بسم الله الرحمن الرحیم
سخن گفتن از عاشورا، هم آسان است هم سخت؛ آسان از آن رو که اخبار فراوان است، و سخت از آن رو که راست و دروغ در آنها درهم آمیخته.
هر بار که انسان دربارهی آن حادثه میاندیشد، احساس میکند نتوانسته حق مطلب را ادا کند. دامنهی نهضت عاشورا چنان گسترده است که هر چه نوشته شود، در برابر آن دریای بیکران اندکی بیش نیست. نوشتن دربارهی امام حسین هیچگاه تکراری نمیشود. هر زمان باید با قلمی تازه و تأملی بیشتر برای نسل جدید نوشت.
برای شناخت درست عاشورا، نخست باید کهنترین متون تاریخی آن را شناخت. در قرون نخستین اسلامی، حادثهی عاشورا پس از خود اسلام، مهمترین رویداد شناخته میشده است. به همین دلیل نگارش تاریخ آن بسیار جدی گرفته شده و کتابهای متعددی نوشته شده، هر چند بسیاری از آنها از میان رفته است. خوشبختانه کلیات حادثه و بسیاری از جزئیات آن در منابع ثبت شده است.
یکی از پرسشهای اساسی این است که نویسندگان تواریخ عاشورا چه گرایشهای مذهبی داشتهاند. امروزه سلفیهای متعصب بر این باورند که منابع تاریخ اسلام را شیعیان تدوین کردهاند. این سخن تازگی ندارد و سنیان متعصب قرن سوم و چهارم نیز بسیاری از مورخان بزرگ را شیعه میدانستند. در آن روزگار، عثمانیمذهبها هر کسی را که تمایل جدی به امام علی داشت، شیعه معرفی میکردند. اگر کسی امام علی را بر عثمان مقدم میداشت، از نظر آنها شیعه به حساب میآمد. اگر بر ابوبکر و عمر هم ترجیح میداد، شیعهی غالی و حتی رافضی شناخته میشد.
مورخان عراق که تحولات را با دید بازتری مینگریستند و از شام و تسلط امویان متنفر بودند، به تشیع متهم میشدند. عثمانیها فقط مورخی را میپسندیدند که هیچ اشکالی به صحابه وارد نکند، از معاویه به عنوان صحابی و خال المؤمنین ستایش کند و از نقل فضائلی که برتری امام علی را روشن میکند، خودداری ورزد. کافی بود راوی خبری را نقل کند که به نوعی قدح در یک صحابی باشد، در این صورت متهم به رافضیگری میشد.
سخن گفتن از گرایش مذهبی مورخان بسیار دشوار است. نخست اینکه بسیاری از قالبهای مذهبی در طول زمان شکل گرفته و تطبیق آنها بر یک دوره یا شخص دشوار است. دوم اینکه نشانههای نقل شده از گرایش مذهبی آنها گاه بسیار مبهم است. سوم اینکه برخی امور مانند محبت اهل بیت میان فرقههای مختلف مشترک است و به صرف وجود آنها نمیتوان کسی را شیعه یا سنی افراطی دانست.
محدثان که روی سند احادیث تکیه فراوان داشتند، مورخان را به عنوان راویان غیرقابل اعتماد میشناختند، زیرا میدیدند که آنها همهی اخبار موجود، اعم از درست و نادرست را نقل میکنند تا کتابهایشان پربارتر شود. ابن اسحاق، ابومخنف، مدائنی، واقدی همه مشمول این نگاه محدثان میشدند.
در میان مقتلهای اصیل موجود که میتوان با اعتماد کلی بر آنها رویداد کربلا را بررسی کرد، پنج مورد از قرن دوم تا اوایل قرن چهارم هجری قابل توجه است. این پنج منبع عبارتند از: مقتل الحسین ابومخنف، ابن سعد، بلاذری، دینوری و ابن اعثم. آنچه طبری، شیخ مفید در الارشاد و ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین آوردهاند، تقریباً برگرفته از ابومخنف است.
متأسفانه چندین مقتل کهن امروزه در دست نیست؛ از جمله مقتل واقدی، ابوعبیده معمر بن مثنی، نصر بن مزاحم منقری، ابوعبید قاسم بن سلام، مدائنی، ابن ابی الدنیا، یعقوبی، غلابی و بغوی. اینها آثاری بودند که روزگاری وجود داشته و اکنون تنها نامی از آنها باقی مانده است.