بسم الله الرحمن الرحیم
ایمان و عمل صالح دو رکن جدانشدنی برای نیل به سعادت حقیقی و رسیدن به والاترین مقامات انسانی هستند.
گرایش به شناخت عمل شایسته و دستیابی به تعریفی جامع از آن، همواره ذهن حقجویان را به خود مشغول ساخته است. در تحلیل ساختاری کلام الهی، عمل شایسته مفهومی فراگیر دارد که از مرز تعاریف محدود فقهی و عرفی فراتر رفته و تمام ابعاد وجودی فرد، خانواده، جامعه و نظام طبیعت را در بر میگیرد. بررسی تقابلهای معنایی در متن وحی روشن میسازد که عمل شایسته در نقطه مقابل اقدامهای ویرانگر، خروج از مسیر حق، زشتی، جرم، بیداد و خودبرتربینی قرار دارد. بر این اساس، نخستین معیار پدید آمدن چنین رفتاری، انطباق کاملا دگرگونناپذیر آن با آفرینش نخستین، سنن الهی و دوری از هرگونه افراط، تفریط و ستم به خویشتن یا دیگران است. اقدام شایسته تنها در بستری هدفمند و برخاسته از بندگی خالصانه شکل میگیرد و هرگز در انگیزه دستپایین مادی و حیوانی محصور نمیشود.
شناخت معیارهای دینی نشان میدهد که ارزشمندی پایداریِ رفتارهای نیکو، نیازمند ریشهدوانی در باور قلبی به یکتایی آفریدگار، رستاخیز و حقانیت آموزههای وحیانی است. باور قلبی بسان نیرو محرکهای عمل میکند که خروجی آن در قالب رفتارهای سازنده تجلی مییابد و بدون چنین پشتوانهای، کارهای خوب پایداری لازم را نخواهند داشت. همراهیِ دائم میان باور درون و رفتار بیرون، پیوندی عمیق و گسستناپذیر ایجاد میکند که آثار پربرکتی در حیات خاکی و سرای ابدی بر جای میگذارد. در زیست دنیوی، بروز رفتارهای شایسته موجب رهایی از زیانکاری، دستیابی به آرامش روان، قناعت، شکلگیری حیات طیبه، جلب دوستی و مودت در میان مردم، و قرار گرفتن در جایگاه شایستگان میشود؛ جایگاهی والای انسانی که همواره آرزوی پیامبران الهی بوده است. در سرای دیگر نیز امنیت کامل از بیم، اندوه، بیعدالتی، دریافت پاداشهای بیحساب، بخشش لغزشها و دگرگونی کاستیها به نیکیها از ثمرات پایدار این پیوند مبارک خواهد بود.
برای شکلگیری رفتار شایسته، زمینهها و پیشنیازهایی ضروری است که از جمله آنها میتوان به بازگشت خالصانه از گمراهی و تقصیر، پایداری در برابر سختیها، سپاسگزاری عملی، بهرهمندی از روزی پاک و حلال، دوری از بخل درون و انفاق در راه خدا اشاره کرد. سیر بررسی دیدگاههای اندیشمندان و مفسران نشان میدهد که در دورههای نخستین، بیشتر به جنبههای فقهی و انجام واجبات دینی توجه میشد، اما به مرور زمان، گستره مفهومی این واژه بازتر شد و تمامی فعالیتهای مثبت و سازنده را در عرصههای گوناگون علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پوشش داد.
بررسی مصادیق عملی نشان میدهد که رفتار شایسته در بُعد فردی شامل پایداری بر حق، توکل کامل بر آفریدگار، ایستادگی در برابر آزارها، پایداری در نبرد با ستم، تأیید و تصدیق نشانههای الهی و برپایی نماز است. در حوزه اجتماعی، حاکم کردن روابط سالم اقتصادی، حذف ربا، ادای کامل امانت، داوری بر پایه دادگری، پایداری در تولید و صنعت، امر به معروف، نهی از منکر، حفظ حیا و پوشش مناسب و نیز تعهد الهی در هنر و ادبیات از مصادیق برجسته آن به شمار میروند. در نظام خانوادگی، احسان بیدریغ به پدر و مادر، مراقبت از حقوق فرزندان، مدارا و خوشرفتاری میان همسران و رازداری زنان، شالوده رفتار شایسته را تشکیل میدهد. حتی در ارتباط با محیط زیست و طبیعت، آبادانی زمین، جلوگیری از ویرانی آب و خاک، پرهیز از قطع درختان و رعایت حقوق سایر موجودات زنده، همگی در دایره رفتارهای شایسته جای میگیرند. پایداری این ارزشها و ماندگاری برکات آنها در جامعه، همان دستاوردهای ماندگاری است که شالوده تمدن واقعی بشر را میسازد.