌تواند برای همه نسل‌ها در هر عصر و مکانی معجزه باشد. منتهی آنان که قدرت تشخیص ندارند می‌توانند به افراد متخصص مراجعه کنند.