مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
خدايا تو منزهى! مرا هرگز نرسد كه چنين سخنى به ناحق گفته باشم. من به آنان چيزى نگفتم جز آن چه مرا به آن فرمان دادى: خداى را بپرستيد كه پروردگار من و شماست.

قرآن شريف تذكر مى‌دهد كه عيسى بنده خدا و فرستاده اوست و بيان مى‌دارد كه آن چه مردم به او نسبت مى‌دهند، هيچ كدام را او نگفته است. خداوند در روز قيامت به عيسى مى‌فرمايد: آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را دو خداى ديگر سواى خداى عالم اختيار كنيد؟ عيسى در پاسخ عرض مى‌كند: خدايا تو منزهى! مرا هرگز نرسد كه چنين سخنى به ناحق گفته باشم. اگر هم من گفته بودم، تو خود مى‌دانستى، زيرا تو از اسرار من آگاهى و من از اسرار تو آگاه نيستم. من به آنان چيزى نگفتم جز آن چه مرا به آن فرمان دادى كه: خداى را بپرستيد كه پروردگار من و شماست. من تا در ميان آنان زندگى مى‌كردم گواه اعمالشان بودم، ولى پس از آن كه مرا قبض روح كردى، تنها تو خود نگهبان و ناظر احوال آنان بودى. اگر عذابشان كنى بندگان تواند و اگر ببخشى، تو خود عزيز و حكيمى.

اين كلام عجيبى كه قرآن از آن حضرت حكايت مى‌كند، خود معرف نظريه عيسى است. او خود را نسبت به پروردگار عالم جز بنده‌اى كه به فرمان خداوندى حركت مى‌كند، نمى‌بيند و مأموريتش جز دعوت مردم به پرستش خداى يگانه چيز ديگرى نيست. قرآن صراحتا شفاعت را براى عيسى ثابت مى‌كند، لكن آن غير از فدائى است كه مسيحيان درباره عيسى عقيده دارند. زيرا فداء به معنى فديه دادن و عوض گرفتن، در حقيقت باطل ساختن دستگاه جزاء و پاداش است.

مسيحيان اگرچه بعد از عيسى مذاهب مختلفى پيدا كردند، لكن قرآن بيشتر اهتمام به گفته‌هاى آنان درباره عيسى و مادرش مريم نموده است. آن چه قرآن در اين زمينه از آنان حكايت مى‌كند اين است كه: نصارى گفتند مسيح پسر خداست. گفتند خدا داراى فرزند است، خدا منزه از آن است. آنان كه گفتند خدا همان مسيح پسر مريم است، محققا كافر شدند. آنان كه گفتند خدا سومين از سه اقنوم است، محققا كافر شدند. و نيز به اهل كتاب دستور داده شده كه قائل به تثليث نشوند.

تورات و انجيل فعلى از طرفى تصريح به يگانگى خداى سبحان مى‌كنند و از طرف ديگر درباره عيسى تصريح به پسر خدا بودن و نيز اين كه ابن همان أب است و نه غير آن، مى‌نمايند. در انجيل متى باب پنجم مى‌گويد: تا پدر خود را كه در آسمان است فرزندان باشيد. در انجيل لوقا دارد: پس رحيم شويد، آن چنان كه پدر شما رحيم است. در انجيل يوحنا باب بيستم درباره سخنى كه عيسى به مريم مگدليه گفت: به نزد برادران من برو و به آن ها بگو كه من به نزد پدر خود و پدر شما و خداى خود و خداى شما بالا مى‌روم.

گرچه از بعض موارد آن استفاده مى‌شود كه اين فرزندى و پدرى يك نوع استكمال است كه مؤدى به اتحاد مى‌شود، چنان كه در انجيل يوحنا باب هفدهم دارد: عيسى گفت اى پدر! من در آن ها و تو در من، تا آن كه به اتحاد كامل برسند. لكن در انجيل‌هاى امروزى جملات ديگرى يافت مى‌شود كه ظاهر آن‌ها با تشريف و مانند آن سازگار نيست. در انجيل يوحنا باب چهاردهم گويد: فيلپتوس به او گفت اى خداوند پدر را به ما نشان بده. عيسى به او گفت: آن كس كه مرا ديده است، پدر را ديده است. آيا تو باور نمى‌كنى كه من در پدر هستم و پدر در من؟ باز در انجيل يوحنا باب هشتم دارد: زيرا كه من از خدا بيرون شدم و آمدم. در باب دهم دارد: من و پدر يك هستيم.

اين‌ها و مانند آن از كلمات ديگرى كه در انجيل واقع شده، تنها چيزى است كه مسيحيان را به تثليث در وحدت واداشته است، يعنى محفوظ داشتن عقيده پسر خدا بودن عيسى در عين توحيد، همان توحيدى را كه خود عيسى در تعليمات خود ذكر نموده است. در انجيل مرقس باب دوازدهم دارد: سر همه احكام اين است: اى بنى اسرائيل بشنو! خداوندى كه خداى ماست، يك خداوند است.