مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
نخستین خانه‌ای که برای عموم مردم پایه‌گذاری شده، همان خانه‌ای است که در مکه قرار دارد؛ سرچشمه برکت و چراغ هدایت جهانیان.

حج، سفری است به سوی خدا. هر مسافری که عازم این سفر می‌شود، نخستین محرکش اداى تکلیف و انجام واجب است، اما از آغاز حرکت هر چه پیش می‌رود، در ضمیر و باطن خود انقلاب و تحول بیشتری احساس می‌کند. در میان مشقت‌ها و انجام مناسک، برق‌هایی از ایمان و توحید دیده می‌شود و چیزهایی فهمیده می‌شود که اندکی گفتنی است و بسیاری از آن را قدرت و زبان تعبير نيست.

قرآن کریم درباره حج می‌فرماید: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّهَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ». نخستین خانه‌ای که برای عموم مردم پایه‌گذاری شده، همان خانه‌ای است که در مکه قرار دارد. این خانه سرچشمه برکت و چراغ هدایت جهانیان است. در آن نشانه‌های درخشان و مقام ابراهیم است و هر کس در حريم آن وارد شود در امنيت است. بر خداست بر مردم حج آن خانه؛ اين وظيفه واجب است بر کسی که استطاعت پيمودن راه و رساندن خود به آن را داشته باشد.

نکته مهم درباره «نخستین خانه» این است که مقصود آيه اين نيست که خانه و ساختمانی پيش از بنيان کعبه نبوده، بلکه مقصود اين است که نخستين ساختمان برای عموم و به سود عموم، همان است که در مکه پايه‌گذاری شده. هر ساختمانی که به دست آدمی پايه‌گذاری شده، به سود فرد يا جمع يا ملتی و به زيان ديگران است. هر سازنده‌ای می‌خواهد خود در محيط معين آزاد و ديگران محدود باشند. کشمکش‌ها و جنگ‌ها از همين جا شروع شده. اساس کاخ‌های ارباب قدرت اين است که کاخ‌نشينان دستشان از هر جهت باز و دست ديگران بسته باشد.

اما خانه‌ای که به نام خدا و برای همه پايه‌گذاری شده، می‌گويد: همه بايد تسليم حق باشند و حق برای عموم است. خداوند جا و مکان ندارد و محتاج به خانه و قطعه زمينی نيست. فرق خانه‌ای که به نام خداست با ديگر خانه‌ها اين است که آنجاها اراده شخص حاکم و منافع فرد محور است، اينجا اراده حق حاکم و سود عموم محور است. در اينجا مركزيت اراده و حركات از خودپرستی به خداپرستی بايد برگردد. خانه خدا آنجاست که نام غير خدا روی آن نباشد و از نفوذ و اراده و تصرف مالكيت خلق بيرون رفته باشد تا آنجا را همگی خانه خود بدانند و از چشم خدا که نسبت به همه يكسان است، يكديگر را بنگرند و با رشته رحمت حق با هم بپيوندند.

یکی از مفاهیم عمیق قرآنی که طالقانی به آن اشاره می‌کند، «دَحْوُ الْأَرْض» است. زمين گسترده شد. اين گسترش آيا يک مرتبه تمام قطعات گسترده گرديد يا به تدريج پيش آمد؟ چون عموم سير و تحول اصلى خلقت تدريجی است و قطعات زمين با هم متفاوتند، بايد به تدريج پيش آمده باشد. تأثير آفتاب در قطعات استوايی زمين شديد است و در اثر حركت وضعی، برآمدگی آن قسمت بيشتر است. پس سرزمين كوهستانى مكه در حدود خط استوا از سرزمين‌هايى است كه شرايط انبساط و ظهور حيات در آن زودتر فراهم شده است.

در آيه آمده: «فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ». چشم خدا بين در آن سرزمين و خانه باز می‌شود، آيات حق و صفات و اراده خدا در آن آشكار و روشن ديده می‌شود. در ساختمان و كوه و دشت آن، آثار پيامبران و سران اصلاح باقی است. در مناسك و آداب، در تاريخ پر حادثه آن، صفات و مقصود پروردگار هويدا است.

مقام ابراهیم، محلی است که ابراهیم براى خدا قيام کرد. فكر ابراهيم در ميان توده مغرور و گمراه برای شناسايی پديدآورنده زمين و حيات جاويدان قيام نمود و براى درهم شكستن بت‌ها و ايستادن در برابر سيل بنيان‌كن اوهام عمومى و نجات خلق در آغاز جوانی یک تنه قيام نمود. روح فداكارى او تا به آتش رفتن و قربانى نمودن فرزند ايستاد. تمام اين قيام‌هاى ابراهيم در قيام براى ساختن خانه كعبه كه نقش و انعکاس روح اوست ظاهر شد.

«وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً»؛ محيط امنيت، آن محيطى است كه فاصله‌هاى قومى و نژادى و رنگ و لباس را از ميان می‌برد. خيال متجاوز را محدود و دست متعدى را می‌بندد. جنبش‌هاى اختلاف‌انگيز را آرام می‌سازد و همه را به يك حقيقت متوجه می‌نمايد و به يك رنگ درمی‌آورد. از آغاز پايه‌گذارى و در قرون گذشته و دوره‌هاى جاهليت و زمان‌هاى پر حادثه و خونين گذشته، اين ساختمان و محيط امنيت بوده است.

«وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ» چون در محيط اين خانه فقط نام خدا ظاهر و اراده او حاكم است، براى خدا و بيدار شدن روح حق‌پرستى و زنده شدن وجدان عدالت‌خواهى و حكومت اين روح بر ساير غرايز و هواهاى انسان بر هر مستطيعى حج اين خانه واجب است. تا براى يك بار هم شده در تمام عمر هر كس خود را از محيط غوغاى شهوات و خودپرستى و نفع‌جويى و اختلافات كه صداى پيامبران و نداى وجدان و دعوت خدا را دور و كم اثر نموده بيرون آيد و تغيير محيط دهد.