مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
نبوغ ذاتی و درک فوق‌العاده در پرتو والاترین مکارم اخلاق رشد یافت تا وجودی پیوسته با حق، آیینه تمام‌نمای فضایل الهی، اخلاص و انسانیت در گستره تاریخ گردد.

در بستری از اصالت و پاکی، تاریخ بشر شاهد رخدادی شگرف، بی‌مانند و سرشار از شگفتی در جغرافیای ایمان است. تبار و دودمانی پاک و ریشه‌دار در یکتاپرستی، زمینه‌ساز شکوفایی فرزندی شد که مسیر حیات او با دگرگونی‌های بنیادین معنوی، فکری و اجتماعی پیوند خورد. مادری باایمان، پرهیزگار، موحد و پایبند به آیین حنیف ابراهیمی، هنگامی که نشانه‌های زایش آشکار گردید، با دلی سرشار از اخلاص، توکل و خشوع رو به سوی حریم امن و مقدس کعبه نهاد. در برابر دیواره‌های خانه خدا، دست نیایش و تضرع به درگاه پروردگار آسمان‌ها و زمین برداشت و با یادآوری ایمان راستین خود به انبیای گذشته و کتب آسمانی، طلب آسانی و آرامش نمود. در پاسخی الهی و فراتر از همه محاسبات و قوانین جاری طبیعت، دیوار کعبه در کنار رکن یمانی شکافته شد تا مقدس‌ترین پایگاه توحید، مهد ورود انسانی پاک‌طینت به این جهان خاکی گردد. سه شبانه‌روز حضور در درون کعبه و بهره‌مندی از کرامتی بی‌سابقه، حقیقتی تاریخی را رقم زد که بزرگان اندیشه و تاریخ‌نگاران منصف بر شکوه و یگانگی آن مهر تأیید زده‌اند. نام‌گذاری این مولود نیز با الهام از والایی و علو جایگاه الهی رقم خورد و با عناوینی شناخته شد که بیانگر حقیقت عدالت، پاکی، استواری و دلیری در راه حقیقت بود.

پدر او، رئیس باکرامت و سخاوتمند مکه، شخصیتی سرآمد در جوانمردی، عطوفت و ایثار بود که در سخت‌ترین طوفان‌های جاهلیت، با هوشمندی، استواری و بهره‌گیری از جایگاه اجتماعی خویش، سنگری مستحکم برای جریان روشنگری و آیین توحیدی فراهم ساخت. وی سالیان دراز با عشقی سرشار از معرفت، خطرات پرشمار را به جان خرید تا نهال نوپای توحید آسیب نبیند و در تاریک‌ترین روزهای محاصره و تنگنا، تمامی هستی، آسایش، اعتبار و دارایی خود را فدای آرمان‌های الهی نمود. پایداری و فداکاری این بزرگ‌مرد در روزهای پرالتهاب، گواهی روشن بر ایمانی عمیق، قلبی مطمئن و عهدی استوار با پروردگار بود.

با پیدایش خشکسالی و تنگی معیشت در مکه، اراده‌ای حکیمانه شرایط را برای پیوندی عمیق‌تر، سرنوشت‌ساز و بی‌واسطه میان دو روح الهی مهیا ساخت. با تدبیری سرشار از مهر و مسئولیت‌پذیری اخلاقی، تصمیم گرفته شد که سرپرستی فرزندان آن خانه میان بستگان تقسیم شود تا بار سنگین معیشت سبک‌تر گردد. بدین سان، این کودک به خانه امین مکه راه یافت و دوران رشد و شکوفایی او به صورتی مستقیم و پیوسته، تحت هدایت و تعالیم عالی‌ترین معلم اخلاق و انسانیت قرار گرفت. این هم‌زیستی شبانه‌روزی، پیوندی چنان استوار و ناگسستنی پدید آورد که تمامی ابعاد وجودی، رفتارها و بینش‌های او را متناسب با برترین معیارهای کمال شکل بخشید.

روند این تربیت و پرورش چنان دقیق و پرمعنا بود که شاگرد مانند سایه‌ای وفادار، گام‌به‌گام در پی مربی خویش حرکت می‌کرد و هر روز افقی تازه از مکارم اخلاق، راستی، شکیبایی، فضیلت و حق‌طلبی را فرا می‌گرفت. این همراهی تنها به روابط معمول زندگی محدود نمی‌شد؛ بلکه در ایام اعتکاف و عبادت‌های طولانی در غار حرا و انزوای معنوی به دور از هیاهو و تباهی محیط پیرامون، تنها مونس و همراهی که شاهد رازونیازهای ناب، سلوک ملکوتی و نزول بارقه‌های هدایت بود، همین نوجوان پاک‌سرشت به شمار می‌رفت. او از همان دوران نوجوانی، رایحه خوش توحید و پاکی را با تمام وجود دریافت کرد و با جانی لبریز از آگاهی، بصیرت و شهامت، برای ایفای نقشی بی‌همتا در پیشبرد اهداف الهی و پیکار با ستمگری و جهل آماده شد.

مهرورزی عمیق و متقابلی که در این پیوند شکل گرفت، فراتر از پیوندهای خویشاوندی و عواطف متداول زمینی بود؛ محبتی متصل به معرفت الهی که ریشه در پیمان ازلی بندگی و مسئولیت تاریخی داشت. این عشق متقابل، جان‌های آگاه را به شگفتی وامی‌داشت و تصویری بی‌نظیر از پیوند مراد و مرید، مربی و شاگرد و رهبر و پاسدار عدالت را متجلی می‌ساخت. شخصیتی که در چنین آغوش پرمهر و زیر سایه چنین بینش ژرفی قد کشید، به چنان مرتبه‌ای از کمال، ایثار، تقوا و پایداری دست یافت که در تمامی آزمون‌های دشوار آینده، استوارترین تکیه‌گاه برای برپایی راستی، حراست از کرامت انسان‌ها و گسترش عدالت اجتماعی گردید.