بسم الله الرحمن الرحیم
نهجالبلاغه دریایی است که هرچه از آن برداشته شود، تازگی و عمقش کمتر نمیشود.
شناخت این میراث بزرگ زمانی معنا پیدا میکند که آدم بداند با مجموعهای روبهروست که محصول هزار سال توجه و گردآوری عاشقانه است. مجموعهای که سخنان، دعاها، نامهها و اندیشههای انسانی را در خود نگه داشته؛ اندیشههایی که از دل تجربههای عمیق، حکومتداری، عبادت، جنگ، صلح و تربیت انسان برخاسته است. آنچه این گنج را متمایز میکند، پیوند محکم آن با حقیقت و روحی است که در کلمات موج میزند. هر جمله مثل جرقهای است که ذهن را روشن و دل را بیدار میکند.
در این آشنایی اولیه روشن میشود که سخنان امیر مؤمنان محدود به این حجم فعلی نیست و بسیار فراتر رفته است. مردم آن دوران بهشدت به حفظ و ضبط این سخنان علاقه داشتند. خطبهها و کلمات حکیمانه فراوانی در میان مردم جاری بود و بعدها افراد بسیاری تلاش کردند هرچه از آن میراث باقی مانده گردآوری کنند. همین گستردگی و تلاشها نشان میدهد روح این سخنان چه تأثیری بر انسانها گذاشته و چگونه مثل نوری که خاموش نمیشود از سینهای به سینه دیگر منتقل شده است.
در نگاه نخستین، عظمت این سخنان تنها در زیبایی لفظی نیست. عمق و جامعیتشان است که حیران میکند. از توحید و انسانشناسی و اخلاق گرفته تا تربیت، سیاست، عدالت، مدیریت و معنویت؛ هر موضوعی که به انسان مربوط باشد، در این سخنان ریشه دارد. همین گستردگی است که سبب شده بسیاری از متفکران و اندیشمندان غیر مسلمان وقتی با این متن برخورد کردهاند، مجذوب آن شوند و آن را به جهان معرفی کنند. گاهی نیتشان استفاده اجتماعی و سیاسی بوده، اما نتیجه چیز دیگری رقم زده؛ حقیقت درخشانتر شده و انسانها بیشتر با این گنج آشنا شدهاند.
این آشنایی نخستین به انسان یادآوری میکند که بسیاری از مردم، سالها تنها چند سخن معروف را شنیده بودند؛ آن هم بیشتر نصیحتها و هشدارهای اخلاقی. اما وقتی بخشهایی از نامهها، دستورهای حکومتی، یا خطبههای عمیق درباره جهان و انسان آشکار شد، روشن گشت که با دنیایی وسیع روبهرو هستند. انگار دری که همیشه بسته بوده، ناگهان باز میشود و چشمها با منظرهای روبهرو میشوند که انتظارش را نداشتند.
شناخت شخصیت گردآورنده اصلی این مجموعه نیز اهمیت دارد. او نهفقط انتخابکننده متن، بلکه عاشق حقیقت بوده است. دیده که مردم به چه نوع سخن و چه نوع حکمت نیاز دارند و همانها را کنار هم قرار داده. این انتخابها باعث شده امروز مجموعهای در اختیار انسان باشد که هم زیبایی لفظی دارد، هم معنای ژرف، هم کاربرد در زندگی فردی و اجتماعی.
در کنار این، تلاشهای دیگرانی که بعدها بخشهایی فراتر از این مجموعه را گردآوری کردهاند، نشان میدهد این میراث انتهایی ندارد. هرچه بیشتر جستوجو شده، گنج تازهتری کشف شده. از نسخههای خطی گرفته تا مجموعههای مستقل، همگی ثابت میکنند که این سخنان مثل چشمهای هستند که هرگز خشک نمیشود و هرکس به اندازه ظرف دلش از آن برداشت میکند.
آشنایی با نهجالبلاغه یعنی روبهرو شدن با نوری که مرور زمان آن را کمرنگ نمیکند؛ بلکه هرچه اندیشهها نوتر شدهاند، جایگاه آن روشنتر شده. انسان وقتی با این حقیقت مواجه میشود که گذشت هزار سال نتوانسته زیبایی و عمق این سخنان را کهنه کند، احساس احترام و حیرت میکند. این همان نشانه اصالت و روح زنده این میراث است.
در این مرحله ذهن میفهمد که با مجموعهای روبهروست که هم برای شناخت خدا راهی باز میکند، هم برای شناخت انسان، هم برای ساخت جامعهای عادلانه. هیچ حوزهای نیست که از این سخنان بیبهره مانده باشد. همین نظم و گستردگی، آشنایی نخستین را تبدیل به قدمی اساسی برای فهم مسیرهای بعدی میکند. هرچه ارتباط قلبی با این سخنان بیشتر شود، نگاه انسان به زندگی نیز ژرفتر میشود.