مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
رسانه‌ها می‌توانند نقشی تعیین‌کننده در تربیت اخلاقی یا ضداخلاقی مخاطبان ایفا کنند.

تربیت اخلاقی از دیرباز تا امروز، یکی از اساسی‌ترین دغدغه‌های بشر بوده است. اندیشمندان و پیشوایان دینی همواره بر این نکته تأکید داشته‌اند که سرنوشت انسان و جامعه، به شدت به اخلاق و تربیت اخلاقی گره خورده است. بخش عظیمی از آموزه‌های ادیان الهی، به ویژه اسلام، به مسائل اخلاقی اختصاص دارد و بیشتر فعالیت‌های اولیای دین، در جهت تربیت اخلاقی انسان‌ها بوده است. تجربه بشری نشان می‌دهد که انسان در هیچ دوره‌ای، حتی در عصر مدرن و پسامدرن، از تربیت اخلاقی بی‌نیاز نبوده و غفلت از آن، جوامع را به رکود و عقب‌ماندگی می‌کشاند.

در این میان، رسانه‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین نمادهای تحولات عصر جدید، نقشی راهبردی و پیچیده پیدا کرده‌اند. امروزه ثابت شده که رسانه‌های جمعی، افزون بر سرگرمی، ابزاری قدرتمند برای آموزش، پرورش فکر و اندیشه، و دگرگونی جامعه هستند. این ابزارها به دلیل تأثیر عمیق بر نسل جوان، به یکی از لوازم ضروری زندگی اجتماعی تبدیل شده‌اند. از جمله اهداف رسانه‌ها می‌توان به اطلاع‌رسانی، تعلیم و تربیت، فرهنگ‌سازی، هدایت و افزایش آگاهی اشاره کرد که در تمامی آنها، اهداف تربیتی نهفته است. بنابراین، رسانه‌ها می‌توانند در تربیت مخاطبان، هم نقش مثبت و هم نقش منفی ایفا کنند.

امام خمینی، مهم‌ترین رسالت رسانه‌ها را تربیت و تقویت نیروی انسانی مفید و کارآمد می‌دانستند و بر این باور بودند که رسانه، دانشگاهی عمومی است که بزرگ‌ترین خدمت آن به مردم، تربیت در همه حوزه‌هاست. از آنجا که نظام تعلیم و تربیت در کشور ما، اسلامی و دینی است، جهان‌بینی حاکم بر تلویزیون نیز باید برگرفته از این نظام باشد. صدا و سیما در سطح کلان، با هدف انسان‌سازی و ایفای نقش مدرسه‌ای بزرگ تعریف شده است و مراد از انسان‌سازی، پرورش انسان دینیِ آگاه و عامل به باورهای خود است.

رسانه‌ها در سه سطح شناخت، انتقال ارزش‌ها و جامعه‌پذیری بر مخاطب اثر می‌گذارند و این موضوع، اهمیت آنها را در فراهم‌سازی بسترهای لازم برای تربیت اخلاقی، دوچندان می‌کند. پرسش اساسی این است که با وجود این کارکرد مطلوب، رسانه ملی چگونه می‌تواند در این حوزه نقش تربیتی مثبت ایفا کند و محتوای آن، چگونه به تثبیت و تقویت ارزش‌های دینی کمک می‌کند؟

مفهوم «تربیت» به معنای ایجاد یا به فعل رساندن هر نوع کمال مطلوب در انسان است. این کمال، گاهی شناختی، گاهی کنشی و رفتاری، و گاهی گرایشی و عاطفی است. تربیت، در واقع کم کردن فاصله بین توان بالقوه و بالفعل انسان و حرکت دادن او از نقص به کمال است. تربیت همچون باغبانی وجود انسان و بسترآفرینی برای رویش جوانه‌های درون اوست. این فرآیند، نتیجه تعامل آگاهانه محیط فیزیکی و روانی با انسان است و موفقیت آن، به هماهنگی میان گروه‌های تربیتی رسمی و غیررسمی، از خانواده تا مدرسه و رسانه‌های جمعی، بستگی دارد.

«اخلاق» که جمع خُلق است، به نیروی درونی و صفات نفسانی استواری گفته می‌شود که افعال متناسب با آن، بدون اندیشه و تأمل، از انسان سر می‌زند. اگر این صفت راسخ با خود ملکوتی انسان هماهنگ باشد، فضیلت و اگر با خود حیوانی تناسب داشته باشد، رذیلت نامیده می‌شود. اخلاق، شامل مفاهیم و ارزش‌هایی است که فراتر از فرد و جامعه وجود دارند و نوعی هستی خارجی دارند. ارزش‌هایی چون نیکی و بدی، زیبایی و عطوفت، جزئی از زبان و آگاهی انسان شده‌اند؛ به گونه‌ای که سخن گفتن از جامعه‌ای بدون ارزش، دشوار است. در این پژوهش، منظور از اخلاق، مجموعه صفات نفسانی باطنی است که به شکل رفتار بروز می‌کنند و خوبی، بدی، درستی و نادرستیِ رفتارها و ملکات انسانی را بیان می‌کنند.