بسم الله الرحمن الرحیم
آیین پاک و یکتاپرستانهای که عیسی برای هدایت مردم آورد، در گذر زمان با تحریفهای گسترده روبهرو شد و چهره حقیقی خود را در میان خرافات و بدعتها گم کرد.
در جهان امروز، ادیان و آیینهای گوناگونی در نقاط مختلف زمین حضور دارند که هر یک به نوبهی خود، جمعیتی از پیروان را گرد آوردهاند. اما در میان این همه تنوع مذهبی، چند آیین هستند که از شمار پیروان چشمگیری برخوردارند و به همین دلیل، بررسی و شناخت آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است. این ادیان را از یک زاویه میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: دسته نخست، ادیان آسمانی هستند که سرچشمهی آنها وحی الهی است و به وسیله پیامبران به مردم ابلاغ شدهاند؛ اسلام و مسیحیت از جمله این ادیان به شمار میروند. دسته دوم، ادیانی هستند که ریشه در تفکرات بشری دارند و مدعی نزول وحی از سوی خداوند نیستند؛ آیین بودا نمونهای از این دسته است، زیرا بنیانگذار آن، بودا، خود را پیامبر خدا معرفی نکرد و تنها خود را یک مصلح اجتماعی خواند که برای درمان دردهای بشری آمده است.
از میان همه ادیان موجود در کره زمین، پنج آیین دارای بیش از پانصد میلیون پیرو هستند و به همین دلیل، از آنها به عنوان مذاهب بزرگ جهان یاد میشود: اسلام، مسیحیت، هندو، کنفوسیوس و بودا. آیین یهود، هرچند شمار پیروان آن در مقایسه با این پنج دین بسیار اندک است، اما به دلیل ریشههای تاریخی عمیقی که دارد و همچنین پیوندی که با دیگر ادیان آسمانی پیدا کرده، قابل تأمل و بررسی است. افزون بر این، اشغال سرزمین فلسطین توسط صهیونیسم، توجه به این آیین را بیش از پیش ضروری ساخته است. اما در میان همه اینها، مسیحیت کنونی جایگاه ویژهای دارد و باید پیش از هر چیز مورد مطالعه قرار گیرد، زیرا از یک سو، شمار پیروان آن از هر دین دیگری بیشتر است، از سوی دیگر، در کشورهای پیشرفته و به اصطلاح متمدن اروپا و آمریکا گسترش یافته و از نفوذ سیاسی و فرهنگی بالایی برخوردار است. همچنین پیوند تنگاتنگ این آیین با جریان استعمار و جنبشهای ضداسلامی، و نیز وجود دستگاههای تبلیغاتی عظیم و مجهزی که حتی در کشورهای اسلامی نیز به فعالیت مشغولند، همه و همه ضرورت شناخت دقیق آن را دوچندان میکند.
نخستین نکتهای که در مواجهه با مسیحیت امروز جلب توجه میکند، تقسیم آن به سه فرقه بزرگ کاتولیک، پروتستان و ارتودکس است. فرقه کاتولیک که بزرگترین و پرجمعیتترین گروه مسیحیان را تشکیل میدهد، از کلیسای روم و پاپ به عنوان رهبر بلامنازع خود پیروی میکند. آنها معتقدند که تنها پاپ و دستگاه کلیسا صلاحیت تفسیر تعلیمات مذهبی را دارند و هیچ منبع دیگری را در این زمینه معتبر نمیدانند. از دیگر باورهای کاتولیکها، اعتقاد به بهشتفروشی، مغفرتنامه، بخشش گناهان توسط کشیشان و شفاعت مقدسین است. همچنین آنها روحالقدس را در عین حال از پدر و پسر میدانند و به رهبانیت شدید و تجرد اجباری کشیشان در تمام طول عمر پایبند هستند.
فرقه ارتودکس ریشه در اختلافات دیرینه میان کلیسای روم غربی و کلیسای روم شرقی دارد. این اختلافات، هرچند در ظاهر بر سر مسائل مذهبی بود، اما در واقع بازتابی از کشمکشهای سیاسی میان دو بخش شرقی و غربی امپراتوری روم به شمار میرفت. روحانیان شرقی با تجرد اجباری کشیشان مخالف بودند، معتقد بودند که روحالقدس تنها از پدر ناشی میشود، مصونیت پاپ از خطا را نمیپذیرفتند، برگزاری مراسم مذهبی به زبانهای محلی را جایز میدانستند، شفاعت مقدسین را قبول نداشتند و نجات انسان را در گرو اعمال خود او میدیدند. سرانجام این اختلافات در قرن یازدهم میلادی به جدایی کامل انجامید و فرقه ارتودکس به صورت یک کلیسای مستقل با تشکلات روحانی جداگانه درآمد.
فرقه پروتستان نیز از دل تاریکیهای قرون وسطی و ظلم و اجحاف کلیسای کاتولیک زاده شد. در آن دوران، قدرت مطلقه پاپها و جهل و نادانی اولیای کلیسا، وضعیتی اسفناک به وجود آورده بود که بسیاری از مردم را به ستوه آورده بود. اما جرأت قیام علیه این دستگاه عظیم قدرتمند، کاری بس دشوار بود تا اینکه در اواخر قرن پانزدهم، کشیشی به نام آراسموس با نوشتههای خود، زمینههای فکری اصلاح را فراهم کرد. سرانجام مارتین لوتر در اوایل قرن شانزدهم قیام خود را با مخالفت شدید با فروش مغفرتنامه و گناهبخشی آغاز کرد و ۹۵ ماده اصلاحی خود را بر درِ کلیسای وتینبرگ نصب نمود. پس از تکفیر شدن توسط پاپ، لوتر تکفیرنامه را در حضور جمعیت سوزاند و به ترجمه اناجیل به زبان آلمانی پرداخت. پروتستانها با دستگاه پاپ به شدت مخالفند، مراجعه به کتاب مقدس را برای همگان آزاد میدانند، گناهبخشی و بهشتفروشی را مردود میشمارند، رهبانیت را غلط میدانند و ازدواج را برای همه، حتی برای کشیشان، مجاز میشمارند. خود لوتر نیز برای اثبات این عقیده، ازدواج کرد و راه را برای پیروان خود هموار ساخت.