بسم الله الرحمن الرحیم
«بحث دربارۀ توحید یعنی ایمان به خدا و یگانگی خداست».
در این فصل، من ابتدا توضیح میدهم که نقطۀ آغاز همۀ مسائل دینی ایمان به خداست و اساس دینداری بر این حقیقت بنا شده که انسان به غیب ایمان بیاورد؛ غیب یعنی آنچه از حواس پنهان است، و تفاوت مؤمن با غیرمؤمن در همین پذیرش حقیقتی است که دیده نمیشود.
سپس روشن میکنم که توحید فقط اعتقاد به وجود خدا نیست، بلکه فهم یگانگی او نیز در کنار آن قرار دارد و این دو از یکدیگر جداشدنی نیستند. بعد اشاره میکنم که برخی از مردم مسائل خداشناسی را با طرح نادرست آغاز میکنند؛ درحالیکه مهمترین مقدمه در این مسیر، طرح صحیح مسأله است. بسیاری از دشواریها از آنجا ناشی میشود که انسان سؤال را غلط میچیند و بعد سالها در مسیر نادرست پیش میرود. من مثال میزنم که مسائل فلسفی از این نوعاند و اگر تصور درست حاصل نشود، تصدیق نیز ممکن نخواهد شد.
در ادامه توضیح میدهم که بحث دربارۀ خداوند این نیست که آیا او در کنار عالم قرار دارد یا پشت مرزی ایستاده است. این تصور خطاست. خدا جای خاصی ندارد تا با نزدیک شدن به مرزهای عالم، به او نزدیکتر شویم. «اوست خدا، در آسمان است و در زمین است» و هر جا رو کنیم، وجه او همانجاست. با مثالی روشن بیان میکنم که رفتن به اعماق فضا انسان را به خدا نزدیکتر نمیکند؛ چون قرب به خدا قرب مکانی نیست، قرب معنوی است.
در بخش دیگری از این فصل، شبههای را طرح میکنم که برخی تصور کردهاند برای اثبات خدا باید زمان محدود باشد و عالم آغاز داشته باشد؛ درحالیکه این تصور نیز درست نیست. خلق الهی «کی» ندارد؛ خالق بودن او وابسته به آغاز زمانی نیست. عالم چه آغاز داشته باشد و چه نداشته باشد، این ارتباطی با اصل توحید ندارد. من تأکید میکنم که این پیشفرض غلط باید کنار گذاشته شود تا انسان بتواند مسأله را درست بفهمد.
سپس به اندیشهای در دنیای جدید اشاره میکنم که میگوید انسان توان اثبات یا نفی خدا را ندارد، چون ابزار شناخت او محدود به محسوسات است. در این دیدگاه، بشر حق ندارد درباره ماورای حس داوری کند. من طرح این فکر را نقل میکنم و توضیح میدهم که این دیدگاه نتیجه محدود دانستن قلمرو شناخت انسان است.
در پایان فصل، یادآوری میکنم که موضوعاتی مانند قرب، غیب، یگانگی، و کیفیت شناخت خدا، همگی نیازمند بحثهای بعدی هستند و این فصل صرفاً بنیانهای نخستین را میگذارد. همچنین اشاره میکنم که پس از طرح این مقدمات، وارد راههای اثبات خدا میشوم، از جمله راه فطرت، راه علمی، و راه عقلی. این فصل در حقیقت نقطۀ شروع مسیر طولانی فهم توحید است و جایگاه اصولی طرح صحیح مسأله را بیان میکند.