بسم الله الرحمن الرحیم
شادی (فرح)، نقطه مقابل اندوه (حزن) است و به معنای سبکی و باز شدن دل و انبساط خاطر است که به واسطه لذتهای پایدار و ناپایدار به وجود میآید.
واژهشناسی فرح نشان میدهد که این کلمه دو معنای کلیدی دارد: اول، شادی و سرور که نقطه مقابل حزن است؛ دوم، سنگینی و گرانی. راغب اصفهانی معتقد است که فرح به معنای باز شدن دل و گشادگی خاطر به وسیله لذت آنی و زودگذر است و بیشتر در لذات بدنی کاربرد دارد. از نظر لغویان، فرح با مفاهیمی مانند سرور، طرب، بطر و اشر تفاوت دارد. سرور، انبساطی است که غم و اندوه را از بین میبرد؛ طرب، خارج شدن از حد اعتدال در سرور است؛ بطر، گذشتن از مرز طرب است؛ اشر، گذشتن از حد بطر است و فرح، مطلق شادی است که در تمام مراتب گفته شده یافت میشود. حزن نیز نقطه مقابل فرح است و به معنای غم و اندوهی است که در دل و جان آدمی رخ میدهد و تعادل روانی انسان را به هم میزند.
ماهیت شادی از منظر آموزههای دینی به این صورت تبیین میشود که هرگاه انسان به مطلوبی که در نظر دارد، دست یابد، حالتی به نام شادی و سرور به او دست میدهد و هرگاه آن مطلوب تحقق نیابد یا از دست برود، حالت غم و اندوه به وی روی میآورد. این حالات، احساسات و انفعالات نام دارند و سطحیترین مراتب نفس را تشکیل میدهند که متأثر از سایر شئون و خواستههای نفس است. با نگاهی موشکافانه میتوان دریافت که بنمایه تمام آیات و روایات مرتبط با شادی، کلیدواژه «داشتهها» است. داشتههای انسان، بدون در نظر گرفتن جنبههای ارزشی و چگونگی کسب آنها، باعث شادی میشوند.
قرآن کریم در آیات متعددی به این نکته اشاره دارد. در سوره روم آیه 32 و سوره مؤمنون آیه 53، گروههایی توصیف میشوند که به آنچه دارند خوشحال هستند: «هر گروهی به آنچه نزد آنهاست، خوشحالند.» امام علی در خطبهای، داشتههای اندک دنیوی را مورد عتاب قرار میدهد و میفرماید: «چگونه است حال شما که به اندکی از دنیا که در مییابید، شادمان میشوید؛ ولی برای بسیاری از آخرت که از آن محروم میشوید، اندوهناک نمیگردید؟!» در آیه 44 سوره انعام، نعمتهایی که داشتن آنها باعث شادی مشرکان شده، توصیف شده است: «هنگامی که اندرزها را فراموش کردند، درهای همه نعمتها را به رویشان گشودیم تا کاملاً خوشحال شدند و دل به آنها بستند، ناگهان آنها را گرفتیم و همه مأیوس شدند.» همچنین در سوره غافر آیه 83، کافران به دانش و علم خود مباهات کرده و از داشتن آن شادمانی نمودند: «پس آنگاه که فرستادگان ما با دلایل روشن به سوی آنها آمدند، آن مردم به دانش خود شاد و مغرور شدند.»
امام علی در خطبه 193 نهجالبلاغه، مؤمنان را به آنچه از فضل و رحمت پروردگار نصیبشان خواهد شد، مردمانی شادمان معرفی میکند. همچنین در آیات 48 سوره شورا و 36 سوره روم، نعمتها و رحمت الهی به عنوان داشتههایی معرفی شدهاند که موجب شادی میشوند: «و چون به مردم رحمتی بچشانیم، بدان شاد میگردند.» از مجموع این آیات و روایات، این نتیجه به دست میآید که شادی (فرح) با داشتن و دارا شدن رابطه دارد و تعابیری همچون «بما لديهم»، «بما أوتوا»، «بما عندهم»، «بما أصاب» و «رحمة فرح بها» همه به همین نکته اشاره دارند که شادی به واسطه حائز شدن و دستیابی به امور مطلوب حاصل میشود و در مقابل، غم و ناشادمانی با محرومیت و نداشتن در ارتباط است. بنابراین در شادی و غم، دو مفهوم «وجدان» و «فقدان» یا «دستیابی» و «از دست دادن» نقش اساسی ایفا میکنند که میتوانند موجب حالت نفسانی شادی یا غم گردند. مفهوم فرح با هر دو بعد شادکامی، یعنی شادی (جنبه هیجانی) و رضامندی (جنبه شناختی)، مطابقت دارد.