بسم الله الرحمن الرحیم
کسانی که سنت مرا زنده کنند و به مردم بیاموزند، خداوند آنان را رحمت کند.
دعوت به نماز فقط یک کار پسندیده نیست؛ نشانه دلسوزی، غیرت دینی، وجدان بیدار و ایمان واقعی آدمهاست. کسی که به فکر نماز دیگران است، یعنی دلش برای مردم میسوزد و نمیتواند بیتفاوت از کنار گناه و غفلت رد شود. قرآن به ما دستور داده خودمان و خانوادهمان را از آتش جهنم نجات بدهیم؛ یکی از راههای روشن این کار، دعوت کردن به نماز است.
انبیای الهی همیشه نگران عقاید فرزندانشان بودند. حضرت ابراهیم از خدا خواست خودش و نسلش را برپا کننده نماز قرار بدهد. او حتی خانوادهاش را در منطقهای بیآب و گیاه کنار کعبه ساکن کرد تا نماز را برپا دارند. این یعنی برای اقامه نماز باید از راحتیها و منافع مادی گذشت. اگر کسی نسبت به عبادت دیگران بیتفاوت باشد، در وجدان خودش، در تاریخ و در قیامت توبیخ میشود. خدا هم از جاهلان پیمان گرفته به دنبال علم بروند، هم از دانایان پیمان گرفته به سراغ جاهلان بروند.
نمیشود انتظار داشت همه دعوت را بپذیرند. انبیا هم با صبر، منطق و اصرار کار خود را شروع کردند، شبانهروز دعوت کردند، تهمتها شنیدند، به آنها نسبت شاعر و کاهن و دیوانه دادند، شکنجه شدند اما دست نکشیدند. دعوت به خیر فقط محدود به نماز نیست؛ شامل تفسیر قرآن، اخلاق، کمک به دیگران، تحصیل، حمایت از مظلوم، مبارزه با ظالم، صرفهجویی، عزتخواهی، توکل و هر چیزی که به کمال انسان مربوط میشود.
اگر خدا به دست تو یک نفر را هدایت کند، از تمام چیزی که خورشید بر آن میتابد برای تو بهتر است. هدایت دست خداست و انسان فقط واسطه است. اگر دعوت به خیر در جامعه انجام نشود، آن جامعه مرده و ساکن خواهد بود و اشرار بر اهل ایمان مسلط میشوند.
بعضی بهانه میآورند که امر به معروف خلاف آزادی است. اما آزادی مطلق یعنی میشود با لباس شنا سر کلاس فیزیک رفت! آزادی باید در چارچوب عقل و قانون تعریف شود. همانطور که کفش پا را محدود میکند اما از بریدن و زخمی شدن محافظتش میکند. از طرف دیگر، اگر خیرخواهی دیگران را دوست نداشته باشیم، قرآن ما را مؤاخذه میکند. امام صادق فرمود: بهترین دوست من کسی است که عیبم را به من هدیه بدهد.
بعضی هم میگویند گناه دیگران به ما ربطی ندارد. اما هر کار خلافی روی جامعه اثر میگذارد. مثل کسی که جای نشستن خود را در کشتی سوراخ کند، هرچند فقط جای خودش باشد، تمام مسافران غرق میشوند.
ترس و خجالت نابجا خیلی وقتها مانع میشود. بعضی در محیط جدید نماز نمیخوانند چون خجالت میکشند. در حالی که پیامبر در برابر چشم هزاران مشرک، نماز سه نفره میخواند. نماز خواندن در جاده یا محیط عمومی اگر برای ترویج نماز باشد، نه فقط باطل نیست، دو پاداش دارد: یکی پاداش نماز، یکی پاداش دعوت عملی. امام حسین میتوانست ظهر عاشورا در خیمه نماز بخواند اما بیرون آمد تا به همه یاد بدهد با هیچ قیمتی نماز تعطیل نمیشود.
بهانه دیگر این است که «با یک گل بهار نمیشود». در حالی که هدهد با آوردن یک خبر، سرنوشت یک قوم را عوض کرد. بعضی هم میگویند هر کاری خواست خدا باشد میشود. این حرف درست نیست چون سنت خدا بر این است که کارها با واسطه طبیعی انجام بگیرد. یا میگویند منتظر امام زمان هستیم. در حالی که انتظار یعنی آماده شدن برای یاری، نه نشستن و تماشا کردن.
بعضی توقع دارند با اولین تذکر همه چیز درست شود، در حالی که هیچ میوهای با یک تابش خورشید نمیرسد. بعضی هم فکر میکنند دیگران هستند، از زیر بار شانه خالی میکنند. در حالی که همه مسئولیم. حتی کسانی که سکوت را تقوا میدانند یا برای خودشان شخصیت خیالی ساختهاند، باید بدانند این توجیهات نابجا، گام اول سقوط است. گام به گام، بیتفاوتی، عادی شدن گناه، راضی شدن به گناه، کمک به گناه، انجام گناه، اعتیاد به گناه، دعوت دیگران به گناه، سرمایهگذاری برای گناه، موضعگیری در برابر حق و نهایتاً سنگدلی و قساوت قلب. همانطور که حضرت علی فرمود: شیطان تدریجی در روح تخمگذاری میکند، جوجهها سر باز میکنند، چهار دست و پا حرکت میکنند، در دامن انسان راه میافتند، بعد با چشم او میبیند، با زبان او حرف میزند و به دست او دیگران را لغزش میدهد.