بسم الله الرحمن الرحیم
توسعه ریشه در اندیشه «ترقی» دارد و ترقی در تفکر غربی به معنای تکامل مادی و حیوانی بشر است.

لفظ «توسعه» در فرهنگ امروزی ما از نظر لفظ تازه است اما از نظر معنا تازه نیست. این معنا از اولین ره‌آوردهای غرب‌زدگی در کشور ماست. لفظ «ترقی» از اولین کلماتی بود که فرنگ‌رفته‌های ما برای توصیف غرب به کار بردند؛ «ممالک راقیه» یعنی کشورهای پیشرفته. برای دریافت معنای توسعه باید اول مفهوم ترقی را فهمید، چون اندیشه ترقی اجتناب‌ناپذیر بشر، مبنای توسعه تمدن کنونی در ابعاد مادی و حیوانی وجود اوست.

بسیاری از برادران مسلمان، لفظ توسعه یا ترقی را با معنای رشد و تعالی در قرآن یکی می‌گیرند. لفظ «رشد» مجموعاً نوزده بار در قرآن مجید آمده است. آیه ۲۵۶ سوره بقره می‌فرماید: «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی». راه رشد، راهی است که انسان را به سوی علت غایی وجود خویش و آن هدف خاصی که از آفرینش بشر مقصود پروردگار بوده، هدایت می‌کند. این کلمه هرگز به معنای توسعه یا ترقیِ فرنگی نیست، هر چند به تعالی و تکامل تاریخی بشر نیز اشاره دارد. خود لفظ «توسعه» مصدر ثلاثی از ریشه «وسع» و به معنای ایجاد فراخی است و ترجمه کلمه فرنگی development است. جستجوی این لفظ در قرآن هیچ مناسبتی ندارد.

منظور از توسعه در جهان امروز، صرفاً توسعه اقتصادی با معیارها و موازینی خاص است. اگر گاهی سخن از توسعه فرهنگی به میان بیاید، مقصود فرهنگی است که در خدمت توسعه اقتصادی قرار دارد. وقتی از آموزش صحبت می‌شود، منظور آموزش عام نیست، بلکه آموزش متد و ابزار توسعه است.

غرب برای تفهیم ضرورت توسعه، همیشه دو تصویر از انسان می‌سازد. تصویر اول، جامعه روستاییِ کثیف، بدون بهداشت، در جنگ با عوامل طبیعی مثل سیل و قحطی، اسیر بیماری‌هایی مثل مالاریا و سل، همراه با فقر غذایی و بیسوادی و جهالت، در خوف دائم از عواملی که علت آنها را نمی‌شناسد. تصویر دوم، جامعه صنعتی، برخوردار از بهداشت، با مرگ و میر به حداقل رسیده، هوشیار و آگاه، بهره‌مند از همه امکانات آموزشی، بدون ترس، مطمئن و متکی به نفس. بعد می‌گویند مقایسه کنید؛ معلوم است دومی بهتر است.

اما این مقایسه از ریشه غلط است. در این قیاس، وجوه مقایسه کاملاً مغرضانه انتخاب شده. در تصویر اول، جامعه‌ای تجسم شده که از آرمان‌های حیاتی اسلام و احکام آن کاملاً دور افتاده. در تصویر دوم، تصوری خیالی از جامعه صنعتی ایده‌آل که پارامترهای عدم اعتدال روانی، فساد جنسی و اخلاقی، نابودی عواطف، آلودگی‌های مرگبار و جنگ از آن پاک شده.

آیا می‌توان معنای توسعه را با مفهوم تکامل و تعالی در اسلام انطباق داد؟ خیر. مفهوم تکامل و تعالی در قرآن اصالتاً به ابعاد روحانی و معنوی وجود بشر بازمی‌گردد. این تکامل روحانی ملازمه ندارد با توسعه مادی. برعکس، ثروت و استقلال در قناعت است، صحت در اعتدال و پرهیز از تمتع، و تعالی در از خودگذشتگی و ایثار. مقصود این نیست که در اسلام روح و جسم در تضادند. خیر، روح و جسم در ریشه متحدند. اما برای ایجاد اعتدال میان قوای چهارگانه شهوت و غضب و وهم و عقل، باید از افراط و تفریط پرهیز کرد. زمینه تکامل انسانی در اعتدال این قوا فراهم می‌شود. منتهای حرکت تکاملی انسان و جهان در قرآن، الله است. غرب اما تکامل را به تطور انسان از صورت‌های پست‌تر حیوانی اطلاق می‌کند.

حرکت به سوی تکامل در اسلام لزوماً با توسعه مادی همراه نیست و بلکه بالعکس، تعالی معنوی با قناعت و مصرف کمتر ملازمه دارد. اگر حکومت اسلامی برای رشد و تکامل برنامه‌ریزی می‌کند، اصالتاً باید به ابعاد معنوی توجه کند. از بین بردن فقر مادی امری تبعی است نه اصلی. هدف اصلی، تزکیه و تعلیم است. اگر مبارزه با فقر محور شود، آموزش و فرهنگ در خدمت آن قرار می‌گیرند. اما اگر اعتلای فرهنگی محور باشد، مبارزه با فقر به عنوان مانعی بر سر راه تکامل لحاظ می‌شود. هدف حکومت اسلامی در مبارزه با فقر، دستیابی به عدالت اجتماعی است، نه توسعه.