مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
حج واقعی وقتی است که دل را برای خدا از هر چه غیر اوست خالی کنی و همه کارها را به آفریدگار بسپاری.

برخی گمان می‌کنند حج فقط یک سفر ظاهری است: پول داشته باشی، به مکه بروی، طواف کنی، سعی کنی، به عرفات بروی، سنگ بزنی و برگردی. اما حقیقت حج چیز دیگری است. استطاعت فقط مال و جسم نیست؛ پیش از آن، استطاعت علمی و اخلاقی لازم است. باید بدانی چه می‌کنی و چرا می‌کنی.

ناصرخسرو در شعری از دوست حاجی خود می‌پرسد: وقتی احرام بستی، چه نیتی کردی؟ آیا همه چیز غیر از خدا را بر خود حرام کردی؟ وقتی لبیک گفتی، آیا از سر علم و تعظیم بود یا فقط عادت؟ وقتی در عرفات ایستادی، آیا عارف به حق شدی و منکر خود؟ وقتی قربانی کردی، آیا اول نفس خود را کشتی؟ وقتی سنگ زدی، آیا عادت‌های زشت را از خود بیرون انداختی؟ دوست حاجی به همه این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد: «نه، من ندانسته ام». ناصرخسرو می‌گوید: پس تو حج نکردی. رفته‌ای مکه دیده‌ای و برگشته‌ای، محنت بیابان را به سیم خریده‌ای.

این سخن شاعر، درست همان چیزی است که امام صادق فرموده: هرگاه خواستی حج کنی، دلت را برای خدا از هر چه تو را به خود مشغول کند و از هر چه میان تو و خدا درآید، خالی کن. همه کارهایت را به آفریدگارت واگذار و در هر حرکت و سکونی که از تو پدید می‌شود بر او توکل کن. تسلیم حکم خدا و قضا و قدر او باش. دنیا و آسایش و آفریدگان را رها کن.

متأسفانه بیشتر حاجیان وقتی استطاعت مالی پیدا می‌کنند که بیش از نیمه عمرشان گذشته است؛ بالای چهل سالگی. در این سن، یاد گرفتن احکام حج دشوار است. بسیاری از برادران و خواهران حتی حمد و سوره را در همان سفر یاد می‌گیرند، گویا نماز از وقتی برای حج بیرون می‌شوند واجب شده است. برخی از آنان تلفظ درست «الْحَمْدُ وَالنِّعْمَةَ» را بلد نیستند و «الْهَمْتَ وَالنِّهْمَةَ» می‌گویند. اگر از سال‌های نوجوانی به یاد گرفتن احکام می‌پرداختند، با این دشواری‌ها روبه‌رو نمی‌شدند.

توجه به فراگرفتن احکام دین، نشانه درجه علاقه به دین است. برخی حاجیان اعمالشان نشان می‌دهد از معارف اسلام جز تعلیماتی سطحی ندارند. این علامت آن است که جامعه مسلمان به آموختن احکام و فقه و اخلاق، بی‌اعتناست. در حدیث می‌خوانیم که مسلمان نسبت به مسلمان دیگر مانند اندامی از کالبد است که اگر فاسد شود، به همه کالبد اثر می‌گذارد.

از این سهل‌انگاری بدتر، ندانستن وضع منطقه و آداب مردم حرمین است. بسیاری از حاجیان نمی‌دانند مکه و مدینه روی نقشه کجاست، چه رژیمی بر آن حاکم است، مردمش چه مذهبی دارند، سعودیان کیستند و وهابیت چیست. اگر بازرگانی بخواهد کالایی به ارزش هزینه یک حاجی بخرد، اطلاعاتی بسیار بیشتر از این برادر مسلمان درباره آن کالا به دست می‌آورد. اما متأسفانه توجه برخی زائران به خرید کالا از توجه به روشی که امامان از ما خواسته‌اند، بیشتر است.

حج عبادت است، جهاد است، رکنی از ارکان اسلام. مجاهد در میدان جهاد باید از همه سو مواظب حمله دشمن باشد. حج، امانتی الهی است. اگر مسلمان مستطیعی به مکه نرود و بمیرد، شایسته نام مسلمانی نیست و دم مرگ به هر دینی که خواهد می‌میرد. در خبری از امام صادق است که اگر مالدار حج نکند و بمیرد، از کسانی است که خدا درباره او گفته: «در روز قیامت او را کور برمی‌انگیزانیم». پرسیدند: کور؟ فرمود: آری، کور از راه خیر.

این تأکیدها همه برای این است که حج فقط یک سفر تفریحی یا تجاری نیست. حج، نمایشی پرشکوه از رهایی انسان موحد از همه چیز جز اوست. عرصه پیکار با نفس، جلوه‌ای از عشق و ایثار، آگاهی و مسئولیت. پس پیش از آنکه پا در این سفر بگذاری، باید استطاعت علمی و اخلاقی را هم به دست آوری؛ وگرنه رفته‌ای و دیده‌ای و آمده‌ای، اما حج نکرده‌ای.