مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند نعمت‌هایش را به انسان یادآوری می‌کند و می‌فرماید هیچ آفریدگار و روزی‌دهنده‌ای جز من نیست.

بهترین راه برای شناخت خدا، نگاه کردن به نعمت‌هایی است که هر روز از او می‌رسد. از نانی که می‌خوریم تا هوایی که نفس می‌کشیم، از سلامتی بدن تا آرامش روان، همه نشانه‌هایی از وجود اوست. خدا هم شروع آفرینش را به دست گرفته و هم ادامه و بقای آن را. روزی او از راه اسباب طبیعی می‌رسد، مثل باران که از آسمان می‌بارد و زمین را برای روییدن دانه‌ها آماده می‌کند، اما خودش روزی‌دهنده‌ی حقیقی است. هر راهی غیر از توحید، بیراهه است. قبل از اینکه به کسی هشدار بدهی، نباید او را توبیخ کنی. انسان فطرتاً خداجو آفریده شده، اما شیطان و عوامل بیرونی او را از این مسیر منحرف می‌کنند.

خداوند از وسوسه‌های درونی انسان کاملاً آگاه است و حتی از رگ گردن به او نزدیک‌تر است. وسوسه یعنی افکار ناپسندی که بر دل انسان می‌گذرد. دو فرشته همیشه در سمت راست و چپ انسان نشسته‌اند و هر گفتاری را ثبت می‌کنند. عمل زبان از همه اعضای بدن خطرناک‌تر است، چون راحت‌تر و عمومی‌تر و دائمی‌تر از بقیه است. وحشت انسان در لحظه مرگ به قدری زیاد است که قرآن از آن به «سکره الموت» تعبیر کرده. سرچشمه وسوسه سه چیز است: نفس اماره که به بدی فرمان می‌دهد، شیطان که قسم خورده انسان را گمراه کند، و بعضی از انسان‌ها و جن‌ها که دیگران را به انحراف می‌کشند. علم خدا به انسان دو دلیل دارد: اول اینکه خودش او را آفریده، دوم اینکه بر او احاطه کامل دارد. پس علم خدا دقیق، گسترده و بی‌واسطه است. کسانی که منکر معاد هستند یا شک دارند، دو مشکل اساسی دارند: نمی‌دانند خدا چگونه می‌داند هر کس چه کرده و ذرات بدنش کجاست، و نمی‌دانند خدا چگونه دوباره می‌تواند انسان را بیافریند. قرآن به هر دو سؤال جواب می‌دهد: خدا می‌تواند، چون قبلاً انسان را آفریده، و خدا می‌داند، چون حتی وسوسه‌های درونی را هم می‌داند.

خداوند رحمت را بر خود واجب کرده و به پیامبر دستور داده که به مؤمنان گنهکار سلام کند و به آنها بشارت دهد. در شأن نزول این آیه آمده که جمعی گنهکار خدمت پیامبر آمدند و گفتند کارهای بد زیادی کرده‌ایم. حضرت ساکت شد، همین آیه نازل شد. هر کس از روی نادانی گناهی کند، نه از روی لجاجت و عناد، اگر توبه کند و خودش را اصلاح نماید، خدا او را می‌بخشد. توبه فقط یک لفظ نیست، بلکه تصمیم جدی برای ترک گناه و جبران گذشته است. خداوند وعده‌اش را خلف نمی‌کند، هرچند ممکن است اجرای آن به تأخیر بیفتد. تأخیر در عذاب ظالمان به معنای فراموشی نیست، بلکه بر اساس حکمت الهی است. خداوند شکست‌ناپذیر و صاحب انتقام است. انتقام او مثل انتقام انسان‌ها نیست که از روی کینه باشد، بلکه بر اساس عدل و حکمت است برای تأدیب.

هر کس بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است. توکل یعنی انسان کار خود را انجام بدهد و نتیجه را به خدا بسپارد، نه اینکه دست روی دست بگذارد. دلیل توکل ما، قدرت بی‌نهایت خداست. اما معنای توکل این نیست که هر چه خواستیم به دست می‌آوریم، زیرا عالم قوانینی دارد و هر چیزی اندازه و حدی دارد. همه‌ی حکومت‌ها در دست خداست. او به هر کس شایسته باشد حکومت می‌دهد و از هر کس بخواهد می‌گیرد. عزت و ذلت هم فقط دست اوست. کسی که برای خدا تواضع کند، خدا او را عزیز می‌کند و کسی که تکبر کند، خدا او را ذلیل می‌گرداند. اگر خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری می‌کند و قدم‌هایتان را ثابت نگه می‌دارد. یاری کردن خدا یعنی تلاش برای نشر دین او با فکر و زبان و عمل، نه اینکه خدا نیاز به یاری ما داشته باشد. خدا وعده داده که مؤمنانی که کار شایسته می‌کنند را در زمین جانشین قرار دهد، همان‌طور که پیشینیان صالح را جانشین کرد. در روایات، مصداق کامل این آیه را حکومت جهانی حضرت مهدی دانسته‌اند. ترس آنان را به امنیت تبدیل می‌کند و دینشان را برایشان استوار می‌سازد. حکومت نهایی جهان از آن صالحان است. در داستان اصحاب فیل، ابرهه با لشکر فیل‌سوار آمد تا کعبه را ویران کند. پرندگان کوچکی که خدا فرستاد، با سنگریزه‌هایی از گل سفت، آن لشکر عظیم را مثل کاه خورد شده نابود کردند. دشمنان خدا هرچه تجهیزات پیشرفته داشته باشند، با کوچک‌ترین وسیله‌ای از سوی خدا نابود می‌شوند. سخت‌ترین عذاب برای کسانی است که به مقدسات اهانت کنند.