بسم الله الرحمن الرحیم
ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و صاحبان امر، که از شمایند، فرمانبرداری کنید. (سورۀ نساء، آیۀ ۵۹)
«اولوا الامر» چه کسانی هستند؟ انسان به حسب طبع و فطرت آزاد آفریده شده و در سرنوشت خود مسئول است. اصل نخستین این است که هیچ کس حق ندارد دیگری را به کاری وادارد یا از کاری بازدارد، مگر خدایی که او را آفریده است. اما این اصل در برخی موارد کارایی خود را از دست میدهد؛ آنجا که در میان انسانها کسی یا کسانی در عقل و دانش و تجربه بر دیگران برتری دارند. در این گونه موارد به حکم عقل، کسی که نمیداند از کسی که میداند پیروی میکند.
اگر کسی در همه جوانب زندگی از همگان برتر باشد و وجودش سرشار از دانایی و بصیرت باشد، خردمندان باید از او پیروی کنند. پاسخ فطرت و خرد ناب به این پرسش روشن است.
در آیۀ «اولوا الامر» ابتدا اطاعت از خداوند، سپس اطاعت از رسول خدا و آنگاه اطاعت از صاحبان امر مطرح شده است. اطاعت از رسول خدا در طول اطاعت خداست و اطاعت از اولوا الامر نیز در همان مسیر قرار دارد. این اطاعت بیقید و شرط، بیانگر عصمت علمی و عملی آنان است. صاحبان امر، جز در دریافت وحی، در همه شئون و مسئولیتهای پیامبر با او شریکند.
از این رو، روایات متعددی از پیامبر در تعیین مصداق اولوا الامر نقل شده است. جابر بن عبدالله انصاری میگوید: وقتی آیۀ اولوا الامر نازل شد، به پیامبر گفتم: ای رسول خدا، خدا و رسولش را شناختیم، اما صاحبان امر که خدا اطاعت آنان را در ردیف اطاعت شما قرار داده، چه کسانی هستند؟ فرمود: «ای جابر، ایشان جانشینان من و پس از من پیشوایان مسلمانانند: اولشان علی بن ابی طالب، سپس حسن، سپس حسین، سپس علی بن الحسین، سپس محمد بن علی که در تورات به «باقر» شهره است، سپس صادق جعفر بن محمد، سپس موسی بن جعفر، سپس علی بن موسی، سپس محمد بن علی، سپس علی بن محمد، سپس حسن بن علی، سپس همنام و همکنیۀ من، حجت خدا در زمین.»
در این حدیث نکتههای مهمی است: اینکه پیامبر از صاحبان امر به خلفا و جانشینان خود تعبیر کرده که حاکی از آن است خلافت از منصبهای رسالت است. اینکه پیامبر نام هر یک از جانشینان خود را به ترتیب یاد کرده، دلیل آن است که خلافت ایشان بنا بر تعیین خداوند است؛ زیرا پیامبر به تصریح قرآن جز از راه وحی سخن نمیگوید.
در روایتی دیگر، امام صادق علیهالسلام پایههای اسلام را شهادت به توحید و رسالت، اقرار به آنچه خدا آورده، زکات، و پذیرش ولایت آل محمد دانسته و فرموده: «خداوند فرمود: از خدا و پیامبر و صاحبان امر اطاعت کنید. پس علی از زمامداران است، سپس حسن، سپس حسین، سپس علی بن الحسین، سپس محمد بن علی و به همین سان ادامه مییابد. زمین جز به امامی سامان نیابد.»
حدیث ثقلین که در میان فریقین با عنوان «ثقلین» شناخته شده و در صدور قطعی آن از پیامبر هیچ کس تردید نکرده، بیانگر اطاعت بیقید و شرط از قرآن و عترت است. پیامبر فرمود: «من در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم: کتاب خدا و عترت اهل بیتم را. اگر به این دو چنگ زنید هرگز گمراه نمیشوید و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.»
در حقیقت حدیث ثقلین با آیۀ اولوا الامر هماهنگ و همساز است. قرآن کریم کتابی آسمانی و جاودانه و مصون از خطاست. اما اینکه عترت در کنار قرآن قرار داده شده، دلیل آن است که ایشان نیز همه ویژگیهای قرآن را دارند. اگر قرآن صامت است، آن بزرگواران قرآن ناطقند. بنابراین اطاعت از عترت نیز بیهیچ قید و شرط واجب است. منزلت امامت امری الهی است و هیچ شخص و گروهی در گزینش آن حق ندارند. اولوا الامر مرجعیت علمی و فکری دارند و از سوی خداوند تکلیف یافتهاند که دامنۀ حکومت نبوی را گسترش دهند و جامعۀ دینی را از کجرویها بازدارند.