بسم الله الرحمن الرحیم
اسلام تنها دین الهی است که همیشه و برای همه انسانها برنامه دارد و حج، یکی از مهمترین مظاهر این جهانشمولی است.
هر انسانى باید دین الهى داشته باشد و دین الهى جز اسلام وجود ندارد. دینى جز آن پذیرفته نیست. اسلام تنها دین جامعى است که از طرف پروردگار عالم نازل شده و دربردارنده همه کمالات انسانى است و بر همه ادیان باطل چیره گشته و در گستره زمین قابل اجرا و مورد استفاده است. بنابراین، باید حاوى برنامههایى باشد که در طول تاریخ، مورد بهرهبردارى قرار گیرد.
از بزرگترین و مهمترین اوصاف اسلام، «کلیت» و «دوام» است. یعنى همه افراد انسان، از سیاه و سفید و سرخ و دیگر نژادها را در خود جاى مىدهد و همچنین تمام خط زمان، از گذشته و آینده، تا روز قیامت را در بر مىگیرد.
اسلام که امرى الهى و غالب بر زمان و حرکت و ماده و مصون از زوال است، علت تامهاى دارد که از دو علت فاعلى و قابل تشکیل شده. علت قابل اسلام، انسان است و انسان با فطرت خاصى که بر آن سرشته شده، همواره انسان است و تغییر و تبدیلى ندارد. علت فاعلى اسلام نیز خداست که هرگز دگرگونى براى او راه ندارد. ذات او چشمه حیات و نور و علم و قدرت است. پس او به مصالح و مفاسد انسان آگاه و بر تعلیم و هدایت او تواناتر است.
راز جهانشمولى اسلام اولاً این است که براى شکوفایى فطرت انسانى نازل شده و محکوم هیچ سرزمین و در رهن هیچ تاریخ و سیر زمانى نیست. ثانیاً معلم انسان و پرورنده بشریت، خداوندى است که جهل را به حرم علم نامحدود او راهى نیست. از این رو دین مرضى او اصلى ثابت و بنیانى زوالناپذیر در هدایت همه جوامع انسانى است.
اسلام داراى مبانى و ارکانى است. یکى از این ارکان، حج است. امام باقر(ع) فرمود: اسلام بر پنج پایه بنیان نهاده شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت. آن کس که عمداً حج نگزارد، رکنى از ارکان دین الهى خود را نابود کرده و در نتیجه اسلام کامل را از بین برده است. خداوند از ترک عمدى حج به کفر تعبیر مىفرماید.
اسلام از آن جهت که دین جهانشمول است و همواره دو اصل زوالناپذیر «همگانى» و «همیشگى» بودن را گوشزد مىکند، باید برنامههاى آن هم جهانى بوده و نمودار زندهاى از کلیت و دوام باشد. حج از شاخصترین برنامههاى جهانى اسلام است. براى تبیین جهانى بودن حج به شواهد قرآنى زیر مىتوان اشاره کرد:
اول: کعبه اولین خانهاى است که براى عبادت توده مردم بنا نهاده شده. تعبیر از پایگاه کعبه به «بکه» که به معناى ازدحام و تراکم جمعیت است نشان مىدهد که کعبه محورى جهانى بوده که از هر سوى عالم در گستره زمان به آن رجوع کردهاند.
دوم: کعبه هدایت همه جهانیان را تأمین مىکند. خداوند به ابراهیم فرمود: مردم را به حج فراخوان تا از هر سو و با هر وسيله ممکن، از پیاده و سواره، از دور و نزدیک، به نداى تو پاسخ دهند.
سوم: خداوند کعبه را مرجع همه مردم و جايگاه امان و آرامش قرار داد. پیمان الهى با ابراهیم و اسماعیل این بود که کعبه را براى زائران و طوافکنندگان و معتكفان پاک نگه دارند.
چهارم: خداوند کعبه را از حرمتى خاص برخوردار ساخته و عامل قیام همگانى قرار داده است. اگر هدف همه انبیاى الهى این است که مردم به قسط و عدل قیام کنند، عامل مهمى که مىتواند خصوصیتهاى نژادى و جغرافیایى و اختلافها را به یک سو نهد و زمینه قیام همه مردم را به قسط و عدل فراهم کند، کعبه است. امام صادق(ع) فرمود: همواره دین خدا قائم و زنده است مادام که کعبه پابرجاست.
پنجم: امتثال دستورهاى الهى، به ویژه زيارت كعبه، به مردم سرزمینى معین اختصاص ندارد و افراد هیچ منطقهاى به انجام مناسک حج از افراد منطقه دیگر سزاوارتر نیستند.
حج به عنوان یکى از مهمترین مظاهر اسلام، براى تحقق دو اصل کلیت و دوام شایسته است. از این رو حج، منسکى ویژه براى ملت یا عصر خاصى نیست، بلکه حج کلى و دائم است و در ميان امم و اقوام گذشته و در طول قرون از تطاول سالها و روزها در امان مانده است.