بسم الله الرحمن الرحیم
در مکتب تشیع، امام همه چیز یک فرد متشیع است و بدون امام، هویتی برای مکتب وجود ندارد
هر مکتبی در محتوا و هویت خود ترکیبی است از اصول و مبانی علمی و عملی و نمادهایی که از آنها به شعائر و مظاهر متمایز آن مکتب تعبیر میشود. در زبان عرب، «شعار» به لباس زیرینی گفته میشود که چسبیده و مماس با بدن است، در مقابل «دثار» که به لباس رو گفته میشود. در حدیث آمده است: «شما ای جماعت انصار شعار هستید و سایر مردم دثار»، یعنی شما انصار از زمره اصحاب خاص و نزدیکان هستید. شعار همچنین به علامت در جنگ و غیر آن گفته میشود. لشکریان برای بازشناسی خودی از دشمن، علامتی نصب میکردند. شعار قوم به علامتی گفته میشود که در سفر با خود حمل میکنند. شعار حج نیز مناسک و نشانهها و آثار و اعمال خاص آن است که آن را از سایر عبادات متمایز میکند.
اقوام و ملل تا زمانی که سنتها و شعارهای خود را پاس میدارند، هویت فرهنگی آنها محفوظ میماند و راه نفوذ فرهنگهای بیگانه بر حریم اعتقاداتشان بسته خواهد بود. اما اگر به واسطه اهمال و سهلانگاری، شیفته آداب و روش دیگران شوند، دیری نخواهد گذشت که اثری از هویت آن ملت باقی نمیماند.
در مکتب تشیع، حقیقت انکارناپذیر و محوری، ولایت و امامت ائمه معصومین است که به عنوان قوام دین مبین اسلام به حساب میآید. اختلاف شیعه با اهل سنت، صرفاً بر سر مرجع حکم و منشأ آن نیست. اگر فردی امام معصوم را فقط در حد یک مبین احکام تکلیفیه که از پیامبر نقل میکند بداند، او را در حد یک راوی حدیث قرار داده است. کسی که چنین دیدگاهی دارد، نمیتواند مدعی تشیع شود.
هویت و کیان مکتب تشیع در تسلیم و انقیاد مطلق از امام معصوم است. انسان باید هیچ وجودی و اثری را در قبال وجود و آثار او مد نظر قرار ندهد و ولایت و اراده او را بر سلیقه و اختیار خود ترجیح دهد و خود را فانی در ولایت او قرار دهد. فقط در این صورت است که حقیقت تشیع در آن شخص متبلور میشود.
امام باقر علیه السلام وصیت فرمود که پس از شهادتشان به مدت ده سال در منی از مسائلی که خلفای جور بر آن حضرت وارد آوردند، برای مردم سخن گفته شود. درباره حضرت سیدالشهداء آنقدر روایت است که به حد تواتر میرسد. اما امروز متأسفانه مسأله اربعین از دایره شعار تشیع خارج شده و به سایر افراد سرایت کرده است. آنچه از سنت رسول خدا و اوصیای گرامیش برای ما به جای مانده، فقط تشکیل مجالس ترحیم به مدت سه روز است، نه بیشتر.
امروزه رسم بر این است که برای فرد متوفی مجالس یادبود در هفتم و چهلم و سالگرد و غیره میگیرند و هیچ داعی و نیتی جز رعایت شؤون شخصی و مصالح دنیوی بازماندگان در این امور وجود ندارد. بنظر میرسد تجدید خاطر و یاد متوفی در هر سال با تشکیل مجالس پر زرق و برق، وسیلهای است برای ابراز و استمرار حیات و شؤونات شخصی دنیوی و اهواء باطله و کسب منافع دنیوی برای بازماندگان.
یکی از شعارهای شاخص مکتب شیعه، مسأله شهادت و قیام حضرت سیدالشهداء است. شهادت فرزند رسول خدا به دست پستترین و رذلترین خلیفه امت اسلام، فاجعهای است که تمام مورخان از موافق و مخالف، آن را زشتترین و سیاهترین برگ تاریخ حیات بشر ذکر کردهاند. اربعین سیدالشهداء، سند حقانیت و مظلومیت او را در عرضه کشمکش حق و باطل نمودار میسازد. تشکیل مجالس و محافل برای اولیای دین گرچه از اهم امور است، اما برای هیچکدام از آنها مسأله اربعین وجود ندارد. تنها و تنها برای حضرت سیدالشهداء این سنت و شعار در مکتب تشیع وضع و جعل گردیده است.
امروز متأسفانه رسم بر این است که برای افراد متوفی مجلس بزرگداشت میگیرند و به خیال خود روح آن مرحوم را غریق رحمت میگردانند. در این کتاب سخن از بطلان و عدم امضای مجالس اربعین توسط شارع مقدس رفته است و سعی شده با استفاده از منابع تاریخی و روایی و تمسک به سنت و سیره اولیای دین، جوانب این مطلب مورد بررسی قرار گیرد.