بسم الله الرحمن الرحیم
کوثر چیزی نیست که به انسان داده شود؛ جریانی است که از انسان عبور میکند.
کوثر به معنای زیادشدنِ چیزها نیست. هر افزایشی، کوثر نیست. ممکن است نعمت زیاد شود، امکانات فراوان شود، پیروزیها تکرار شوند، اما انسان در درونش تهیتر شود. کوثر، خیر کثیر است؛ خیری که میماند، رشد میدهد و جهت میسازد. چیزی که انسان را به جریان میاندازد، نه اینکه فقط به او اضافه شود.
خیلی وقتها انسان خیال میکند اگر چیزی را بهدست آورد، نجات پیدا کرده است؛ پول، قدرت، محبوبیت، موقعیت یا حتی موفقیت دینی. اما تجربه نشان میدهد که بسیاری از این داشتهها، نهتنها نجاتبخش نیستند، بلکه اگر درست فهم نشوند، عامل توقف و پوسیدگی میشوند. کوثر از جنس داشتن نیست؛ از جنس جاریشدن است.
کوثر وقتی معنا پیدا میکند که انسان خودش را محور نداند. نعمت معمولاً دور انسان میچرخد، اما کوثر انسان را وارد یک مسیر میکند. در نعمت، انسان مصرفکننده است؛ در کوثر، واسطه است. نعمت میتواند انسان را سنگین کند، اما کوثر سبک میکند. چون انسان دیگر بار را برای خودش نگه نمیدارد؛ عبور میدهد.
یکی از خطاهای رایج این است که کوثر با برکت ظاهری اشتباه گرفته شود. ممکن است چیزی برکت داشته باشد، اما کوثر نباشد؛ چون فقط دامنهی استفاده را بزرگ کرده، نه جهت را. کوثر آنجاست که حتی در کمترین امکانات، بیشترین اثر شکل میگیرد. نه بهخاطر مهارت انسان، بلکه بهخاطر درستبودن مسیر.
کوثر وابسته به شرایط بیرونی نیست. ممکن است انسانی در تنگنا باشد، اما کوثر در زندگیاش جاری باشد. و ممکن است کسی در رفاه کامل زندگی کند، اما از کوثر بیبهره باشد. معیار، موقعیت نیست؛ زاویهی برخورد است. کوثر به نگاه انسان به زندگی گره خورده، نه به داشتههایش.
وقتی کوثر وارد زندگی میشود، انسان دیگر دنبال جمعکردن نیست. دنبال درستکردن است. بهجای اینکه بپرسد چقدر دارم، میپرسد چگونه خرج میکنم. بهجای اینکه بپرسد چه چیزی گیرم میآید، میپرسد چه چیزی از من عبور میکند. همین تغییر سؤال، زندگی را دگرگون میکند.
کوثر، پاسخ به نگاه تحقیرآمیز دیگران هم هست. وقتی انسان را ابتر میدانند، وقتی آینده را بسته میبینند، کوثر یعنی جریانِ خلاف این تصور. یعنی اثری که قطع نمیشود، حتی اگر ظاهر همهچیز خلافش را نشان بدهد. کوثر یعنی استمرار معنا، نه بقای نام.
در این نگاه، کوثر فقط یک مفهوم ذهنی نیست؛ یک قاعدهی زندگی است. هرجا انسان خودش را کنار میکشد و اجازه میدهد حق از او عبور کند، کوثر شکل میگیرد. و هرجا انسان خودش را مرکز میکند، حتی نعمتهای بزرگ هم خشک میشوند.
کوثر یعنی انسان منبع نیست، مسیر است. و مسیر، هرچه بازتر باشد، خیر بیشتری از آن عبور میکند. اینجاست که زندگی، از انباشت به جریان تبدیل میشود و انسان، از مصرفکننده به واسطهی خیر.