بسم الله الرحمن الرحیم
مدیر و استاد، دو رکن اساسی تربیت در مدرسه علمیه هستند؛ مدیر با برنامهریزی و الگودهی، و استاد با ارتباط مستمر و شاگردپروری، بیشترین سهم را در رشد علمی و معنوی طلبه دارند.
در تربیت یک طلبه، عوامل گوناگونی نقش دارند؛ اما شاید مهمترین آنها مدیر مدرسه باشد. مدیر مسؤول اصلی تعلیم و تربیت است و میتواند همه امکانات مدرسه را برای تهذیب طلاب بسیج کند. او هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم تأثیر میگذارد. مستقیم، چون خودش الگوی عملی برای طلاب است و طلبهها از رفتار و منش او تأثیر میپذیرند. غیرمستقیم، چون میتواند با برنامهریزی درست، دعوت از اساتید مهذب، اهمیت دادن به رشد معنوی و توجه به نیازهای عاطفی و روانی طلاب، زمینه را برای رشد اخلاقی آنان فراهم کند.
مدیر موفق باید از ویژگیهای متعددی برخوردار باشد. در بعد معنوی و اخلاقی: اخلاص، تقوا، عشق به اهل بیت، انس با دعا، خوشخلقی، توکل، صبر، زهد و سادهزیستی، تواضع و عزت نفس. در بعد شناختی و معرفتی: معرفت به ارزش کار تربیت، شناخت ویژگیهای نسل جوان، بصیرت فرهنگی و سیاسی، دشمنشناسی، آیندهنگری و آسیبشناسی. در بعد انگیزشی و عاطفی: علاقه به کار برای حوزه، تکریم طلاب، اعتماد به آنان، سعه صدر، انگیزهبخشی و ابراز عطوفت پدرانه. در بعد رفتاری: حضور پررنگ و مستمر در مدرسه، نظم و انضباط، واگذاری مسؤولیت به طلاب، توانایی کار گروهی و همسوسازی ارکان مدرسه.
استاد نیز بیشک تأثیرگذارترین عامل در پرورش طلبه است. این ویژگی مرهون چند چیز است: اول، فرصت ارتباط استاد با طلبه از همه بیشتر است. دوم، طلبه در مقابل مقام علمی استاد کرنش دارد و حالت دفاعی خود را میگشاید. سوم، استاد با گروه محدودتری سروکار دارد و مشکلات را از نزدیک میبیند. چهارم، انس و صمیمیت ناشی از ارتباط طولانی، زمینه اثرگذاری را هموار میکند.
مهمترین تفاوت استاد با یک سخنران یا مبلغ در این است که استاد وظیفه «نیروپروری» دارد، نه فقط اطلاعرسانی. او باید شاگرد خود را برای ایفای نقش تخصصی بار بیاورد. مقام معظم رهبری میفرمایند: «ارزش استاد به شاگردان اوست. شاگرد فقط آن کسی نیست که سر کلاس حاضر میشود؛ آنی است که به وسیله شما ساخته میشود.» بهترین خدمت در حق طلبه، «رسیدگی» به اوست. استاد باید طلبه را چون فرزند خود بداند و در امور اخلاقی، معنوی، معیشتی، روحی، روانی، خانوادگی و درسی او حضور داشته باشد. خاطره معروف شهید مدنی که چهل روز صبح به درِ حجره طلبهای میرفت تا او را برای نماز صبح بیدار کند، نمونه عالی این رسیدگی است.
ویژگیهای استاد موفق نیز چهار دسته است: اخلاقی و معنوی (اخلاص، تقوا، عشق به اهل بیت، انس با دعا، بیان احادیث اخلاقی در کلاس، خوشخلقی، زهد، تواضع)، شناختی و معرفتی (شناخت ویژگیهای نسل جوان، توجه به بهداشت روانی شاگردان، بصیرت سیاسی، تقویت مبانی اعتقادی)، انگیزشی و عاطفی (احساس مسؤولیت، برقراری ارتباط مؤثر، ابراز عطوفت، تکریم شاگردان، رازداری، سعه صدر) و رفتاری (نظم، بهرهگیری از روش تربیت الگویی، همسویی با برنامههای مدرسه، ارائه الگوی عملی معنویت).
متأسفانه همه اساتید واجد این صلاحیتها نیستند. برخی آسیبهای اخلاقی در میان اساتید دیده میشود: ضعف در خودسازی، کمتوجهی به شؤون طلبگی، غرور و خودپسندی، رفتارهای متکبرانه، مصرف دخانیات، حب جاه و مقام، دو لباسی (پوشیدن لباس روحانیت فقط در مدرسه)، بینظمی، نداشتن روحیه همکاری، حسادت به همکاران، و مشکلات روحی مانند افسردگی و اضطراب. همچنین در تربیت شاگردان هم ضعفهایی وجود دارد: نخواندن روایات اخلاقی در کلاس، گلایههای مکرر از وضعیت حوزه و زندگی طلبگی، افراط در شوخی، تبعیض میان شاگردان، ناآشنایی با مهارتهای مدیریت تحصیلی، انتقاد مکرر از متون درسی و ایجاد تردید در طلاب.
برای ترغیب اساتید به نقشآفرینی تربیتی، راهکارهایی پیشنهاد شده: برگزاری جلسات مستمر توجیهی با اساتید، دورههای دانشافزایی و مهارتافزایی، معرفی سنت شاگردپروری بزرگان، برقراری ارتباط اساتید با طلاب و سرکشی به حجرهها، اسکان اساتید مهذب در حجرههای مدرسه، ملاحظه ویژگیهای تهذیبی در تقدیر از اساتید، نظارت مستمر بر ارتباطات تربیتی، و فضاسازی با نصب احادیث اخلاقی در اتاق اساتید.