بسم الله الرحمن الرحیم
ایمان به خدا قویترین انگیزه برای کار و تلاش است و ایمان به معاد، پشتوانه همه ایثارها و فضایل اخلاقی.
ایمان در دل انسان همچون شعله پر فروغی است که پشتوانه محکمی برای اراده محسوب میشود. انبیا بدون پاداش مادی، سختترین کارها را با دست خالی شروع کردند و تا مرز شهادت پیش رفتند. انگیزهای که انسان در سایه ایمان به خدا پیدا میکند، قویترین انگیزههاست. انسان مؤمنی که برای خدا کار میکند، با یاد خدا دلی آرام دارد. او با خدا معامله میکند و از مردم توقع اجر و تشکری ندارد. اگر مردم به او بیمهری کردند، از کارش نمیکاهد، قهر نمیکند، استعفا نمیدهد و هرگز احساس ضرر و خسارت نمیکند.
ایمان به رحمت خدا، به انسان روح امید و نشاط و انگیزه مهرورزی به دیگران میدهد. ایمان به قدرت خدا، به فرد جرأت و جسارت و شجاعت میدهد و احساس میکند تنها نیست. قرآن میفرماید: سست نشوید و اندوهگین مشوید، چرا که شما برتر هستید اگر ایمان داشته باشید. مؤمن به خدا میداند هر عملی انجام دهد، حساب و کتاب دارد و فرشتگان الهی آن را ثبت میکنند. همین که غضب کرد، با خود میگوید: در فرو بردن خشم، رضای خدا و در اِعمال غیظ، رضای خودم است، پس به خاطر رضای خدا خشم خود را فرو میخورم. همین که محرومی را دید، میگوید: او بنده خداست و من امانت دار خدا هستم، پس انفاق میکند. همین که فسادی در جامعه دید، قهر خدا او را نگران میکند و به پا خواسته و جلو فساد را میگیرد. همین که تهدید و تطمیع پیش آمد، میگوید: رضای خدا از دنیا بهتر است، پس تسلیم نمیشود. همین که صحنههای گناه و بیعفتی را دید، خدا را حاضر و ناظر دیده و حیا میکند.
کسی که میداند تمام کارهایش زیر نظر است و هیچ یک از اعمالش نابود نمیشود و تلاش او را خدا خریدار است، آن هم با قیمت بهشت و رضوان، با عشق و دلگرمی تلاش میکند. اینکه خدا مرا دوست دارد، قدرت حل مشکلاتم را دارد، ذرهای از تلاشم هدر نمیرود، برای کار خوبم پاداش چند برابر میدهد و توبهام را میپذیرد، این ایمان و باور نشاط و انگیزهای در انسان به وجود میآورد که با هیچ عامل دیگری قابل مقایسه نیست. کسی که خدا دارد، چه ندارد؟ نور و امید و عشق دارد. ولی کسی که خدا ندارد، حرص میزند، به دیگران حسادت میورزد و هرگز به آنچه خدا به او داده، قانع و راضی نیست.
کار برای خدا شکست ندارد، ولی برای مردم شکست دارد. کسی که برای خدا کار کند: خدا از نیت و اسرار قلبی او خبر دارد، در خداوند حسادت و بخل نیست، دست او برای هرگونه پاداش باز است، خداوند کار ما را به بهای سنگین بهشت میخرد و کار کم را هم میپذیرد. در کار الهی، کار را از معصوم یاد میگیریم، تجدید نظر و پشیمانی نیست، همراهان ما اولیای خدا هستند و هم اصل کار و هم شیوه آن و هم هدف آن برای ما بیان شده است.
ایمان به معاد نیز نقش بسیار مهمی در انگیزه بخشی دارد. شخصی که معتقد است ذرهای کار خیر یا شر از محضر الهی مخفی نیست و همه در قیامت حاضر میشود، یقین پیدا میکند که هر قدمی در خدمت مردم بردارد بی اجر نخواهد بود. میداند پاداش او از دو برابر شروع میشود تا چند برابر. در قرآن کریم دهها آیه درباره نقش معاد در انگیزه بخشی به مسائل مختلف زندگی وجود دارد.
در مسئله اقتصادی، قرآن به کم فروشان میفرماید: وای بر کم فروشان. سپس میفرماید: آیا اینها نمیدانند که برای روزی بزرگ مبعوث خواهند شد؟ در اینجا قرآن با یادآوری قیامت جلو کم فروشی را میگیرد. در مسائل نظامی، داستان طالوت و جالوت را مثال میزند. گروهی که ایمان به معاد داشتند با شعار چه بسا گروه کمی که بر گروه زیاد به اذن خدا پیروز میشوند، به دشمن حمله کرده و پیروز شدند. رمز پیروزی و پایداری در جبهه و جنگ را ایمان به معاد دانسته است.
در برخورد با طاغوتیان، ساحران فرعون وقتی معجزه موسی را دیدند، ایمان آوردند. فرعون تهدیدشان کرد که دست و پایتان را قطع میکنم و به دار میآویزم. اما آنان با آرامش کامل گفتند: هر کاری میخواهی بکن، زیرا زور و ستم تو فقط در این دنیاست. کشتن ما مهم نیست، ما به سوی خدای خود باز میگردیم. ایمان به معاد چه غوغایی در روح این افراد به وجود آورد. سکهها و پاداشهایی که تا چند لحظه پیش برایشان مهم بود، یکسره به هیچ انگاشتند و به ریش فرعون خندیدند.
در توجه به محرومان، داستان امام حسن و امام حسین را میآورد که سه روز روزه گرفتند و هر شب افطار خود را به فقیر و یتیم و اسیر دادند و با آب افطار کردند. دلیل این فداکاری را اینگونه بیان کردند: ما از روز قیامت که روزی گرفته و سیاه و دردناک است میترسیم. ایمان به معاد پشتوانه تمام کمالات و ایثارها و فضایل اخلاقی است. آن اهرمی که بتوان با آن ناگواریها را تحمل کرد، ایمان به قیامت و جبران و تلافیهای آن روز است.
اگر عشق ملاقات خدا و اولیای او نباشد، با چه انگیزهای این همه راه پر پیچ و خم پیموده شود؟ اگر جزایی در کار نباشد، چرا انسان زیر بار تکلیف برود؟ اگر انتقامی نباشد، چه نیرویی انسان را از تجاوز باز دارد؟ اگر زن فرعون به هیچ قیمتی جذب قدرت و مال و کاخ فرعون نمیشود، چون چشم به جای دیگر دوخته است: خدایا برای من در بهشت خانهای بنا کن. آری، دل که هوای بهشت کرد، کاخ فرعون هم برایش زندان میشود.