بسم الله الرحمن الرحیم
تدوین تاریخ اسلام از همان زمان نگارش حدیث آغاز شد، اما موانع سیاسی و نهی خلفا از نوشتن حدیث، تألیف کتب تاریخی را تا قرن دوم به تأخیر انداخت.
در ابتدای تدوین علوم اسلامی، هیچ نوع تقسیمبندی میان علوم وجود نداشت. سیره پیامبر از علم فقه یا تفسیر جدا نبود و همه علوم در لابلای نقل روایات از پیامبر و دیگران نهفته بود. از این جهت، زمان نگارش تاریخ از همان زمان نگارش حدیث آغاز میشود.
درباره زمان دقیق تدوین علوم اسلامی اختلاف نظر وجود دارد. ابن خلدون معتقد است تدوین تنها قدری در زمان تابعین شروع گردیده است. غزالی تاریخ تدوین را از بعد از ۱۲۰ هجری میداند، زمانی که از صحابه کسی باقی نمانده بود. برخی نیز گفتهاند ابن شهاب زهری اولین کسی بوده که دست بر تدوین علوم زده است.
آنچه میتواند قریب به واقع باشد گفتار ابن حجر است که میگوید آثار پیامبر در عصر صحابه و تابعین مرتب و مدون نبوده. از کتاب «تقیید العلم» خطیب بغدادی برمیآید که از زمان صحابه به بعد مطالب زیادی به کتابت درآمده است. در عین حال، بعضی از صحابه از نوشتن احادیث نهی میکردند و تنها امر به نوشتن قرآن مینمودند.
چنانچه از بسیاری از روایات تاریخی برمیآید، نهی از نوشتن احادیث از زمان خلیفه اول آغاز شد. او خود نوشتههای زیادی از احادیث را از بین برد. همین نهی از ناحیه خلیفه دوم و سوم و پس از آن از ناحیه معاویه و دیگر خلفای بنی امیه ادامه یافت. این نهی به معنای آن نبود که اصلاً تدوینی صورت نگرفته، بلکه تدوینهایی وجود داشته که یا مرتب نبوده و یا بواسطه همان نهی جرأت انتشار نداشته است.
در یک خبر تاریخی بدست میآید که مغازی رسول الله در زمان عبدالملک تدوین شده بود و بجهت آن که در آن از فضائل انصار زیاد سخن رفته بود، توسط سلیمان بن عبدالملک از بین رفت. همچنین عروة بن زبیر نوشتههای بسیاری داشت که آنها را از بین برد. این که گفته شده کتابت از زمان عمر بن عبدالعزیز شروع گردیده، شاید به معنای رسمیت یافتن تألیف و تدوین از زمان او باشد.
از افرادی که در حول و حوش سیره رسول الله نوشتههایی داشتهاند میتوان این افراد را نام برد: عروة بن زبیر، زهری، عاصم بن قتادة، ابان بن عثمان، وهب بن منبه، شرحبیل بن سعد، ابی بکر بن حزم، موسی بن عقبه، معمر بن راشد. از میان اینان چه بسا افرادی کتب مدونی نیز داشتهاند که از میان رفته است.
از میان مورخین بعد از آنها همچون مدائنی، ابو مخنف، هشام کلبی نیز جز کتبی بسیار اندک چیز دیگری بدست نیامده است، اگر چه در تاریخ طبری و سایر کتب نقلهایی از آنها وجود دارد. از میان این مورخین تنها اثری که در زمینه سیره پیامبر بصورت منظم باقی مانده، سیره ابن اسحاق است. این سیره امروز بصورت اولیه وجود خارجی ندارد، اما مختصری از آن توسط ابن هشام باقی مانده است.
ابن هشام سیره ابن اسحاق را به شکل دلخواه خود دستکاری کرد. کتاب ابن اسحاق شامل اخباری از جاهلیت و تاریخ قبل از اسلام، تولد پیامبر، بعثت، دوران مکه و مدینه و غزوات تا زمان رحلت حضرت میباشد.
بعد از سیره ابن اسحاق، کتاب المغازی از واقدی از جمله کتب مدونی است که در مورد غزوات حضرت رسول بصورت منظم نگاشته شده و امروز بدست ما رسیده است. او خود نقل میکند که درباره این غزوات از تک تک فرزندان صحابه تحقیقات زیادی کرده است. نقلهای زیادی نیز از واقدی در کتاب الطبقات الکبری از محمد بن سعد وجود دارد.
در فاصله قرن اول و دوم در زمینه انساب العرب تالیفاتی صورت گرفته است. عنایت مورخین به اخبار انبیاء سلف ناشی از ورود علمای یهود و نصاری در میان مسلمین بود. افرادی مثل کعب الاحبار و شاگردانشان کوشیدند با وارد کردن اخبار انبیاء از منابع یهودی، فرهنگ اسلامی را آلوده کنند. در اواخر قرن سوم، طبری جمعبندی مفصلی از تاریخ آدم تا خاتم و پس از آن تا سال ۳۰۲ را در کتاب بزرگ خود بنگارش درآورد. در همین دوران، بلاذری نیز انساب الاشراف را نوشت که جنبه تاریخی آن بسیار قویتر از بیان نسب بود.