بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند مهربان از راه رحمت و محبت و لطف و عنایت، انسان را لایق آراسته شدن به نعمتهایی نموده که هیچ یک از موجودات، حتی فرشتگان مقرب، را بدین صورت شایستگی و لیاقت نداده.
نعمتهای حق بر سر سفره حیات انسان به گونهای است که اگر برابر دستورات پروردگار به مصرف برسد، جسم و جان را رشد میدهد و سعادت دنیا و آخرت آدمی را تأمین مینماید. قرآن مجید در رابطه با نعمتها، همگان را به دوازده مسئله بسیار مهم توجه میدهد: فراوانی و گستردگی نعمت، راه تحصیل نعمت، توجه به نعمت، شکر نعمت، پرهیز از ناسپاسی در کنار نعمت، بیشمار بودن نعمت، قدرشناسان نعمت، زشتی اسراف در نعمت، بخل از خرج کردن نعمت، علل از دست رفتن نعمت، اتمام نعمت و پاداش بهجا خرج کردن نعمت.
آنچه در آسمانها و زمین است هر یک به صورتی در خدمت انسان است. خورشید، ماه، تعدادی از ستارگان ثابت و سیار، موجودات مرئی و نامرئی فضا، همه و همه به اراده حضرت حق در مسیر سود رساندن به انسان هستند. کوهها، صحراها، دریاها، جنگلها، روییدنیها، باغها، چشمهها، رودها، حیوانات و انواع مخلوقات زمینی هر کدام به شکلی در راه برپا داشتن خیمه حیات انسان در فعالیت میباشند. نعمتهای الهی به طور فراوان و گسترده و کامل و جامع، انسان را عاشقانه در آغوش گرفته و همچون دایهای مهربان و دلسوز برای رشد این موجود برتر در کوشش و تکاپویند. از نعمتهای آشکار و نهان و ظاهر و باطن، آنچه مورد نیاز و احتیاج انسان است بر سر سفره زندگی نهاده شده و چیزی در این خوان گسترده کم نیست.
هر نوع کار و کوشش مثبتی برای تحصیل معاش، بدون تردید عبادت و بندگی خداست. عناوینی چون تجارت، بیع و شرا، اجاره، وکالت، مساقات، مزارعه، مضاربه، مشارکت، صنعت، آموختن دانش به دیگران، خطاطی، خیاطی، صباغی، دباغی، دامداری همراه با شرایط اسلامی و انسانی، راههای مثبت به دست آوردن نعمتهای مادی است. کوشنده در هر یک از این امور مورد محبت حق است. تحصیل رزق و روزی از راههای خلاف اسلام و اخلاق و انسانیت، عامل نفرت خداوند است. آنچه از جانب حق حلال اعلام شده و از طریق کسب مشروع به دست میآید، مصرفش بدون اسراف و تبذیر حلال است. آنچه از راه نامشروع به دست میآید، گرچه ذاتاً حلال باشد، مصرفش حرام و نگاه داشتنش ممنوع و بازگرداندن آن به مالک و صاحب اصلیاش واجب است.
خوردن و آشامیدن و پوشیدن و سود بردن و بهرهگیری از هر نعمتی بدون توجه به اینکه نعمت به اراده چه کسی به وجود آمده، چگونه پدید آمده، برای چه بر سر سفره حیات قرار داده شده، کار حیوانات و غافلان و بیخردان است. اندیشمندان به تمام نعمتهایی که در اختیار دارند با چشم عقل و بینایی قلب مینگرند تا وجود نعمتدهنده را در کنار نعمت لمس کنند و فواید نعمت را بیابند. تمام نعمتها با فوایدی که دارند دلیل بر یگانگی حق و برهان بر توحید ذات و راهی آسان برای شناخت حضرت حق است.
برخی از مردم تصور میکنند شکر به این معناست که پس از استفاده از نعمتهای حضرت حق بگویند الهی شکر یا الحمد للّه. در صورتی که شکر باید متناسب با مقام منعم و هماهنگ با نعمت باشد. راغب اصفهانی در کتاب المفردات میگوید: ریشه شکر از «عین شَکْری» یعنی چشم پر از اشک یا چشمه پر آب. معنای شکر، پر بودن درون انسان از یاد خدا و توجه به نعمتهای اوست. خواجه نصیرالدین طوسی میفرماید: شکر سه پایه و سه رکن دارد: شناخت نعمتدهنده و صفاتی که سزاوار اوست، تحقق حال خضوع و تواضع در برابر منعم، و عمل در سه مرحله قلبی و زبانی و اعضایی. شکر به این معنا در برابر تمام نعمتها واجب عقلی و شرعی است و مصرف کردن هر نعمتی در همان مسیری که خالق نعمت دستور داده، شکر آن نعمت است.
گروهی از مردم بدون توجه به منعم حقیقی و منهای اندیشه و تفکر، نعمتها را مفت خود میدانند و خود را مالک اصلی و حقیقی نعمت به حساب میآورند. اینان که در غفلت و بیخبری و جهل و بیفکری به سر میبرند، نعمتهای الهی را در مسیر شیطانی و در راه شهوات نامشروع خود خرج میکنند و تبدیلکنندگان نعمتهای زیبای حق به زشتیهای شیطانی هستند.